سفارش تبلیغ
صبا

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور

به یک ترکه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

152- ترکه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یکی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!

 

153- ترکه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به ترکه میگه اسم توچیه؟! ترکه اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!

 

154- تو جزیره آدم‌خورا یک بابایی میره ساندویچ فروشی، یک ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یک تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یک کلاس خاص خودشو داره. مردک هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاکی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، کلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاک شاکی میشه و ساندویچ رو می‌کوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یکی مغز ترکه،‌ باید 100 تا کله بشکنیم تا ازش یک ساندویچ دربیاد!!

 

155- ترکه زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!

 

156- یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه!

 

157- ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!

 

158- ترکه میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!

 

159- ترکه میخواسته بره هر چی راهزنه اطراف تبریزه  دهنشون رو سرویس کنه. ملت هم میان هر کی یه چیزی براش میارن، یکی شمشیر میاره یکی خنجر میاره و حسابی مسلحش میکنن. خلاصه ترکه راه میفته و بعد از یک هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی کار کردی؟ ترکه پامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!

 

160- ترکه به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه، کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه...!

 

!

 

178- یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ کنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من که نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همکارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همکارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه کوفتیه!؟ اصلاً برو یکم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد!

 

179- عربه میره مغازه با لهجه میگه:‌آقا رُبععع دارین؟ یارو میگه:‌ داریم، ولی نه به این غلیظی!

 

180- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. ترکه میگه: پس من قطع میکنم دوباره میگیرم!

 

181- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!

 

182- ترکه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم کیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما ترکین‌؟ میگه: از کجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. ترکه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست کنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم کیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما ترکین؟ میگه: اِاِا... از کجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله که بانک شده!

 

183- شیره‌ایه میخواسته تاکسی بگیره، ‌به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من که می‌خواستم اونجا پیاده شم!

 

184- ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. ترکه میگه: مِریه؟ میگه: نه. ترکه میگه: جاندارمریه؟

 

185- به ترکه میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!

 

186- ترکه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. ترکه داد و بیداد می‌کنه که:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!

 

187- ترکه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند کفشش بازه. به کنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یک دقیقه این میله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!

 

188- ترکه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود که تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما که فقط پاها رو نشون دادیم. ترکه میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم!

 

189- ترکه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی که همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ ترکه میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه کنم،‌ میدوه میره تو کوچه لخت میشه!

 

190- یارو ترکه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، ترکه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!

 

191- عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد و خاک میشه!

 

192- ترکه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!

 

193- ترکه 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یک بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند کمتر، زندگی بهتر!

 

194- ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!

 

195- دو تا ترکه میرن یک رستوران کلاس بالا، ‌دو تا کوکا سفارش میدند‌، بعد هم یکی یک ساندویچ از کیفشون درمیارند، ‌شروع می‌کنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. ترکا یک نگاهی به هم می‌کنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌کنند!

 

196- ترکه 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یک ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میکنه. همون وقت یک بابای دیگه‌ای داشته یک پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌ترکه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

 

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 90/8/8 توسط فرهاد به یاد«حسام»

عقدنامه امضا می کنید یا دفتر خاطرات ؟!

پس با تحقق هر یک از این شروط و اثبات آن در دادگاه، زن می‌تواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و پس از قطعیت حکم نسبت به اجرا و ثبت صیغه طلاق در دفتر رسمی ثبت طلاق اقدام کرده و خودش را مطلقه کند.

ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ شنبه 90/3/28 توسط فرهاد به یاد«حسام»

در خواستگاری یک دروغ سنج داشته باشید !

بخشی از این بی اعتمادی می تواند به افزایش روابط دختر و پسر در زمان پیش از ازدواج برگردد و حال آنکه همه دختران و پسران موافق چنین ارتباط هایی نیستند

ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ شنبه 90/3/28 توسط فرهاد به یاد«حسام»

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی

ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/3/9 توسط فرهاد به یاد«حسام»

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی

ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/3/9 توسط فرهاد به یاد«حسام»

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد ، به آرامشی عظیم دست می یابی!

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد. چنین خنده ای پدیده ای نادر است!

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

کسی می تواند بخندد، که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است پس به همه بگو دوستشان داری !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود ؛ پس در شادیت با همه شریک شو !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم !

یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند !

کمی موسیقی گوش کن، برقص، بخند(حتی به زور)، آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

فراموش نکن ! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم، ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

شاید این جبر زمانه است ولی بدان که بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

سرور و شادی، خدای درون فرد است که از اعماق او برخاسته و متجلی می شود !

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی

 

اینجا را ببین و خندین به مشکلاتت رو یاد بگیر ! | www.birdana.com

 

مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه

شاد باشید و لبخندتان جاویدان

امیدواریم غنچه ی شادی همیشه بر لبان شما شکوفا باشد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/3/9 توسط فرهاد به یاد«حسام»

طنز: کاربرد برخی وسایل هنگام عاشقی ! | www.birdana.com

کاربرد هریک از وسایل و افراد در عاشقی:

ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/2/28 توسط فرهاد به یاد«حسام»
شنیدم در دهی از آنورآباد
جوانی سخت کمرو گشت داماد
تو گویی جز سکوت و جز شنفتن
نداردهیچ زادی بهرگفتن
شب عیش و زفاف و وصلت آمد
جوان درحجله باصدخجلت آمد
دو محرم را به خلوت کرده بودند
فراش وصل راگسترده بودند
مهیا مقتضی و منع مفقود
گل وگلچین و رخصت هرسه موجود
ولی کمرو جوان،هررشته میتافت
برای گفت وگو حرفی نمیافت
عروس ازانتظارخودکلافه ز بیتابی وخشمش پرقیافه
به قول پیرهای استخوان دار
جوان خندان شود باکاه دیوار
جوان و اینقدر بیحال وکمرو؟
ندانم کاه دیوار است یا شو؟
سرانجام آن جوان دل را به دریا
زدوپرسید ازهمسرکه آیا
تومیدانی اصول دین بودچند؟
عروسش زدتمسخربار لبخند
که حجله ست این،نه گور ای خانه آباد!
نکیر ومنکری تو،یا که داماد؟!
خدایا حجله ام راگورگردان
ز من این کره خر را دور گردان!

البته باعرض معذرت ازدوستان ،دیدم جنبه ی طنز داره گذاشتم،لطفا برداشت بد نکنید.‏‎ ‎


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/22 توسط فرهاد به یاد«حسام»

به غضنفر می گن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمی خوره! گول آدمو می خوره!

 --------------------------------------------------------------------------------

غضنفررفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میشه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. غضنفر می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته

 ------------------------------------------------------- -------------------------

 از غضنفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاجه می گه 3 نفر می گن چرا 3 نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون ، لامپ رو میگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو میچرخوونن

------------------------- -------------------------------------------------------

یه نفر باباش می میره خیلی براش بی تابی می کرده .غضنفر می ره دلداریش بده .می گه ناپلئون رو می شناسی؟ بعد از این همه جنگ و فتوحات مرد.انیشتن رو می شناسی؟ بعد از این همه کشف و اختراع مرد .بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی می کنی

..........................................................

از غضنفر می پرسن اسم سعدی چیه میگه: ... میدون

 --------------------- -----------------------------------------------------------

 به غضنفر میگن صبحونه چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن ظهر ناهار چی میخوری میگه : تـیـلـیـد میگن شام چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن اصلا ولش کن اوقات فراغتت رو چیکار می کنی میگه میشینم نون خورد می کنم واسه تـیـلـیـد

 --------------------------------------------------- -----------------------------

به غضنفرمیگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟ میگه حضرت سوج میگن : حضرت سوج نداریم که ؟ میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج

------------------------------------------- -------------------------------------

از غضنفر می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله

--------------------------------------------------------------------------------

پلیس راهنماییی جلو غضنفررو میگیره میگه: کارت ماشین گواهینامه معاینه فنی بیمه ... غضنفر میگه : چیکار کنم ؟ جمله بسازم؟ .

-------- ------------------------------------------------------------------------

به غضنفر گفتند: بابات به رحمت ایزدی پیوست! گفت: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!…… گفتند نه. منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت…… گفت: منظورتون را نمی فهمم!!! ….. گفتند: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت…… گفت:بازم نفهمیدم!……. گفتند:ای بابا…بابات رخت از این دنیا بربست……. بازم نفهمید!…… آخر سر عصبانی شدند و گفتند : ابله…بابای خرت! مرد……. گفت: خر ما که بابا نداشت!……خودش یکی بود.

 --------------------------------------------------------------------------------

غضنفر ?سال میره سربازی کارتشو که میدن میگه : ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام

------------------------------------------------------ --------------------------

غضنفر با گوسفنداش دعواش میشه ، واسه چرا می بردشون چمن مصنوعی

 ------------------ --------------------------------------------------------------

زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی: میگه..میخوام با دکتور البرادعی …صحبت کنم….. البرادعی: بفرمایید غضنفر میگه: آقای البرادعی شما دکترین ؟ البرادعی میگه: بله من دکترم یارو میگه: پس آخه واسه چی تو آژانس کار میکنی

..........................................

یارو ماهواره می خره میبره خونه زنش میگه پول از کجا آوردی ماهواره خریدی میگه تلویزیونو فروختم ماهواره خریدم.

................................

یارو میره معدن بقیش باشه بعدن

........................................

2تا روانی رو میبرن پیش روان پزشکی روانپزشک میگه به یکی شون برو خونه ی ما ببین من اونجام روانی میره این یک روانی میخنده دکتر میگه چرا میخندی میگه اون کار خودشو زیاد کرد اگه تلفن کرده بود راحت تر بود

.................................

یارو نمکدون میخره میگه پس نمکش کجاست

..............................1...

یارو صبح که از خواب پا میشه زنش می یره به دخترش میگه صبحانه برای 2 نفر درست کن........... یارو انقدر خسیسه میخواد خود کشی کنه میره خودشو به برق خانه ی همسایه میزنه

...................................

به یه نفر میگن نام 5 حیوان وحشی رو بگو میگه 3شیر و 2 پلنگ

...........................................

به غضنفر میگن چند سالته میگه 52 میگن تو که یه سال قبل گفتی 52 میگه حرف مرد یکییه

................................

 حسن کچل میره سلمانی میگن اینجا چکار میکنی میگه اومدم آب بخورم

....................................

3تا روانی رو برای سنجش فکر میبرن استخر خالی به اولی میگن بپر میپره دست وپاش میشکنه دومی هم می پره سرش میشکنه به سومی میگن بپر میگه شنا بلد نیستم

.............................................




نوشته شده در تاریخ شنبه 89/12/21 توسط فرهاد به یاد«حسام»

این موضوع رو از چند جهت میشه بررسی کرد. 
از نگاه دخترها (که غلط ترین نوع نگاهه) پسرها هزار مدل دارند!
خوب, بد, زشت, خوشگل, چاق, لاغر, دراز و غیره...
در حقیقت اکثریت دخترها به طور طبیعی
قادر به شناخت پسرها نیستند (که البته این اشکالی نداره).

از نظر علمی, پسرها رو میشه به دو گونه اصلی تقسیم کرد, گروه الاغها و گروه روباهها!

گروه الاغها که بیشتر از 90 درصد کل پسرها رو تشکیل میدهند
از نظر رفتار شناسی کاملا قابل تشخیص و تمایز هستند.
این عده در هر حالتی, چه مجرد و چه متاهل به دنبال یافتن
جنس مونث هستند.
از تجسم کردن دخترها, خارج از لباسهاشون لذت میبرند
و اغلب از
روشهای بسیار احمقانه ای سعی در جلب توجه دخترها دارند
(مثلا نمونه قابل دیدن اون مدل های عجیب و غریب موهاشونه).
بسیار مغرور و خودخواه و از خود متشکر هستند
و به دخترها به صورت اموال شخصی خود نگاه میکنند.
این دسته پسرها که اغلب ظاهر خوبی
هم دارند (برخلاف نوعشون),
مورد توجه دسته اصلی دخترها (گربه ها) که بعدا توضیح خواهم داد قرار میگیرند.
در روابط عاطفی اغلب مغلوب جنس مخالف هستند
و به
اصطلاح (زن ذلیل) تشریف دارند
و در تخت خواب فقط و فقط به فکر لذت خودشان هستند.
در حقیقت این دسته از پسرها نقش اصلی را در
خدشه دار کردن شهرت طلایی دسته دوم پسرها یعنی روباه ها بازی میکنند.

دسته دوم پسرها به گروه روباه ها شهرت دارند.
این عده به قول آلدوس هاکسلی نویسنده مشهور
"حداقل به یک چیز
بیشتر از س.ک.س علاقه دارند".
پسرهای گروه روباه که بسیار نایاب و اغلب گوشه گیر هم هستند,
تاریخ بسیار درخشانی داشته و دارند.
اکثریت قریب به اتفاق هنرمندان, مخترعین, نوابغ
و همینطور عشاق معروف تاریخ جزو این دسته خاص هستند.
روباهها, معمولا به دنبال چیزی بیشتر از زیبایی در جنس مخالف میگردند
و از آنجایی که گونه خاص دخترهایی که با این افراد
سازگاری 100% دارند (گروه یوزپلنگ ها) بسیار نایابند,
این افراد مجبور میشوند بر حسب تصادف با دخترهای معمولی دوست بشوند و یا ازدواج کنند.
دوستی این افراد با دخترها بسیار جالب و دیدنی است و از روی آن فیلمهای بسیاری ساخته شده.
شخصیت دختر معمولا محو شخصیت روباه میشود.
او روباه را به طرز دیوانه واری میپرستد و در راه او از همه چیز خود میگذرد.
جالب است که یک روباه با اینکه س.ک.س موضوع اصلی زندگیش نیست, اما در تختخواب بسیار عالی عمل میکند!
چون اولا سعی میکند تا فرد مقابل هم به اندازه او و یا حتی بیشتر از او از س.ک.س لذت ببرد
و ثانیا معمولا اطلاعات بیشتری نسبت به یک (عضو الاغ) نسبت به موضوع س.ک.س دارد
و حداقل معنی اورگاسم زنها و جای کلیتوریس را بلد است.
شاید تنها ایرادی که به این گونه از پسرها بشود گرفت این است که
به سرعت از بودن با یک نفر خسته میشوند و به تنهایی بیشتر از بودن دائمی با یک دختر علاقه دارند.
و اگر با دختری دوست بشوند که از دسته
یوزپلنگها نباشد, به سختی امکان دارد که عاشق او بشوند.

در هر صورت توصیه من به دخترها این است که
هنگامی که با پسری دوست میشوند به گونه او توجه زیادی بکنند.
اگر با یکی از اعضای خرها دوست هستید, سعی کنید
به شدت زیبا و تحریک آمیز به نظر بیایید و اصولا برای او به اندازه کافی ناز کنید.
اما اگر با یک
روباه دوست شدید, سعی کنید
تا حرفهای جالبی برای گفتن داشته باشید و به او
ثابت کنید که
دختر منحصر به فردی هستید و او را درک میکنید...
و در ضمن به هیچ وجه برای او ناز نکنید؛
چون
روباهها هرگز به دنبال دو چیز نمیدوند :
دختر و اتوبوس... چون همیشه یکی دیگر در راه است!




نوشته شده در تاریخ شنبه 89/12/21 توسط فرهاد به یاد«حسام»
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد