سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور
خاصیت های عشق در انسان
عشق در انسان اثری مانند مواد مخدر دارد و می‌تواند در کاهش درد نقش زیادی داشته باشد.به گزارش دیلی‌میل، محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند احساسات شدید و عشق زیاد می‌توانند مانند مسکن‌های قدرتمند عمل کند.
برای مثال زمانی که به انسان‌ها تصاویر افراد علاقه آن‌ها نشان داده می‌شود احساس درد در آن‌ها بسیار کاهش پیدا می‌کند. این تصاویر باعث فعال شدن پاسخ احساسی در مغز می‌شود که با انگیزه و پاداش نیز مرتبط است.

پروفسور شان مکی از دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا در این باره گفت: زمانی که انسان‌ها احساس عشق و علاقه را تجربه می‌کنند، تغییرات زیادی در روحیه آن‌ها به وجود می‌آید که تجربه آن‌ها از درد را تغییر می‌دهد. محققان معتقدند فهم شیوه‌ای که عشق می‌تواند روی انسان تاثیرگذار باشد راه را برای ساخت متدهای جدید برای کاهش درد هموار می‌کند.

آرتور آرون یک روانشناسی در دانشگاه نیویورک در این باره گفت: عشق باعث فعال شدن همان قسمت‌هایی از مغز می‌شود که در هنگام مصرف داروهای مسکن به کاهش درد منجر می‌شود. زمانی که شما در مورد فرد مورد علاقه خود صحبت می‌کنید همان قسمت‌هایی از مغز شما فعال می‌شوند که در زمانی که شما یک جایزه بزرگ را می‌برید و یا مواد مخدر مصرف می‌کنید شروع به کار می‌کنند.

محققان برای بررسی اثر عشق روی زندگی انسان تحقیقاتی را روی زوج‌هایی آغاز کردند که نزدیک به ? ماه از آشنایی آن‌ها می‌گذشت. این مدت فاز اولیه روابط عاشقانه محسوب می‌شود و معمولا شدت زیادی دارد. در این دوره معمولا انسان‌ها بسیار پرانرژی و شاد هستند و بسیار در مورد عشق خود فکر می‌کنند.

در این مطالعه در دست هر کدام از این افراد یک شبیه‌ساز گرمایی که با کمک کامپیوتر کنترل می‌شد قرار داده شد که می‌توانست باعث بروز درد در انسان شود. در مقابل هر کدام از این افراد تصویری از فرد مورد علاقه آن‌ها قرار داده شد که در حین انجام آزمایش می‌توانستند به آن نگاه کنند. به نظر می‌رسد عشق و علاقه باعث تغییر فعالیت قسمت‌هایی از مغز می‌شود و باعث می‌شود احساس درد در طول مسیر نخاعی انسان متوقف شود. درست همین حالت در هنگام استفاده از مواد مخدر در بدن انسان دیده می‌شود.

دکتر پاول گیلبرت عصب شناس از دانشگاه دربی در این باره به بی‌بی‌سی گفت: رابطه بین احساسات و درک و دریافت انسان از درد کاملا واضح و مشخص است. به عنوان یک مثال دیگر می‌توان به یک بازیکن فوتبال اشاره کرد که از درد شدید رنج می‌برد اما به خاطر تحریک احساساتش در نواحی خاصی از مغز تمایل دارد به بازی خود ادامه دهد.

البته احساس عشق و علاقه شدید فقط در مراحل اولیه آشنایی اثر بسیار زیادی دارد، اما در مراحل بعدی در طی یک رابطه عشق شدید می‌تواند به احساساتی مانند آرامش و خوشبختی تبدیل شود که آن‌ها نیز به نوبه خود در کاهش احساس درد موثر هستند.

به همین دلیل است که انسان‌های تنها و افسرده معمولا آستانه تحمل درد پایینی دارند و با کوچک‌ترین ناملایمات روحیه خود را می‌بازند و یا در مقابل مشکلات مقاومت پایینی از خود نشان می‌دهند.

مطالعات قبلی نیز نشان داده بود عشق و علاقه در انسان اعتیاد آور است. دانشمندان معتقدند دلیل اصلی دشوار بودن جدایی و شکست عشقی نیز همین عامل است. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دچار این حالت می‌شوند مشابه با اشخاصی هستند که برای ترک اعتیاد تلاش می‌کنند.

دکتر هلن فیشر از دانشگاه راتگرز که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: عشق مانند اعتیاد است. احساس علاقه می‌تواند مانند یک اعتیاد قدرتمند در بدن انسان شکل بگیرد و به این ترتیب جدایی تاثیرات بسیار مخربی روی ذهن و روان انسان‌ها دارد.

فیشر و همکارانش مغز ?? داوطلب را که به تازگی دچار شکست عاطفی شده بودند اسکن کردند. این افراد با وجود پایان یافتن زندگی مشترکشان هنوز هم به همسر خود علاقه داشتند. به طور متوسط این افراد دو سال با همسر خود زندگی کرده بودند و تقریبا ? ماه بود که از او جدا شده بودند.

بررسی‌ها نشان داد که این افراد ?? درصد از اوقاتی را که در بیداری هستند به همسر خود فکر می‌کنند و قسمت‌هایی از مغز آن‌ها فعال است که با مصرف مواد مخدر فعال می‌شود. عشق و علاقه تاثیر بسیار بنیادی در انسان دارد و حتی می‌تواند زندگی یک شخص را به طور کامل متحول کند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/1/24 توسط فرهاد به یاد«حسام»

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد

.

نشانه های دوست داشتن و ابراز علاقه

 


بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یکی از عامل‌های مهم و تعیین‌کننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی کنیم سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زنــــــــاشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.

 

برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم ، این کار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.
برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادو گرانقیمت می‌فهمند که کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند کسی که دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امکان را می‌دهد که محبت خود را آنطور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی کسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به کسی ثابت کرد که دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است که نسبت به کسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی کسی را دوست دارید:

 

?– به او دروغ نمی‌گویید.

?- غرورش را نمی‌شکنید.

?- به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
?- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست که هر کسی ایراداتی دارد اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

?- با او لج‌بازی نمی‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌کنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌کنید.

?- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌کنید. اشتباه کردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

?- او را در کارها و تصمیماتتان دخیل می‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند پس همیشه با او مشورت می‌کنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند.
?- اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌کنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش کنید.

?- به او در کارهایش کمک می‌کنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌توان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.

??- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است کمکش می‌کنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که او فکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

??- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش کـنـیـد. درسـت است که بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

??- از این‌که در کنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از کنارش فرار کنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از این‌که در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

??- با لذت گذشت خواهید کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

??- در جمله‌هایتان کمتر از من استفاده می‌کنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری کارهای دیگر که وقتی کسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند که می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر کسی که ادعا می‌کند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع کارهایی که خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/1/24 توسط فرهاد به یاد«حسام»

تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى 4 تا 8 ساله پرسیدند که: «عشق یعنى چه؟»
پاسخ هایى که دریافت شد عمیق‌تر و جامع‌تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این پاسخ را براى شما می‌آوریم:

هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، 8 ساله)

وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بیلى، 4 ساله)

 

عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، 6 ساله)

عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزهاش خوب است. (دنى، 7 ساله)

اگر می خواهید یاد بگیرید که چه جورى عشق بورزید باید از دوستى که ازش بدتان می آید شروع کنید. (نیکا، 6 ساله)
(ما به چند میلیون نیکاى دیگر در این سیاره نیاز داریم)

عشق هنگامى است که به یکنفر بگوئید از پیراهنش خوشتان می آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد. (نوئل، 7 ساله)

عشق شبیه یک پیرزن کوچولو و یک پیرمرد کوچولو است که پس از سالهاى طولانى هنوز همدیگر را دوست دارند. (تامى، 6 ساله)

عشق هنگامى است که مامان بهترین تکه مرغ را به بابا میدهد. (الین، 5 ساله)

هنگامى که شما عاشق یک نفر باشید، مژه هایتان بالا و پائین میرود و ستاره هاى کوچک از بین آنها خارج می شود. (کارن، 7 ساله)

شما نباید به یکنفر بگوئید که عاشقش هستید مگر وقتى که واقعاً منظورتان همین باشد. اما اگر واقعاً منظورتان این است باید آن را زیاد بگوئید. مردم معمولاً فراموش می‌کنند. (جسیکا، 8 ساله)

و سرانجام ...

برنده ما یک پسر چهارساله بود که پیرمرد همسایه‌شان به تازگى همسرش را از دست داده بود. پسرک وقتى گریه کردن پیرمرد را دید، به حیاط خانه آنها رفت و از زانوى او بالا رفت و همانجا نشست. وقتى مادرش پرسید به مرد همسایه چه گفتی؟ پسرک گفت: "هیچى، فقط کمکش کردم که گریه کند"




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/1/24 توسط فرهاد به یاد«حسام»

www.taknaz.ir god اثرات عشق به خدا روی انسان

هر چه قدر یک فرد به خدا و دین اعتقاد بیش‌تری داشته باشد به همان اندازه از زندگی رضایت بیش‌تری دارد، موفق‌تر است و در ارتباط با دیگران صداقت بیش‌تری دارد…
در یک مطالعه که در نشریه روانشناسی آمریکا به چاپ رسیده است کایون لیم و همکارانش از دانشگاه هاروارد مطالعه‌ای را روی ? هزار و ??? آمریکایی انجام دادند و از آن‌ها سوالاتی در مورد فعالیت مذهبی و اعتقاد آن‌ها پرسیدند. همین تحقیقات یک سال بعد هم دقیقا به همین شکل انجام شد تا تاثیر باورهای دینی
در زندگی این افراد بررسی شود.

 

در این مطالعات مشخص شد در بین پیروان تمام ادیان، افرادی که به طور مرتب در مراسم مذهبی خاص دین خود شرکت می‌کنند ?? درصد از زندگی خود رضایت بیش‌تری دارند. حتی افرادی که گاهی اوقات در مراسم و آئین‌های مذهبی شرکت می‌کردند نیز ?? درصد رضایت بیش‌تری نسبت به افراد دیگر داشتند.

محققان متوجه شدند یکی از عوامل تاثیرگذار در افزایش میزان رضایت از زندگی افراد مذهبی، افزایش تعداد دوستانی است که آن‌ها به واسطه شرکت در فعالیت‌های دینی پیدا می‌کنند. افرادی که با بیش از ?? نفر ارتباط دوستی دارند به میزان دو برابر بیش‌تر نسبت به افرادی که دوستان نزدیک ندارند از زندگی خود رضایت دارند.
لیم در این باره گفت: زمانی که تعدادی از دوستان نزدیک طبق یک نظم مشخص و در حین انجام فعالیت‌های پرمعنی مانند عبادت یکدیگر را ملاقات می‌کنند احساس شادی و رضایت از زندگی آن‌ها به طور قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند.

اعتقاد به خدا انسان را امیدوارتر، صادق‌تر و بخشنده‌تر می‌کند
اعتقاد به خدا تاثیر بسیار زیادی روی روحیه مردم دارد. بعد از چند دهه تحقیقات دانشمندان متوجه شدند دین و مذهب انسان‌ها را امیدوارتر، صادق‌تر و سخاوتمندتر می‌کند.
دکتر آرا نورنزایان روانشناس دانشگاه بریتیش کلیبیا در این باره گفت: همیشه در مورد تاثیر مثبت اعتقاد به خدا روی رفتار انسان‌ها صحبت می‌شود، اما این بار ما به دنبال آن بودیم تا از دیدگاه علمی این موضوع را ثابت کنیم.
مطالعات انجام شده بین ارتباط بین مذهب و رفتارهای اجتماعی نشان می‌دهد افراد مذهبی که دارای افکار معنوی هستند با احتمال کم‌تری دست به تقلب می‌زنند و احساس اطمینان بین غریبه‌ها را در یک جمع افزایش می‌دهند. افرادی که مرتب نماز می‌خوانند و در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند بیش‌تر از دیگران در فعالیت‌های خیریه مشارکت می‌کنند و به طور داوطلبانه برای کمک به دیگران داوطلب می‌شوند.

مذهبی‌ها موفق‌ترند

افراد مذهبی در بسیاری از زمینه‌ها نسبت به بی‌خداها موفق‌ترند، چرا که افراد معتقد بیش‌تر برای رسیدن به اهداف بلند مدت خود تلاش می‌کنند و در این راه مداومت دارند.

این افراد با احتمال کم‌تری نسبت به دیگران سراغ سوء مصرف مواد مخدر می‌روند، معمولا در دوران تحصیل موفقیت‌های بیش‌تری کسب می‌کنند، رفتارهای سالم‌تری از خود بروز می‌دهند، کم‌تر دچار افسردگی می‌شوند و عمر طولانی‌تری هم دارند.

مایکل مک‌کالوق استاد دانشگاه میامی نتیجه هشت دهه تحقیقات مختلف در مورد دین، مذهب و اعتقاد به خدا را که روی گروه‌های مختلفی از مردم در سراسر جهان انجام شده بود مورد بررسی قرار دادند. با تحقیق کردن در دسته بسیار متنوعی از فاکتورها مانند زمینه‌های اجتماعی، روانشناسی، اقتصادی، عصب‌شناسی، محققان متوجه شدند رفتارهای مذهبی پیروان ادیان را ترغیب به کنترل بیش‌تر خود می‌کند.

دانشمندان معتقدند این که یک فرد بتواند خود را کنترل کند و برای زندگی خود قانون‌های خاصی را وضع کند نقش بسیار زیادی در موفقیت او دارد، اما متاسفانه نسبت به این معیارها توجه زیادی صورت نمی‌گیرد. محققان متوجه شدند دعا خواندن و ارتباط با خداوند روی قسمت‌هایی از مغز انسان‌ها اثر می‌گذارد که ارتباط زیادی با کنترل شخصی دارد. این موضوع که افراد مذهبی‌تر توانایی بیش‌تری در کنترل خودشان دارد می‌تواند توضیح دهنده این موضوع باشد که چرا معتقدان به یک دین کم‌تر از دیگران به سراغ مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی می‌روند و کم‌تر از دیگران به دلیل مشکلات اجتماعی و اخلاقی و ارتکاب به جرم به زندان می‌افتند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/1/24 توسط فرهاد به یاد«حسام»

عاشقانه ترین تبعید دنیا www.taknaz.ir

 

همیشه تصور می‌شود که زایمان و باروری جزء تفکیک ناپذیر زندگی زن به شمار می‌رود. شاید عده کمی از مردها اعتراف کنند که به این ویژگی ذاتی زن غبطه می‌خورند؛ یعنی توانایی بارداری و حیات بخشیدن به کودکی که از تاریکی ازل به دنیا می‌آید. اما «مادری» فقط یک واژه نیست، مادر چه در دوره‌های انسان‌های نخستین و چه امروز در جوامع مدرن به نحو غریبی واژه مسوولیت‌آوری است؛ در واقع آنقدر حساس و تعهدآور که بهتر است آن را به فعل تبدیل کنیم یا به مصدر: «مادری کردن».

 

آیا استعداد مادری‌کردن به شکل ارثی در زن وجود دارد یا جنس مونث باید با تلاش و تحمل سختی، آن را بیاموزد؟ در غرب مسیری که به عنوان جنبش آزادی زن مطرح شد، گاهی اوقات در زنان متجدد ترس مخوفی از این مصدر پدید می‌آورد.

 

مادری‌کردن به طرزی هراسناک، تمامی فعالیت مادی و خلاقه زن را محدود می‌کرد، احساسی که برخی تجربه می کنند ، احساس اسارت جسمی و روحی در ازای جان‌بخشی به کودک. اما حتی زن‌های موجود امروزی غرب نیز در مفاهیم تعریف شده فمینیستی این دوران با تردید نگاه می‌کنند. آنان به راستی می‌خواهند که «مادر» باشند؛ حتی اگر دلیل آن را ندانند.

 

زن، روح پیچیده‌ای دارد چراکه قبل از هرچیز در زندگی‌اش با عشق سروکار دارد، او خواهان آگاهی گسترده‌ای از خویش است اما می‌خواهد با عشق به این آگاهی برسد و مادر شدن بهترین بهانه را برای عاشقی یک زن فراهم می‌آورد. برای یک زن مادر شدن یعنی صاحب همه‌چیز شدن؛ چراکه ناگهان با حضور یک کودک، جوهره زنانگی، خلاقیت و ظرفیت عشق‌ورزی خود را کشف می‌کند. زن به عنوان یک انسان می‌تواند شاغل، همسر یا محبوب باشد اما هر زنی نمی‌تواند مادر باشد و این امر منطقا به تجربه جسمانی زن مربوط نیست بلکه به آمادگی روحی او برای بچه‌دار‌شدن بستگی دارد.

 

زنان از زنانه شدن خود به هنگام مادری لذت می‌برند و این دروغ است اگر بگوییم که زن برای رشد فردی، کودکش را قربانی کند. چرا که می‌بینیم حتی زنان موفق اما بدون فرزند از فقدان حس ایثارگری در خود ناراحتند و گاهی وقت‌ها عروسک، جانور اهلی و حتی شغل خود را جایگزین فرزند می‌کنند اما این بهانه‌ها نمی‌تواند ظرفیت مادری وجود آنها را جواب دهد.

 

جنبش‌های معاصر زنان آنها را به اندیشه‌ای رهنمون کرد که باور کنند دارای منبع ناتمامی از انرژی جسمی و روحی هستند در حالی‌که زن نیز چون مرد انسان است و اگر بخواهد زمانی را برای بارداری و بالندگی یک کودک سپری کند، به‌طور قطع باید بهای آن را بپردازد و بهای آن دست‌کم در 7 سال نخست زندگی بچه یعنی پایبندی به خانه و فراموشی بسیاری از رویاها و آرزوها است؛ اما آیا ارزش آن را دارد؟

 

جان بالبی در سال 1953 کتابی نوشت با عنوان : «مراقبت از کودک و بالندگی عشق». هسته اصلی این اثر بر اهمیت ماندن کودکان در منزل و نزد مادر تاکید داشت. نظریه پردازان فمینیست به این ایدئولوژی تاختند زیرا این نظر را تقویت می کرد که فقط مادر باید مسئول مراقبت از کودک باشد. در حالی که جنبش آزادی زنان به طور مستمر نشان داده است که مسئولیت مراقبت از کودک یکی از دلایل فرودستی زنان است.

 

شاید از نگاه نویسندگان و صاحبنظران فیمینیست ، بچه‌دار شدن ارزش این تبعید 7 ساله را نداشت اما در این میان و خیل نظریات دفاع از حقوق زنان در غرب نکته‌ای پنهان می‌ماند و آن شکوفایی استعدادهای یک زن بعد از تولد بخشیدن به یک کودک است. «پاملا آبوت» یکی از صاحب‌نظران فمینیست چندی پیش در کتاب جامعه‌شناسی زنان اذعان می‌دارد: «ما چاره‌ای جز بازسازی مفاهیم نداریم. باید در مفاهیم دفاع از حقوق زنان به دگرگونی‌هایی برسیم چرا که زنان خود نیاز به باروری را احساس می‌کنند و انکار بارداری و باروری، بیماری‌های روحی به همراه می‌آورد. زنان از زنانه شدن خود به هنگام مادری لذت می‌برند و این دروغ است اگر بگوییم که زن برای رشد فردی، کودکش را قربانی کند. چرا که می‌بینیم حتی زنان موفق اما بدون فرزند از فقدان حس ایثارگری در خود ناراحتند و گاهی وقت‌ها عروسک، جانور اهلی و حتی شغل خود را جایگزین فرزند می‌کنند اما این بهانه‌ها نمی‌تواند ظرفیت مادری وجود آنها را جواب دهد.

 

به هر حال تمایل به باروری اگر در زن هم ذاتی نباشد، اکتساب در آن نقش مهمی دارد. به بازی‌های دختران خردسال نگاه کنید از غذا پختن تا شستن عروسک سپس عشق ورزیدن به فرزندشان یعنی عروسک را تجربه می‌کنند. تصویر زن بدون فرزند و ضد فرزند، تصویر تعریف شده ایست که جامعه‌شناسی فمینیستی تلاش داشت که در زن ارائه بدهد. اما باروری یعنی توانایی زندگی بخشیدن به موجودی که نبوده است و سپس تلاش برای مراقبت از آن و چه چیز انسان را بیشتر به خودشکوفایی می‌رساند مگر توانایی عشق ورزیدن به فرزندش. ما هرچه را از زن بگیریم این تمایل گرفتنی نیست.

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90/1/24 توسط فرهاد به یاد«حسام»
........
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد