سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/2/28 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 

شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است.

- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.

- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.

- اولین کسى که به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریک مى شود.

- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى کنم.

- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.

- اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.

- اولین کسى که نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه کرد.

- اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.

- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین کسى که دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.

- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.

- اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.

- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.

- اولین کسى که که سحر و جادو کرد و آن دو را به مردم یاد داد.

- اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.

- اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.

- اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.

- اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

- اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد کشید).

- اولین کسى که به خدا کفر ورزید.

- اولین کسى که گریه دروغى نمود.

- اولین کسى که عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین کسى که صورتهاى مجسمه و بت را ساخت




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 90/1/7 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 

بچه ها چند وقت پیش یک کتاب به نام اغوا ،در مورد شیطان پرستا می خوندم که با خودم گفتم مطالب جالبش رو واستون توی وبلاگ بزارم.می خوام یکی از فرقه های شیطان پرستی رو بهتون معرفی کنم متأسفانه جوانای کشورمان کم وبیش دارن به سوش منحرف میشند. اکنون یک سری سوال همراه با جواب واستون می زارم ،تا بااین افراد و گروه آشنا بشید و ببینید یک انسان

چگونه می تونه تا این حد واندازه منحرف بشه!

      پرسش : زندگی ،شخصیت و آثار اوشا را به اختصار توضیح دهید. 

پاسخ:یازدهم دسامبر1931،فا رغ التحصیل رشته فلسه از دانشگاه سائوگر،1953،تدریس فلسفه در دانشگاه جبال پور هند:9سال، تأسیس بزرگترین مرکز بین المللی مراقبه در پونای هند : 1974 ،مهاجرت به امریکا:1981،اخراج از امریکا به دلایلی از نوع فساد اخلاقی!!1985 ، فوت: نوزدهم ژانویه 1990،بامطالعه شخصیت اوشو پی می بریم ائدارای روحیه تمرد وعصیان گری در دوران کودکی و تکبر و غرور فوق العاده در دوران پیری است.

اشوه هرگز کتابی ننوشت ولی مجموعه7000سخنرا نی و1700نوار ویدؤ و کاست از وی در بیش از600جلدکتاب انتشار یافته و تقریبأ تما می آنها به30زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

ویژگی های آثار اوشو عبارتند از:زبان ساده و قابل فهم برای همگان، استفاده فراوان از حکایات وقصه هابرای بیان مقصود، ارایه ی روشها و تکنیکهلیی عملی جهت مبارزه با رنجها و سختی های زندگی.

چکیده ای از انحرافات فکری:

1-تناسخ، نیروانه ، اصالت بدن

2- مفهوم نادرستی از خدا

3-نفی زهد و توبه

4-نفی زیارت

5-نفی الگو و اسوه

6-نفی تقدیر

7-جواز بت پرستی

8-نفی اعتقادات

9-نفی مذهب

10-تؤریزه کردن روابط آزاد جنسی،معنویت اوشو= معنویت سکس آزاد

پرسش: خدا چه جایگاهی در اندیشه اوشو دارد؟

پاسخ: در اندیشه مورد توصیف اوشو،خدا نقش چندانی ندارد. در نگاه اوشو آنجه عبادت را سودمند یا بی فایده می سازد، حالت انسانی و توان روانی اوست. خدا در آموزه های

اوشو در موقعیت انفال قرار دارد؛ در نگاه او پیش از آن که خدابه یاری انسان آید، شادی درون خود افراد سبب این امر می شود. اوشو اعتقاد دارد که انسان تنها موجودی است که هیج فرمانروایی برای او فرمانروایی برای او فرمان صادر نکرده است؛بنابراین همین اعتقاد است که پیوسته به شریعت حمله می کند و از آن گریزان است.

     پرسش: دیداری اوشو را توضیح دهید.

پاسخ: دینداری اوشو کاملا منطبق با اهداف سکولاریستی است. اوشو در کتاب ”گلهای جاودانگی ص48“ مکتب خود را یک<<مذهب>> و خودش را مدرّس <<دیانت نو>> می شمارد. اوشو ده فرمان و به تعبیر خودش (ده غیر فرمان) رادر برابر ده فرمان یهودی ها مطرح می کند. او می گوید:«موسی(ع) ده فرمانداشت،من ده تا غیر فرمان دارم.» پوشیده نیست که لحن سخن نیز نماد مقابله با ادیان آسمانی است.ده غیر فرمانش عبارتنداز:آزادگی، یگانگی فردیت،عشق،مکاشفه،جدی نبودن،سرزدگی،خلاقیّت، حساسیّت،خرسندی واحساس رازگونگی.

     پرسش: نطر اوشو درباره شادی چیست؟

پاسخ: اوشو از شادی به عنوان یگانه معیار انسانی نام می برد. البته شادی خنده ای که او معرفی می کند هیچ پشتوانه معرفتی ای ندارد ونشأت گرفته از جهان بینی خاص اوشو است .او به همه چیز بادید سرگرمی می نگردو عقیده دارد هیچ چیز را نباید جدی گرفت. این مسئله تا جایی پیش می رود کمه مرگ هم از نظر او یک بازی و سرگرمی تلقی می

شود.

     پرسش : عشق در دیدگاه اوشو چه جایگاهی دارد؟

پاسخ: مفهوم عشق در دیدگاه اوشو به جنبه ی شهوانی ومسائل جنسی فروکاسته شده وراحت شدن ولذت بردن فرد مطرح است.البته این مطلب یکی از خصایص نگره اومانیستی به جهان وهستی است. اوشو نیز با    تمام ادعای که در درونی کردن مفاهیم، دارد عشق را در حد شهوت و غرایز وآزادی های جنسی تنزّل داده است. عشق با مفاهیمی چون از خود گذشتگی ودیگر خواهی جلوه می کند واین با خصیصه خواهی اومانیستی در تعارض است به گونه ای که وقتی سخن از عشق می شود، هدف ازآن خود فرد است ونه مفهوم واقعی عشق؛ چنان که این برداشت در کلمات اوشو به صراحت بیان گردیده است. اوشو در کتاب (شهامت:لذت زندگی مخاطره آمیز) می گوید:   

« تصور نکن برای دیگری کار می کنی، تودر خدمت خودت هستی . خودت بهره می بری،... خود خواه باش!عشق، خودخواه است.به مردم عشق بورز، از این راه ارضاء می

شوی.»

     پرسش:قانون طلایی در نظر اوشو چیست؟

پاسخ: اوشو اصل اجتماعی بودن انسان را مضر می داند و پیشنهاد می دهد:«خیلی در جامعه نباشید.یک رنج افراد،ناشی از بیماری جامعه است.قانون طلایی،بی قانونی است.>> بنابراین اوشو اوشو از نظر سیاسی واجتماعی و جامعه شناختی طرفدار“آنارشیسم“است. بنابراعتقاد اوشو:<< زندگی واقعی را می توان به نوعی هرج و مرج نظم خود رابا خود دارد و از اصولی پیروی نمی کند.»

 




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 

      پرسش: ریشه اغوای اوشو در کجاست؟

پاسخ: اوشو اندیشه های سازماندهی شده ای ندارد. ریشه های اغوای او، مخلوطی لز آموزه های بودیسم،تانتاریسم،یوگا،در سراسر آموزه های اوشو،اومانیسم و انسان محوری سایه انداخته وبه جای هدایت به سمت معبود،انسان به خودش دعوت می شود.

     پرسش: سکس در تفکر اوشو چه معنایی دارد؟ 

پاسخ: اوشو تاجایی در شهوت رانی پیش می رود که، در بقیهُ توصیه هایش، مثلأ مدیتیشن، مریدان را ترغیب به سکس می کند.

پرداخت مفرط اوشو به روابط نا مشروع وبه اصطلاح <<عرفان>> یکی از دلایل محبوبیت مکتبش است.

     پرسش : اوشو پارک را توضیح دهید.

پاسخ: از جماه اعتقادات مریدان اوشو راه اندازی رسمی و همراه با تبلیغات گسترده <<اوشوپارک>> است، که جذابیت زیادی برای گردشگران هند ایجاد کرده است و شعبه هایی از آن در دیگر کشورها تأسیس شده است.

اوشو پارک مهمترین مرکز سکس مذهبی در جهان ویکی از مهمترین مراکز توریستی کشور هند است،وسالیانه با جذب هزاران گردشگر باعث رونق صنعت گردشگری در ان کشور شده است.

نظر اوشو در مورد روابط آزاد و بدور از معیارهای مذهبی در دهه90 مشکلات زیادی به بار آوردآماری که در سال 1990 میلادی از فرزندان متولد شده خارج از چارچوب خانواده در کشورهای توسعه یافته منتشر شده، تکان دهنده است.

متأسفانه در کشور ایران در بعضی از شهرها جلسات معنوی سکس اوشو،برگزار می شود.

با مصرف گرَس ،کُراک و ماری جوانا در این مراسم، پرداختن به رقص و سماع و در نهایت سکس در پی پیشرفت معنوی به انتظار نشستند.

هر چند بسیاری از افرادی که در این مجا لس شرکت می کنند در ابتدا به دنبال هوس بازی بوده وپی عرفان اوشو نرفته، ولی با تکرار وشرکت مکرر، نوعی اعتیاد پیدا می شود و ناخودآگاه پیرو این مسلک می شوند.

    پرسش:دیدگاه اوشو نسبت به نظام خانواده چیست؟

پاسخ: اوشو با نظام خانواده است، بر همین اساس تربیت وبزرگ کردن فرزندان را بر عهده ی تشکیلات دولتی می گذارد. دلیل قائل شدن وی به این دیدگاه به دوران کودکی اش بر می گردد. اوشو هرگز طعم مهر و محبت مادر رادر کانون گرم خانواده احساس نکرد.(به قول خودمون عقده ای شده بی پدر مادر،آخیش تخلیه شدم!)

اوشو با نقد عملکرد والدین در خانواده،تربیت اخلاقی فرزندان را بر پایه ی آنچه که متعلق

به گذشته است،در نوع خود نوعی استعمار جدید می داند.

     پرسش:تعبیر اوشو از لذت روحانی و معنوی چیست؟

پاسخ: اشو به طور شگفت انگیزی ادبیاتی که عارفان و فرزانگان تاریخ بشریّت در همه تمدن ها وسرزمین ها به کار گرفته اند تا ارتباط روح انسان با ماوراء و خدایی که همه هستی و کمالات از اوست بیان کنند؛در یک دستگاه مفهومی دیگر به کار می گیرد. و همه ان لذت های روحانی و شادمانی های عمیق معنوی را که در ارتباط با خدای واقعی می توان تجربه کرد،در منطق و مذهب اشو به لذت جنسی وهمین خوشی وشادی این جهانی تبدیل می شود. همین شادی هایی که همه ما می شناسیم و فقط اشو به ما می آموزد که سعی کنید با تمام توجه از این شادی ها لذت ببرید . خود را در ?ن ببینید و احساس کنید. با تمام این وجود این شادی ها را لمس کنید که لایه های عمیق تر آگاهی تان ازآن سیراب شود و سپس احساس ناکامی را با فراموش کردن خاطره آن و ازدست رفتن وتمام شدنش رابا در لحظه زیستن و توجه به زمان حال دور بریزد. بدین ترتیب او با مهارت تمام می خواهد مریدانش را از پرداختن به دنیای دیگر که ست پیش رو است غافل کندودر همین زمین گیر نماید یعنی همان برخوردی که شیطان با انسان می کند.

بله دوستان عزیز من یکیش قدر دین اسلام رو میدونم! واقعأ اینجور آدمایی که خودشون رو خدا می دونند و فقط به دنبال لذت های زود گزر هستندودرحال حاضر هم در دستور کار دارند که افکار غلط و منفی خودشون روبه ادمای ساده لوح(یعنی احمق می خواد به دین اینا روی بیاره)از هر روش و راهی اعمال کنند رو باید تیکه تیکشون کرد تا عبرتی باشه واسه بقیّه!

امیدوارم خوشتون اومده باشه. در دستور کار داریم!! مذهب های عجیب غریبی که خودشون رو خدا می دونند رو بهتون معرفی کنیم البته در آینده. آخه اینطوری هم سطح اطلاعاتتون بالاتر میره هم خدایی نکرده

اگه می خوایید...(بشه)!دیگه نشه.راستی نظر یادتون نرها.

نویسنده:امیرحسام

 




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»


 

     پرسش:عرفان آمریکایی به چند دسته تقسیم میشوند؟

پاسخ:عرفان های امریکایی سه شاخه دارند:

عرفان سرخپوستی، عرفان اکنکار و عرفان پائولوکوئیو.

عرفان سرخپوستی چند فرقه دارد که عقایدشان به شرح زیر است:

عرفان تولتک: این عرفان بیش از آنکه عرفان باشد، یک سلسله گزاره های اخلاقی است. بعضی از آن ها ناقص یا نادرست است.

عرفان ساحری: که به سحر، رؤیا بینی و استفاده از گیاهان و داروهای توهم زا و... اعتقاد دارد.حداکثر چیزی که درباره ی آن می توان گفت این است که شامل یک سلسله توصیه های اخلاقی و به دنبال زندگی بهتر است،اما در واقع این ها نه عرفان است و نه حتی یک مکتب اخلاقی درست.

آئین اکنکار: این آئین معتقد به سفر روح و یافتن اقلیم بهشتی است که ارتباطی به خداوند نداسته و از سوی دیگر قیامت هم در این تفکر جایگاهی ندارد.

پائولوکوئیلو:او نویسنده ای امریکایی است که آثار او شهرتی جهانی دارد. مهمترین ویژگی های آثار وی محتوای اشرفی و عرفانی آنهاست که به صورت رمان وداستان ارائه کرده است. دستمایه رمان های پائلو، عرفان ساحری کاستاندا و عرفان مسیحیت است.

او یک شخصیت کاملأ سیاسی است و در داستان ها و رمان هایش افکار و اندیشه های مارکسیسم را پیگیری کرده است، حال آنکه مارکسیسم امروزه هیچ گونه وجاهتی ندارد و یک

مکتب شکست خورده و فروپاشیده است.

      پرسش: چرا به اکنکار در این ویژه نامه پرداخته شد؟

پاسخ: تفکرات پائولو کوئیلو و اشو هنوز به صورت یک مکتب مطرح نشده است اما تفکرات اکنکار به صورت یک مکتب مورد توجه است. فالون دافا نیز با این که یک مکتب است اما در اقلیت است و به اندازه اکنکار اهمیت ندارد.

     پرسش: اکنکار را به اختصار معرفی کنید.

، پایه گذار: پال توئیچل،زمان تولد توئیچل را1908، (Eckankarپاسخ: نام:اکنکار(

1920،1910وتاریخ فوت وی را1971ضبط کرده اند.

فرقه<<اکنکار>> که با الهام از آموزه ها ی عرفان شرقی،بالاخص فرقه هندی نزدیک به بودیسم و آموزه های شبه عرفان سرخپوستی در آمریکا شکل گرفته، چند سالی است در ایران ترویج و تبلیغ می شود.<<اک>> به معنای ارتباط با خدا می باشد وپیروان آن می کوشند تا به اصطلاح همکار خدا شده و روح را به شاهراه ارتباط با خدا هدایت کنند.

آموزش ها و تمرینات اکنکار بر دوویژگی روح مقدس یعنی نور و صوت تاکید دارد و توسط این آموزش ها تلاش می کنند بانور وصوت خداوند ارتباط برقرار کرده وآن را ببینندوبشنونند. اعضای این فرقه تنها راه خداشناسی را طی الارض (سفر روح در زمان و مکان) دانسته ودر مسیر کمال خویش یک رهبر روحانی به نام <<ماهانتا>> دارند که وظیفه هدایت پیروان را بر عهده داشته و دیدار او بزرگترین افتخار طرفداران این فرقه شخصی به نام <<هارولد کلمپ>> است که از طریق ایمیل با سران این فرقه در سراسر دنیا ارتباط داردوشایان ذکر است که 

دریافت کرد که در مرحال گوناگون نیز نیاز IDبرای عضویت در این گروه می بایست یک

به پرداخت هزینه است.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/12/18 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 پرسش: دین ستیزی در اکنکار به چه معناست؟

پاسخ: در آیین آمریکائی اکنکار، زدودن باورهای دینی پیروان ،یکی از راه های تکمل معنوی و شرط تأثیر گذاری تعالیم معنوی آن است. وگفته می شود که مانع بزرگ در مقابل تعالیم ماهانتا ، باورهای دینی افراد است. آن باورها چون در جان افراد رسوخ کرده است اجازه نمی دهد حقیقت تعالیم ماهانتا آشکار شده و تأثیر گذاری خود را نشان دهد . در آیین اکنکار به پیروان و مریدان می گویند که علم و حکمت ماهانتا به مراتب بیشتر و پیشرفته تر از علوم و اندیشه های ادیان الهی است.

     پرسش: این فرقه با ادیان آسمانی چگونه عمل می کند؟   

پاسخ: اکنکار بسیار تلاش دارد تا خود را با ادیان دیگر درگیر نکند تا از کمند عرق مذهبی پیروان ادیان بگذرد. از سوی دیگر اکنکار سعی دارد تا خود را فراتر از ادیان مطرح نماید و مباحثی فرادینی ارایه دهد اما گاهی نیز بصراحت و یا کنایه به دین بودن و همطراز بودن ادیان باورمندشده است.گرته برداری های این شبه آیین از ادیان در برخی قسمتها همنگی هایی باادیان به وجود می آورد.(یعنی بخشی از یک دین آسمانی را به آئین خود اضافه کرده اند تا بهتر بتوانند افراد را جذب می کنند و فریب بدهند.

     پرسش: چرا“ اکنکار“؛ فرقه مخربی برای جوانان است؟

پرسش:فرقه<<اکنکار>> که با الهام از آموزه های عرفان شرقی، بالاخص فرقه هندی نزدیک به بودیسم و آموزه های شبه عرفان سرخپوستی در آمریکا شکل گرفته ، از اقدامات آن، بر پایی پارتی هایی مختلط بین زن و مرداست که دراین جلسات انواع مواد مخدر و داروهای روانگردان ازجمله حشیش برای رفتن به حالت عرفانی وریدن به مدارج معنوی سِرو می شود.

     پرسش: آیا ممکن است به طور خلاصه نقدی از اکنکار ارائه دهید؟

پاسخ: در نقدی اکنکار می توان گفت:

1. مستقل نبوده و با عرفان های هندی آمیخته است.

2. در این آئین هیچ جایگاهی برای خدای واقعی که آفریننده جهان است وجود ندارد.

3. به جز خدی سوگماد به خدایاندیگری نیز قائل هستند، که همگی از سوگماد پایین تر هستند.(قابل ذکر است که در هندوستان بیش از صدها بت به عنوان خدا وجود دارد.)

4.فقط سخن از بهشت و ارتباطی با خدا ندارد و معتقدند جهنم توسط کلیسا اختراع شده تا بشریّت را از قتل و خونریزی نجات داده و به تمدن سوق دهد.

5. مکتب اکنکار ، مریدانش را به تعقل و تفکر دعوت نمی کند، تنها به آرامش و رهایی از جسم، پرواز روح و گریز از واقعیّت جهان دعوت می کند، در این راستا هر تصویری از عالم ، خدا و انسان که ما را به خلسه و آرامش برساند، توصیه می کنند. وبرای همین هم استفاده از موادی که انسان را به توهم و خیالات می رساند توصیه می شود.

6. اعتقاد به تناسخ و کارماست که به نظر فلاسفه اسلام ونیز روایات ائمه اطهار(ع) باطل بوده ومساوی با تفکر است و به نفی معاد و قیامت هم منجر می شود. نکته دوم مربوط به نوع انسان شناسی اکنکار است که با آموزه ای اسلامی در تضاد است.

7.انسان اسلام در پرتو اختیار خود در جهت تقرب و نزدیک شدن به خدا گام بر می دارد اما انسان اکنکار تمام تلاش خود رابرای خودخدا شناسان و دورشدن از خدای واقعی عالم صرف می کند.

8. خدای التقاطی این عرفان هرگز راه خداشناسی حقیقی را فراروی انسان قرار نمی دهد. نظام پیامبری این شبه آیین نیز با تناقضات فراوانی روبروست.

9. در معرفت شناسی اکنکار عقل یک فراین ذهنی معرفی می شود که باعث گمراهی انسان می شود. از دیگر اشکالات اکنکار می توان به روشهای تخیلی و غیر واقعی آن اشاره کرد. روش های سفر روح و یا رؤیا بینی تماما همراه با نوعی خیال پردازی و تصویر گرایی است. در حوزه عمل نیز منجر شده به استاد خدایی و نیز کسب درآمد از راه مشاوره و حق عضویت این شبه آیین را به فرقه های مراد بازی و کمپانی اقتصادی نزدیک تر کرده است.

     پرسش: مکتب تی.اس.ام را توضیح دهید.

 پاسخ: یکی از شاخه های اکنکار در ایران «تی.اس.ام» است. ریشه ی تفکرات «تی. اس.ام» اکنکار است.

عقاید این گروه:

الف: تناسخ( تولد   دوباره و رسیدن به سپیدی) 

ب: عشق اتفاقی و یافتن زوج عرفانی( دو نفر روبروی هم می نشینند و آنقدر درهم خیره می شوند تا عاشق یکدیگر شده و یکدیگر را در آغوش کشند، گاه دو مرد یا دو زن و مرد نامحرم همدیگر را در آغوش کشیده و ابراز عشق ومحبت به یکدیگر می کنند.)

ج: دیدن استاد حق یا استاد عشق

» این است شعار را باریتم یهودی دستI Love my selfد: شعار اصلی این گروه«

در دست هم، در تمامی جلسات با شوق و اشک سر می دهند.

فعالیت بعدی شان، راه اندازی انواع و اقسام پارتی ها ، خصوصا در مناطق متمول کشور(تهران،شیراز و...) این جلسات به طور منظم زیر نظر مؤسسات انواع مواد مخدر وداروهای روان گردان از جمله حشیش، برای رفتن به حالت خلسه ی عرفانی و رسیدن به مدارج معنوی مصرف می شود، به رقص و پایکوبی و انواع برنامه های خاص می پردازد.

             

                      خوب عزیزان اینم تموم شد، اما شما نظرتون رو بزارید. حتماً حتمنا!!!!

نویسنده : امیر حسام

  




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89/12/18 توسط فرهاد به یاد«حسام»
در حال حاضر شیطان پرستی در مرحله انتقال و گسترش نماد ها قرار دارد تا
زمینه را برای گسترش ایدئولوژی فراهم کند. متاسفانه ما امروز شاهد این
هستیم که این نماد ها در فیلم ها، روی لباس ها، مدل های مو، برنامه های
کودک و نرم افزاری که مورد استفاده قرار می گیرد و حتی معماری قابل ملاحظه
است آنها از پایه شروع کرده اند ...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/8 توسط فرهاد به یاد«حسام»

هشدار درمورد فرقه های جدید شیطان پرستی

شلوارهای گشاد، لباسهای رنگی جلف، انگشتر‌های خاص تیغ
دار، دستبندهای عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس، نشانه‌های ویژه
گروههای همسو با شیطان پرستی است که حضور افرادی با چنین ظاهری در شهر کرج هر چند
انگشت شمار اما هشدار دهنده است...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/8 توسط فرهاد به یاد«حسام»
شیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/8 توسط فرهاد به یاد«حسام»
شیطان پرستی فلسفی

این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان
است‌. این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به آنتوان لاوی
نسبت داده می‌شود.او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی
که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی،
محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری
این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان
پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمی‌دانند و به زندگی غیر مادی
بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند. به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان
عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست....



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/8 توسط فرهاد به یاد«حسام»
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد