سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور

 

باربارا ایرِنریک

 

فوکویاما دلایل ماهرانه‌ای را ردیف می‌کند تا ادعا کند نرها در گونه‌ی انسان و نیر دیگر گونه‌های حیوانات نسبت به ماده‌ها استعداد بیشتری برای خشونت دارند. با وجود گرایش‌ آکادمیک موجود علیه توصیفِ «ذات‌گرایانه» و ژنتیکِ رفتار، این دلایل نشان می‌دهد که مردها واقعاً بیشتر از زنان می‌جنگند، می‌کشند، غارت و دزدی می‌کنند و البته مرتکب تجاوز جنسی می‌شوند. پرسشی که باقی می‌ماند این است که این گرایشِ مردانه‌ی ظاهراً فطری چه ارتباطی با مسائل فوکویاما،( جنگ، روابط بین‌المللی و سیاست ) دارد.
اگر فوکویاما اندکی بیشتر در مورد انسان‌شناسیِ جنگ مطالعه می‌کرد، حتا اگر آثار دانشمندانی هم‌نظرش را می‌خواند، درمی یافت که قرار دادن سرچشمه‌ی جنگ بر غریزه‌ی پرخاشگری مردانه یا هر غریزه‌ای دیگری، پایه و اساس چندانی ندارد. جنگ، جنجالی اندکی شلوغ‌تر از دعواهای کاباره‌ها نیست، بلکه همان‌طور که رابین فاکس به عنوان یک نظریه‌پرداز اجتماعی، به سادگی بیان می‌کند: اموری دسته‌جمعی «پیچیده،‌ هماهنگ‌شده و به شدت سازمان‌یافته‌» است که نمی‌توان آن را با تک‌محرک‌‌ها تشریح کرد.
هیچ غریزه‌ی قابل تصوری وجود ندارد که بتواند یک مرد را از خانه‌اش بیرون بکشد، موهایش را کوتاه کند تا ساعت‌ها زیر آفتاب سوزان تمرین نظامی بکند. همان‌طور که انسان‌شناسانی چون کلیفتون بی.کلوبر و برنارد ال.فونتانا خاطرنشان کرده‌اند: «از گرایش ذاتیِ زیست‌شناختی به تهاجم فردی، تا جنگ‌های گروهی آیینی‌شده، تأییدشده‌ی اجتماعی و سازمان‌دهی،شده، فاصله‌ی بسیار زیادی وجود دارد.» یا همان‌طور که کنفرانس انسان‌شناسیِ جنگ در سال 1989 نتیجه گرفت: «فرضیه‌ی وجودِ غریزه‌ی قاتل ... بی‌ربط نیست، بلکه اشتباه است.»
در حقیقت اشتیاق مردان به جنگ همواره کم‌تر از اشتهای سیری‌ناپذیر تئوریسین‌های هوادار جنگ یا فرماندهان نظامی بوده است. در جوامع سنتی جنگجویان را پیش از آن که به میدان نبرد ببرند باید سرزنش می‌کردند، از خودبی‌خود می‌کردند یا به صورتی آیینی «مسخ» می‌کردند تا به فرمی حیوانی دربیایند. در سراسر تاریخ غرب مردان برای پرهیز از شرکت در جنگ به اقداماتی نزدیک به خودکشی دست می‌زده‌اند، مثل بریدن لب‌ها و انگشتان یا پذیرفتن خطر اعدام به خاطر فرار از جنگ. تا پیش از ظهور ارتش‌های ملی در قرن نوزدهم، میزان فرار از خدمت بسیار زیاد بوده است. طبق نظر جفری پارکر، مورخ، «در بعضی زمان‌های خاص تقریباً یک سپاه به طور کامل ناپدید می‌شده است» این موضوع که سربازانِ عادی ارتشِ مشهور پروس در قرن نوزدهم از اردو زدن در کنار مناطق جنگلی منع شده بودند، بسیار نامعتبر است.
حتا در ارتش‌های پرانگیزه‌ی دموکراسی‌های قرن بیستم، مردان بسیار کمی‌ هستند که می‌توانند مستقیماً به دشمنان انفرادی شلیک کنند - در حقیقت همانطور که سرهنگ دوم دِیو گروسمن در کتاب «درباره‌ی کشتن: هزینه‌ی روانی آموختن کشتار در جنگ و جامعه» می‌نویسد، این موضوع مشکل دائمی پنتاگون بوده است.
آداب مردانه
خوشبختانه برای این که موقعیت تقریباً انحصاری مردان را در جنگ توضیح بدهیم، نیازی نیست که به تهاجم غریزی مردانه رجوع کنیم. یک دلیل که آشکارا زیست‌شناختی است، قدرت بدنی زیاد مردان است، زمانی که سلاح‌های جنگی شمشیر، تیر، نیزه، چماق و گرزهای سنگین است، این امتیاز انکارناشدنی است. دلیل دیگر فرهنگی است یا دست کم تا اندازه‌ای که هرکسی می‌تواند فرهنگی است: در بسیاری از جوامع انسانی، اگر نگوییم در اغلب آن‌ها، آداب خشن آیین‌های تشرف به مردانگی که به دست مبتدی‌ها یا بر روی آن‌ها اجرا می‌شود، شرکت در میدان نبرد است. پسرها از طریق خون‌آلود کردن نیزه‌‌های‌شان مردانگی خود را ثابت می‌کنند. (رییس‌جمهورهای اخیر امریکا، این کار را با دستور بمباران کشورهای کوچک انجام می‌دهند.) اگر فعالیتی آیین تشرف به مردانگی باشد، قطعاً نباید برای زنان ودختران مجاز باشد. از این رو تابوهای وسیعی وجود دارد که زنان اسلحه و در بسیاری موارد دیگر حتا ابزارهایی که مربوط به حرفه‌های غیرخشونت‌آمیز مردانه است، به دست نمی‌گیرند.

اما دلیلی وجود ندارد که گمان کنیم چنین فعالیت‌های آیینی از میل غریزی مردانه سرچشمه گرفته است. در بعضی محیط‌های فرهنگی آیین تشرف به سن بلوغ ممکن است کاملاً بدون خون‌ریزی باشد، مثلاً گرفتن دیپلم یا مجوز ورود به یک صنف خاص. در مواردی نیز ممکن است خشونت‌آمیز باشد اما مربوط به جنگ نباشد، مثل ختنه، تجاوز هم‌جنس، خون گرفتن از بینی با تحریک چوب‌های تیز، تعداد کمی از این کارها را می‌توان ادعا کرد که با تحریک غریزه انجام می‌شوند. در حقیقت، هدف واقعی آیین‌های تشرف به مردانگی برای تمایز مردانگی زیست‌شناختی است، که بی‌شک شامل میل سالمی برای صیانت از نفس از مردانگی فرهنگی است که لازمه‌ی آن حد بالایی از انضباط نفس و حتا ازخودگذشتی برای گروه است (همان طور که برای زنانگی فرهنگی نیز چنین است.)
زنان جنگجو
آن طور که فوکویاما می‌پندارد، انحصار مردان در جنگ همیشگی و جهان‌شمول نیست. در حفاری‌های اخیر در گورستان‌های قدیمی در روسیه بقایایی از زنان جنگجو در هزاره‌ی دوم پیش از میلاد کشف شده است. اسکلت‌های زنان به همراه اسلحه‌های‌شان دفن شده بودند و آثار جراحتِ همان اسلحه‌ها در بدن‌شان دیده می‌شد. قربانیان قتل عام دوره‌ی نوسنگی در جبل صحابه که فوکویاما به آن اشاره کرده است، هم زن بوده‌اند و هم مرد و دلیلی وجود ندارد که بگوییم مرتکبان آن جنایات فقط مردان بوده‌اند. برگردیم به عقب، در دوران پارینه‌سنگی زمانی که احتمالاً شکار تنها شکل خشونت انسانی بوده است، مدارک رو به افزایش باستان‌شناسی نشان می‌دهد که شکار فعالیت مشترکی بوده است که در آن زنان و کودکان نیز شرکت داشته‌اند و گله‌ها را به بالای صخره‌ها یا به تله‌ها و مسیرهای بسته هدایت می‌کرده‌اند. بنابراین، فوکویاما در این مورد اغراق می‌کند که «مردان ]برخلاف زنان[ برای شکار و مبارزه با یکدیگر متحد می‌شوند.» ایده‌ی شکار مردمحور که در آثار سوسیوبیولوژیست‌ها در دهه‌های 1960 و 1970بسیار برجسته است، (که گروه کوچکی از مردان در کمین یک حیوان بوده‌اند) ممکن است یک نوآوری جدید باشد و برای اثبات آن لازم است وجود مردم شجاع در دوران میانه‌سنگی را رد کنند.
اسطوره‌های مربوط به تمدن‌های قدیمی نیز تردیدهایی در ادعاهای فوکویاما به وجود می‌آورد. برخی از خدایان نخستینی که انسان‌ها می‌پرستیدند، ماده بوده‌اند، اما بعید است، آن‌طور که بسیاری از دانشمندان تصور می‌کنند، مادران پرورش‌دهنده‌ی زمین بوده باشند. الاهه‌های قدیمی که از حفاری‌های ویرانه‌های مدیترانه و بین‌النهرین بدست آمده است یا مواردی که در اساطیر منطقه‌ی امریکای شمالی وجود دارند، زنان شکارچی بوده‌اند و بسیار مشتاق قربانیان خونی. و اغلب به همراه شکارچیانی نظیر شیر یا یوزپلنگ بوده‌اند. بعدها این خدایان ترسناک از طریق ازدواج با خدایان مردِ پدرسالار «اهلی» شدند و به وظایف کشاورزی منصوب شدند. اگر چه شخصیت‌های الاهه‌های قدیمی به ما اطلاعاتی درباره‌ی زنان واقعی نمی‌دهد، اما نشان می‌دهد که زمانی وابستگی مردان به خشونت و زنان به ملایمت آن قدر که در عصر مدرن بدیهی انگاشته می‌شود، بدیهی نبوده است.
مردان قوی
با وجود میراث فرهنگی ماقبل تاریخ و ژنتیکی‌مان، زنان در دو قرن گذشته، بیش از اندازه قابلیت‌های خودشان را برای خشونت‌های گروهی اثبات کرده‌اند. آنها در خشونت‌های غیرنظامی نظیر قیام‌های اقتصادی و شورش‌های انقلابی در قرن هیجدهم و نوزدهم نقش هدایت‌کننده‌ای داشتند و به عنوان «پیشتاز در خشونت و وحشی‌گری» شناخته می‌شدند. در جنگ جهانی دوم ارتش شوروی زنان را در سِمَت‌های خلبانِ جنگنده و نیروهای پیاده‌نظام استخدام کرد. از آن پس زنان به عنوان مبارزان تروریست و پارتیزان در جنگ‌های آزادی‌بخش ملی به کار گرفته شدند.
نکته‌ی مهم‌تر این که زنان ثابت کرده‌اند که کمتر از مردان مستعد در اشتیاق به ناسیونالیسم نظامی نیستند: رهبر فمنیست، سیلویا پنکرست را در نظر بگیرید که مبارزه برای کسب حق رأی زنان را کنار گذاشت تا به بسیج مردم انگلیس در جنگ جهانی اول بپردازد از طریق کارهایی مثل تحقیر کردن علنی مردان برای این که به صورت داوطلبانه به خدمت سربازی بروند. فوکویوما می‌پذیرد که مارگارت تاچر یک استثنا برای تفکیک جنسیتی او به حساب می‌آید، اما از مردانی که استثنا هستند چیزی نمی‌گوید (نظیر اولاف پالمه و ویلی برانتِ ضد جنگ و سویال دموکرات) او از نام بردن از جنسیت رهبران صلح‌طلب قرن بیستم نیز پرهیز می‌کنند (مارتین لوترکینگ جوان و گاندی.)
اما شاید فوکویاما موارد بالا را بپذیرید، زیرا در نهایت از ادعاهای مشکوکش در مورد تهاجم ذاتی مردان و ظرافت ذاتی زنان استفاده‌ی چندانی نکرده است. تا کمی مانده به آخر مقاله، خواننده ممکن است گمان کند فوکویاما دارد آماده می‌شود که خواستار انحصارِ مردان نه در مشارکت، دست کم در رهبری سیاست و جنگ شود. اما این طور نیست. زنان در ارتش؟ تنها اعتراض او در مورد جنسیت در ارتش که از جنبه‌ی نوع فعالیت است و نه حضور قشری خاص، پیشنهاد معتدلی است که زنان و مردان باید در گروه‌های مبارزاتی جداگانه باشند. او اندکی در مورد رهبری سیاسی زنان و در نتیجه برای زمام‌داری بر دموکراسی‌های شمال نگرانی دارد که نتوانند بر کشورهای جنوب غلبه کنند. اما حتا در این مورد به سرعت عقب‌نشینی می‌کند و می‌پذیرد: «سیاست‌های مردانه هنوز هم لازم است، اگرچه به رهبری مردان نیازی نیست.»
اگر همان‌طور که فوکویاما نتیجه گرفته است، هر دو جنس می‌توانند در روش‌هایی پسندیده و نکوهیده مردانه باشند، با این همه کاوش‌های طولانی در رفتارهای جنایی فرضی مردم غارنشین و شامپانزه‌ها چه چیزی می‌خواهد بگوید؟ شاید فوکویاما در یک مورد بر حق باشد: تفاوت‌های ذاتی روانی میان جنسیت‌ها و میل ویژه‌ی مردانه در سماجت‌های متکبرانه که در میز کار دانشمندان امریکایی و نیز بوزینه‌های پیر دیده می‌شود.

* باربارا ایرنریک نویسنده و استاد دانشگاه است و مقالاتش بارها در تایم، نیشن و گاردین منتشر شده است. آخرین کتاب او آیین‌های خون‌آلود است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

مردترین مردان روزگار

 

بوسه باید زد بر خاک پای شما، مردترین مردان روزگار!
سرمه باید کرد آن گرد را که از تپش گامهای شما می جهد.
اقرار باید کرد که هیچ قلم را یارای تبیین عظمت شما نیست، که شما زیباترین نقوش کلک خداوندید بر بوم آفرینش و شگفت انگیزترین رشحات قلم پروردگار بر لوح خلقت.

و چنین است که عرفان پر می ریزد، در افق پروازهای شما و ایثار سر می ساید بر سجاده نگاه شما و عطش غبطه عشق، فوران می کند در دشت لا یتناهی معنویت شما.
دنیا هنوز زود است که دست به چشمی بیابد برای دیدن شما و زمان می برد که دلی پیدا کند برای فهمیدن شما.
دنیا در جهل مرکب زیسته است، در ظلمت محض زندگی کرده است و درفقدان نور معنویت به سر برده است. رویت تلالو تابناک خورشید وجود شما، چشمی می خواهد که قبل ها به کورسویی باز شده باشد و روشنی بداند چیست. زندانی قرنهای ظلمت را اگر با نور مستقیم آفتاب مواجه کنند، بی شک چشم خواهد دزدید و پلک فرو خواهد بست.
اینست که شما خورشید مظلومید، نه در نهان بودنتان، که در وسط السماء جهان می درخشید، بلکه مظلومید در نابینایی جهانیان، به صورتی زیبا می مانید که در جهانی نابینا زاده شده باشد، با این تفاوت که نابینا را دلی برای فهمیدن هست و قلبی برای احساس کردن که زیبایی را اگر نبیند حس میکند و می چشد ولی جهان دلش نابیناست، قلبش از احساس و اندیشه عقیم است نه که بخواهد چنین باشد، چنین برایش خواسته اند.
و شما خورشید نیستید که خورشید نورانی است فقط، منیر است، و ماه نیستید که ماه نورانی است فقط و مستنیر است. شما ماهیت نورید، هویت نورید، شما آن تجسم نورید که دست تجربه دنیا به آن نرسیده است.
اینک که ما کاهلی کرده ایم، در نمایاندن ذخایر و گوهرهایمان به دنیا، حرف درستی است ولی چشمی هم باید برای دیدن شما باشد یا نه؟
دنیا باید بداند که مردانگی چیست و فتوت چگونه است تا وقتی ما برترین اسوه های فتوت را به آنان نمایاندیم قدر بداند و ارزش بنهد.
دنیا عشق را و عرفان را باید چشیده باشد که ما وقتی از اقیانوس بی انتهای عشق سخن می گوئیم بفهمد که حرف چیست؟
ما چگونه به دنیا بگوئیم که کودکان در این مرز و بوم، ده ساله - یازده ساله شگفت مردانی می شوند که در مقابل شمشیر بران اراده و عزمشان، مردان تاریخ سپر می اندازند؟

 


لیکن دشمن مردانگی نمی داند چیست!
حکایت آن ابله مردیست که چون استران بر لب جوی آب می نوشید، یکی بر او گذشت و گفت: "اینگونه آب نوشیدن، عقل آدمی را کاستی می بخشد."
مرد سر بر آورد و گفت: "عقل چیست؟"
به او گفته شد که روی سخن با تو نبود، کارت را بکن و چنین است حکایت.
دشمن فریاد می کشد که شما کودکان را راهی جبهه می کنید.
نامرد مردمان! شما مردانگی چه می دانید چیست؟
مردانگی اگر آن است که فرماندهان سی - چهل ساله شما دارند، که دیده اید: در مقابل این بزرگ مردان کوچک ما به ناگزیر سر می سایند و از سر زبونی تن به اسارت می دهند.
کدام است معیار مردانگی؟
اگر جثه های درشت و هیاکل قوی، با دلهای جبان و ترسو، نشانه مردانگی است که ارزانی شما باد.
اگر غارت و تجاوز و جنایت، آیت مردانگی است که شما سرآمد مردانید.
اگر سفاکی و بی رحمی به زنان و کودکان علامت مردانگی است، که مرد تر از شما نیست.
حرف اینجاست که واژه ها در دنیا مفاهیم اصیل خود را از دست داده اند.
اگر دنیا مردانگی را با معیار شما شناخته باشد، ما چگونه از مردانگی فرزندانمان سخن برانیم؟
ما چگونه به دنیا بگوئیم که مردانگی، ایستادن بر سر پیمان است و اوج مردانگی ایستادن بر سر پیمان تا پای جان است؟
دوازده - سیزده ساله فرزندان این امت در تمام طول حیات خود چند کلام بیشتر نگفته اند و دست آخر جان را فدای آن چند کلام کرده اند.
گفته اند: ما همه سرباز توئیم خمینی.
و هیچ پادگانی در تاریخ جهان چنین سربازانی در خود نگرفته است.
مردانگی چیست اگر این نیست؟
جوان مرد مردانه ما آخرین حرفش را بر پشتش نوشته بود.
پیکر متبرک و عطر آگینش را که از زمین برداشتیم، خون را که از لباس کنار زدیم این بود دست نوشته آخرین پیمانش:
حسین جان! یا زیارت یا شهادت!
چه شگفت وعده ای و چه شگفت تر وفایی!
این را دنیا به فرض که باور کند. میفهمد؟
بنازم به این مردانگی که تحسین الله و غبطه ملائک را بر می انگیزد. و من نمیدانم به که باید تبریک گفت این عظمت مجسم را.
به پدران و مادران، برای پروردن چنین فرزندانی؟ یا به امام زمان و نایبش برای تربیت چنین سربازانی؟
یا به خدای لا شریک له برای خلقت چنین بندگان و عاشقانی؟ فتبارک الله احسن الخالقین.
خدا آن تبریک را به خودش شاید برای اینجا گفته است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

نگرانی مردان از مطالعه زنان

 

مریم مقدس در حال مطالعه کردن بود که پیام خدا  دال  ِبر مادر شدنش و تولد مسیح،  توسط فرشته ای بر او نازل شد. این تصویر را ما در تابلوی «وحی» اثر سیمون مارتینی (1333 میلادی) که در یوفی سیر واقع در فلورانس نگاهداری می شود، می بینیم. حضرت مریم از دیدن فرشته دچار وحشت و ترس می شود. او خود را به عقب کشیده و عبای آبی خود را طوری محکم به دور خود می پیچد که انگار دارد به خود  پناه می دهد،  همزمان و در حالی که انگشت شستش را لای کتاب گذاشته که فراموش نکند تا چه صفحه ای خوانده است، با دست دیگرش کتاب را از نگاه فرشته پنهان می کند. تازگی ِ تصویر مارتینی از مریم مقدس، توجه همگان را به خود جلب می کند، زیرا که مریم ِ مارتینی دختر باکره و ساده ای که همه می شناختند نبود. او زنی باسواد بود و کتاب دستش هم سمبولی از عقل و دانش و تا آن زمان هیچ کس حضرت مریم  را در چنین حالت دفاعی  به نمایش نگذاشته بود.

ما مریم مقدس را  تنها هنگام «وحی» در حال مطالعه نمی بینیم، بلکه در بهشت هم او در دنیای کتاب و مطالعه غرق است. حداقل در دنیای نقاشان.

در تابلوی” Le Jardin du Paradis” اثر نقاشی یک  روسی (1400) راهبی را در حال چیدن میوه  می بینیم . در  کنار راهب یک زن جوان مو طلایی در میان گل ها نشسته و زن دیگری با مسیح کوچک بازی می کند و مریم مقدس سرش توی کتاب و غرق ِ مطالعه است. تابلوی” La sainte Famille au soir ” اثر رامبراند که در موزه ملی آمستردام آویخته است، مریم مقدس را خم شده بر روی کتابی به نمایش می آورد. یوسف و مسیح ِ کوچک در همان اتاق کنار او به خواب رفته اند.  شمعی نورش را روی کتاب پخش کرده و پیرامون مریم را نورانی می کند. کتاب در شب می درخشد و  تیرگی را از هم می پاشد و زمان از حرکت باز ایستاده است . 

سالیان سال کتاب خواندن مشغله ای مردانه و برای زنان ممنوع بوده است. حتا خواندن کتب مقدس مثل انجیل کار مردان بود. در اغلب تابلو های نقاشی فلاندرز و ایتالیایی این -  مسیح، حواریون و جانشینان او  هستند که کتاب مقدس را در  دست دارند و بر سینه می فشارند  و آمرزش الهی را نصیب خود می کنند.  زنان حتی اجازه ی نزدیک شدن به چنین حیطه ای را نداشتند. علیرغم این مدعا در بسیاری از نقاط جهان،  خواندن متون مذهبی کاری زنانه محسوب می شد و متونی اخلاقی و مذهبی تنها  مناسب حال زنان بود و از همین روی خواندن متون فوق، بخشی از تربیت زنان به حساب می آمده است.

 شرط عضویت در کلیسای پروتستان داشتن سواد تا اندازه ای که بتوان انجیل را خواند، هم برای مردان و هم برای زنان یکسان بوده است. و تاریخ مبارزه با بیسوادی در کشور سوید به سال 1700 میلادی برمی گردد.

در فاصله ی ِ سال های 1700 -  1800 میلادی صنعتی و دموکراسی شدن جوامع اروپایی و در نتیجه اجرای یکسری رفورم و اقدامات از عوامل مهمی است که در عادت مطالعه و کتاب خواندن اروپاییان اثر گذاشته است. در سال های 1700 - 1600خواندن کتاب از مرز های مذهب دور شده و خواندن برای لذت بردن و آموختن، به انسان ها اجازه بروز احساسات و تمایلات خود را داد، ولی هنوز  کماکان مطالعه کردن کاری مردانه بود و برای زنان کاری شایسته محسوب نمی شد، چرا که زنان با کتاب خواندن دچار تخیل و هیجان شده و وظیفه مهم مادری و مواظبت از اعضای خانواده خود را را فراموش می کردند.  و از آنجایی که کتاب خواندن افکار زنان را از قوانین مرسوم جامعه مردسالارانه به دور می کرد، در نگاه مردان زمانه  زنان اهل مطالعه خطرناک افتادند.

چگونه زنان با دنیای کتاب آشنا شدند؟ چه قوانین یا ممنوعیت هایی در پیش پای زنان اهل مطالعه  وجود داشته است؟ دو پرسش از خیل پرسش هایی است که لوره آدلر و استفان بولمن در کتاب ”Les femmes qui lisent sont dangereuse  Flammarion” )صفحه 149) به بحث گذاشته اند. کتاب با استفاده از تصاویری از تابلوهای نقاشی ِ نقاشان معروف و عکس های عکاسان مشهور جهان، تصویر زن مطالعه گر را در تاریخ های مختلف نشان می دهد. بیشتر تصاویر متعلق به سال های 1600 – 1700 و 1800 میلادی است، اما آثاری نیز از سال های اخیر مثلا از سال 1900 در کتاب به چشم می خورد. قدیمی ترین اثر متعلق به سال 1200 میلادی است. این تابلو  تصویر ملکه الینور د ِ آکیتنه را در کنار سنگ قبر معبد فونتورالت واقع در فرانسه به نمایش می گذارد. ملکه در حالی که کتابی در دست دارد، روی تابوت سنگی اش نشسته است. یکی دیگر از تصاویر به نمایش گذاشته،  تصویر مرلین مونرو در لباس شنا ست که کتاب”Ulysses”  اثر جیمز جویس را روی زانو دارد. برای دوستداران هنر و ادبیات و تاریخ  کتاب”Les femmes qui lisent sont dangereuse” یک گنجینه است. دو فصل از کتاب توسط تاریخ نویس و نویسنده فرانسوی لوره آدلر نوشته شده است. لوره آدلر پیش از نگارش این کتاب زندگی نامه مارگریت دوراس و  در کتاب دیگری با عنوان”Dans les pas de Hanna Arendt ” زندگی نامه هانا آرِنت را در سال 2005 میلادی نوشته بود.

مابقی کتاب را  استفان بول من،  توماس من شناس و اهل مونشن نوشته است. تصاویر و عکس ها بخش اعظم کتاب فوق را به خود اختصاص داده است و شرح و تفاسیر نوشته شده در حاشیه ی تصاویر به عنوان مکمل عکس ها، به غنای کتاب کمک کرده است.

در سال های 1700 – 1800 زنان اهل مطالعه اغلب زنان فرانسوی و آلمانی و انگلیسی بودند. آنها مشتاقانه رمان هایی را می خواندند که موضوعشان به زمان معاصر آنها برمی گشت. انتشار کتب مذهبی تا حدودی اُفت کرده بود، در عوض کتاب های تخیلی و رمان در تیراژهای بالا چاپ می شد. زنان از طریق خواندن رمان به خود نگری و درون نگری و همچنین به بیرون نگری و کسب علم و شناخت شرایط دیگر آن دست می یافتند. در این دوره نه تنها انتشار رمان بالا گرفت که حتا  زنان  نیز به نوشتن رمان  روی آورده و  با به راه انداختن شبکه های ارتباطی زنان نویسنده پا به عرصه ای نهادند که تا آن زمان ممنوع بود. مطالعه کردن برای زنان به معنای دست یافتن به دنیای خاص زنانه ایشان بود، دنیایی که آنها را از زندگی روزمره و تسلط مردان جدا می ساخت. خواندن کتاب به آنها ایده و افکار نو می داد و جلسات ادبی به آنها مکانی برای بحث و گفت و شنود بر پیرامون چگونگی تغییر ِجهان. و این همه  نگرانی مردان را به دنبال داشت. مردان موقعیت خود را تهدید شده می یافتند. پس  در عرصه ی ِ فرهنگ و ادب نویسندگان ِ زن به حاشیه کشانده و زنان کتاب خوان و رمان خوان، موجودات ناقص و  بیماران  مبتلا به هیستری  تلقی شدند. و آنچه اینجا قابل ذکر و  توجه است، این است که انگار هیستری مرضی زنانه بود و مردان دچار آن نمی شدند. مردان مضطرب و آشفته و سرگردان را سودا زده و مالیخولیایی می نامیدند.  تثلیث : زنان – کتاب و هیستری سخن رایج زمان شده بود. نمونه این گونه تثلیت را ما در کتاب «مادام بواری» اثر گوستاو فلوبر می یابیم.  فلوبر حرف زمانه اش را در چهره اما بواری که با خواندن رمان های عاشقانه به زندگی اش سمت و سوی می دهد، و در خیال و رؤیا به قهقرا می رسد،  ترسیم می کند.

در طی سال های  1800 – 1900 مردان از دست زنانی که اهل مطالعه بودند، نالیده اند. آنها موج نو را  «سیل مطالعه» نامیده و  معتقد بودند که این سیل شکست جامعه بشری را به دنبال خواهد داشت.

« میوه ی ِ حرام » با موتیف "خواندن" تصویر چهار زن را در کتابخانه ای به نمایش می آورد. زنی برای جدا کردن کتاب های مورد علاقه اش از نردبانی بالا رفته است، در حالی که دختر ک خدمتکار کنار  ِدر موقعیت را می پاید تا مبادا بیگانه ای  از کار آنها سر در آورد و دو زن دیگر در حال خواندن ِ آنچه که مجاز نیست هستند. تابلوی” Leune fille lisant” اثر فرانس آی بل (1850) نیز بر گستاخی زنان اهل مطالعه تأکید دارد. دختر جوانی که کتاب را آرام روبروی صورتش گرفته، پیراهن نازکی بر تن دارد و یکی از شانه هایش کاملا لخت است. او با تمام وجود در کتاب غرق شده است.

اغلب در هنر نقاشی مطالعه کردن زنان با سکس به نمایش در می آمد. به طور مثال می توان از  اثر مشهور تابلوی ِ پی یر آنتواین باودون (1760)”La Lecture ”  نام برد. زن ِ تابلو آرام و بی خیال بر بالشی تکیه داده و کتاب روی دست چپش سُر خورده است. چند دکمه بلوزش باز است و دست راستش را به درون لباسش فرو کرده. او  کمی کرخت و بی حال به نظر می رسد. آیا انتظار معشوقش را می کشد یا به رؤیاهای عاشقانه فروخلیده است؟ نه. نقاش فقط می خواهد نتایج بد کتاب خواندن را گوشزد کند.

نزدیک و صمیمی شدن زنان با کتاب است که نگرانی می آفریند. آنچه که در خانه رخ می داد، خارج از کنترل جامعه بود و به عقیده استفان بول من، این نزدیکی و صمیمیت زن و ُ کتاب بود که هنرمندان در صدد نمایشش بودند. در واقع آنها چیزی را به ما نشان می دهند که ما هرگز حق و امکان دیدنش را نداشتیم.  جان ورمیر نقاش هلندی 1600 در چند اثر خود شیفتگی  زنان به کتاب را نشان داده است. تابلو ی“ La Femme en bleu”یک نمونه از آثار او است. زن آبستنی در حال خواندن نامه ای ست، که احتمالا توسط همسرش نوشته شده است. دهان نیمه بازش حکایت از بلند خواندن نامه می کند.

تصاویر  ارایه شده در کتاب ِ لوره آدلر و استفان بولمن،  دیدار زن و کتاب و چگونگی تأثیر محتوای ِ کتاب ها بر تن زن را به خوبی به ما نشان می دهد. زنان با محتوای کتاب ها در نقاشی ها یکی می شوند، یعنی همان چیزی که  محقق فرانسوی میشل د ِ سرتییو تصویر فوق «lectio» نامیده است. زن مو قرمزی برهنه تابلوی”La Lectrice”اثر جین – جکِکس هِنر  (1880) بر زمینه زرد اُخرایی به شکل ونوس است و  کتابی را مثل معشوقش به سینه می فشرد. با همین شیوه نقاش انگلیسی جی ای ویسلر د ر اثر خود” Sous la lampe” (1858)  یکی شدن  متن و  زن را  نشان می دهد. زن طوری کتاب را به صورتش نزدیک کرده که فاصله  اش با کتاب و اتاق محو شده است. یکی شدن خواننده و کتاب و فراموش کردن زمان و مکان هنگام مطالعه، در جوامع مردسالار پدیده ای زنانه و منفی تلقی می شده است. در حالی که

کتاب  برای زنان حکم نفس کشیدن را داشت، راهی به رهایی و وابسته نبودن بود و آغاز یک زندگی نو. در تنهایی ِ زن کتاب دوستی بود که دلداریش می داد. اما زمان به یک شکل نمی ماند و ما می توانیم تغییر و تحول زمانه را در آخرین تصویر کتاب که متعلق به نقاش آلمانی هرالد متز کِس است ببینیم. تابلوی” Femmes savantes ” (2001) دو زن را به نمایش گذاشته است که در میان انبوهی کتاب با نگاهی جستجوگر در حال مطالعه اند. رابطه این دو زن با کتاب و کتاب خواندن بر پایه ی احساسات و نزدیکی ها ی عاشقانه ی ِ روزگار گذشته، ریخته نمی شود، بلکه احساسات و نزدیکی جای خود را  به تعمق و تفحص می دهند. 

 

 

 

مطلب بالا به تاریخ   بیست و هفتم ماه  جولای  دو هزار و شش  در روزنامه  سونسکا داگ بلادت  ( سوئد)  به چاپ رسِده است .

 

 

توضیحات :

لنا کُرلند ادیب و پرفسور دانشگاه ِ اوپسلا واقع در کشور سوید است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 

مشارکت مردان در بهداشت باروری

 

« ... فدارها علی کلّ حال و احسن الصحبه لها فیصفو عیشک »
با همسرت در همه‌حال مدارا کن و با او به نیکی معاشرت‌ کن تا زندگی باصفا و سرشار از محبت داشته باشی. (حضرت علی (ع))


مشارکت مردان در بهداشت باروری
زنان در طول دوره‌ی زندگی خود از زندگی جنینی تا یائسگی در مقام فرزند، خواهر و همسر یا در مقام عضوی از اجتماع به دلیل شرایط زیستی، فیزیولوژیک زنان مسائل و مشکلات ویژه‌ای را متحمل می‌شوند و دشواری‌های بسیاری را به دوش می‌کشند. مشکلات بهداشتی و پزشکی زنان در کنار سایر دشواری‌ها که به دلایل خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در جوامع مشابه جامعه ما بر زنان تحمیل می‌شود مسائل زنان را به عنوان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی مورد توجه صاحب‌نظران و جامعه شناسان قرارداده است. باید توجه داشت علیرغم آنکه در برخی از جوامع برای برخی از مشکلات زنان دلایل اعتقادی، مذهبی مطرح می‌شود، دین مقدس اسلام سرشار از آموزه‌هایی است که بر حمایت از زنان و مشکلات خانوادگی و اجتماعی آنان تأکید دارد.
خطرات بسیاری زنان را در سراسر دنیا تهدید می‌کند، همه‌ساله حدود 580 هزار زن در سراسر دنیا به علت بسیاری مورد خشونت و آزار واقع می‌شوند. زنان بسیاری مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند. زنان بسیاری در تمام دنیا یک‌تنه و بدون سرپرست، زندگی خود و فرزندان خود را اداره می‌کنند. هنوز زنان بسیاری از حاملگی‌های متعدد ناخواسته رنج می‌برند. هنوز زنان زیادی به اجبار در سنین بسیار پایین ازدواج می‌کنند و در سنین زیر 20 سال حامله می‌شوند. هنوز زنان بسیاری در سراسر دنیا علیرغم مخاطرات برخی روش های زنانه پیشگیری از بارداری به تنهایی مسئولیت پیشگیری از حاملگی را به عهده می‌گیرند. زنان هنوز از حقوق خود آگاه نیستند.
این توصیف مختصری را از وضعیت نه چندان دلپذیر زنان در سراسر دنیاست.
ابعاد تمامی مشکلات فوق وقتی فاجعه‌آمیز می‌شود که مردان به‌طور غیر منصفانه‌ای به هیچیک از این مسائل در سطوح تصمیم‌گیری، در فعالیت‌های شغلی و در زندگی خانوادگی توجهی نشان ندهند. از همین‌جاست که مسئله مشارکت مردان در حقوق باروری و رفتارهای جنسی جلوه ویژه‌ای پیدا می‌کند و در ابعاد زیر مورد توجه قرار می‌گیرد:
• توجه مردان به نیازها، عقاید و حقوق زنان در زمینه بهداشت باروری در خانواده.
توجه مردان به بهداشت جنسی و رفتار جنسی سالم و بی‌خطر و مسئولانه. مردان به عنوان کسانی که وام‌دار زنان هستند ضروری است زنان را در مقام مادرانشان، همسران و فرزندانشان با دیده احترام بنگرند و جایگاه خاص آنان را بدون تبعیض و رجحان پذیرا باشند. این نقش مردان بخصوص در رابطه با همسرانشان بسیار اهمیت دارد و مشارکت آنان در امور مربوط به بهداشت باروری به تقویت روابط درون خانواده و حفظ سلامت زن به عنوان محور خانواده و موجود هستی بخش در کانون خانواده، تربیت صحیح فرزندان و سالم نگه داشتن آنان منجر خواهد شد.
مشارکت مردان در بهداشت باروری شامل موارد زیر است:
• مسئولیت تولید مثل به عنوان یکی از اهداف تشکیل خانواده به عهده زن و مرد است هیچ‌یک از طرفین نباید و نمی‌تواند از مسئولیت ایجاد یک حاملگی شانه خالی کند. بنابر این همه عواقب، مشکلات و مسائل حاملگی به همان اندازه که به زنان مربوط است به مردان نیز ارتباط دارد و مشارکت آنا را می‌طلبد.
• در مورد ناباروری نیز وضع به‌همین صورت است در 40% موارد نازائی زوجین، مسئولیت وجود نازائی به عهده مردان است. پذیرش این امر توسط مردان تحمل شرایط را برای زوج نابارور آسان‌تر می‌کند و از برچسب‌هایی که منجر به متلاشی شدن خانواده می‌گردد کاسته می‌شود. باید توجه داشت که این مسئولیت مردان وقتی علت ناباروری زنانه است نیز به قوت خود باقی است و لازم است مردان با حمایت از زنان نابارور برای حل مشکل ناباروری مشارکت نمایند.
• پیشگیری از بارداری عرصه دیگری است که با مشارکت مردان تقویت می‌شود در این عرصه مشارکت مردان به معنای حمایت از زنان در پیشگیری از بارداری و استفاده از روش‌های مردانه پیشگیری از بارداری است.
• پیشگیری از انتقال بیماری‌های آمیزشی به زنان از وظایف مهم مردان و جلوه دیگری از مشارکت آنان است. اگر به هر دلیل آلودگی به بیماری آمیزشی اتفاق افتاد، استفاده از وسایل لازم برای پیشگیری از انتقال بیماری به همسر ضروری است. همچنین وفاداری به همسر، اعتقاد به تک همسری و روابط جنسی سالم از وظایف مردان در این زمینه است.
• مردان حامیان مهم زنان در طول دوره‌ی حاملگی در جهت تأمین نیازهای مادی و روحی و عاطفی هستند. این نقش مردان در سلامت جسمی و روانی مادر و جنین بسیار مؤثر است و سبب استحکام روابط زناشوئی می‌گردد.
• مردان جایگاه مهمی در حمایت از زنان شیرده در طول دوره‌ی شیردهی دارند. زنان شیرده نیازمند این حمایت هستند. به این ترتیب شیرخوار نیز مورد حمایت پدر قرار می‌گیرد.
• اعمال خشونت علیه زنان از قبیل تنبیه بدنی، تحقیر، محرومیت از حقوق و اطلاعات، محرومیت از خدمات بهداشتی درمانی و فعالیت‌های اجتماعی علاوه بر تبعات بسیار منفی جسمانی برای زنان، همه اعضاء خانواده را در معرض خطر آسیب‌های روانی و اجتماعی قرار خواهد داد.
پیامبر اسلام و ائمه اطهار اسوه‌های بارز خُلق و خوی نیکو و رفتار محبت‌آمیز نسبت به خانواده بوده‌اند.
• زنان باید از کمک و مشارکت مردان در اداره‌ی امور خانواده و تربیت فرزندان بهره‌مند شوند و زندگی خانواده از هرجهت با مسئولیت مشترک زوجین اداره شود.
برای تسهیل مشارکت مردان لازم اطلاعات و آموزش‌های لازم در زمینه بهداشت باروری بهداشت باروری در اختیار آنان قرار گیرد، تا بتوانند با چشمان باز و اگاهانه در جهت مشارکت گام بردارند. امروزه این مشارکت بسیار کمرنگ و ناچیز است. این امر ریشه در سنت‌ها و عادات و رسوم دارد. برای از بین بردن سنت‌ها و باورهای غلط باید تلاش کرد. این تلاش وظیفه مشترک مردان و زنان در خانواده و اجتماع است.
کتاب بهداشت باروری برای نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی سمنان فصل چهارم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

در آرایش، مردان غربی از زنان پیشی گرفته اند ...

 

در آرایش، مردان غربی از زنان پیشی گرفته اند  در عین حال سه درصد از مردان نیز از مواد آرایشی مخصوص زنان مانند رژ لب، لاک ناخن و کرم پودر استفاده می کنند. همچنین مردان اروپایی ماهانه دست کم 40 یورو در زمینه زیبایی هزینه می کند.
در دیدگاه غرب، این که مردان نیازی به آرایش ندارند، باوریست که پژوهشهای اخیر بر غلط بودن آن صحه گذارده است.
به گزارش برنا، امروزه مردان غربی بیشتر از زنان ساعات روزمره خود را صرف آرایش و زیبایی

 

می کنند. مردان بیشتر از زنان دوش می گیرند و کمتر مردی پیدا می شود که بدون استفاده از کرم و ادوکلن از خانه خارج شود، آنها حتی از کرم پودرها و رژ لب نیز استفاده می کنند.
براساس نظرسنجی های جدید منتشر شده در آلمان، مردان زمان بیشتری را نسبت به زنان ( روزانه دست کم 30 دقیقه) در حمام به سر می برند. مردان روزانه بطور متوسط 17 دقیقه از زمان خود را صرف نظافت بدن و 13 دقیقه را نیز صرف پرداختن به صورت خود و یا آرایش کردن می کنند.
این در حالی است که متوسط مجموع این زمانها در بین زنان کمتر از 26 دقیقه است. این نظرسنجی که توسط اتحادیه لوازم بهداشتی و آرایشی آلمان انجام شده نشان می دهد این موضوع که مردان نیازی به آرایش نداشته و کمتر از زنان در امور مربوط به زیبایی زمان صرف می کنند، عقیده ای نادرست است.
این گزارش می افزاید مردان در امور دیگری نیز از زنان پیشی گرفته اند. بعنوان نمونه بیش از 10 تن از 12 مرد مورد سوال در این نظرسنجی ابراز داشته اند که تا کنون خود را آرایش کرده، حداقل یکبار در انستیتوهای زیبایی بوده و یا عمل زیبایی انجام داده اند.
در عین حال سه درصد از مردان نیز از مواد آرایشی مخصوص زنان مانند رژ لب، لاک ناخن و کرم پودر استفاده می کنند. همچنین مردان اروپایی ماهانه دست کم 40 یورو در زمینه زیبایی هزینه می کند.

این نظرسنجی در میان حدود 2 هزار مرد بالای 18 سال آلمانی در فاصله زمانی ماههای آوریل تا می سال جاری میلادی انجام شده است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

دروغ‌ عمده‌ مردان‌ به‌ زنان‌

 

بعضی‌ از مردها معتقدند که‌ نباید به‌ همسرشان‌حقیقت‌ را ابراز کنند و تصور می‌کنند بادروغ‌گویی‌ می‌توانند همسر خود را قانع‌ کرده‌ وبه‌ قول‌ معروف‌ گول‌ بزنند. اما در اکثر موارد این‌مسئله‌ به‌ نتیجه‌ نامطلوب‌ نمی‌رسد و سبب‌اختلافات‌ شدید خانوادگی‌ می‌شود. زیرا مردان‌مانند زنان‌ آن‌قدر با ظرافت‌ دروغ‌ نمی‌گویند که‌دروغ‌شان‌ برای‌ همیشه‌ پنهان‌ بماند. زنان‌ نیز به‌خاطر دروغ‌ گفته‌ شده‌ از سوی‌ همسرشان‌ دلخورمی‌شوند. در این‌ مقاله‌ به‌ دلایل‌ عمده‌ دروغ‌مردان‌ به‌ همسرانشان‌ خواهیم‌ پرداخت‌. ازطرفی‌زنان‌ به‌ دلیل‌ احساسات‌ لطیف‌شان‌ زودرنج‌تر ازمردان‌ هستند آنان‌ با تلنگری‌ کوچک‌ روحیه‌شان‌به‌ هم‌ ریخته‌ می‌شود و حالت‌ افسردگی‌ واضطراب‌ در چهره‌شان‌ به‌ خوبی‌ مشاهده‌ خواهدشد.

 

لذا مردان‌ برای‌ گفتن‌ بیاناتشان‌ باید دقت‌بیشتری‌ داشته‌ باشند. به‌ دروغ‌های‌ مردان‌ که‌ به‌همسرانشان‌ می‌گویند توجه‌ کنید:

-1 بسیاری‌ از مردان‌ از این‌ که‌ احساس‌می‌کنند زنان‌ تحمل‌ شیندن‌ دروغ‌ را ندارند، به‌سادگی‌ دروغ‌ می‌گویند. شاید دروغ‌گویی‌ آنهافقط به‌ خاطر ناراحت‌ نکردن‌ همسرشان‌ باشد. امااین‌ را بدانند که‌ هر چقدر هم‌ که‌ همسران‌شان‌ ازبیان‌ حقیقت‌ نگران‌ و مشوش‌ می‌شود اما بهتر ازگفتن‌ دروغ‌ می‌باشد. زیرا روزی‌ حقیقت‌ در نزدزن‌ فاش‌ شده‌ و آن‌ زمان‌ است‌ که‌ دنیا در برابرچشمان‌ زن‌ و شوهر سیاه‌ خواهد شد و کار به‌جاهای‌ باریک‌ خواهد کشید. پس‌ اجازه‌ ندهیدچنین‌ شود.
و اما یک‌ توصیه‌ به‌ زنان‌; در صورتی‌ که‌ احساس‌کردید همسرتان‌ به‌ دلیل‌ مصلحت‌ زندگی‌اش‌ به‌شما دروغ‌ گفته‌ و این‌ دروغ‌ تاثیر چندانی‌ دروضعیت‌ زندگی‌ زناشویی‌ و عشق‌ و محبت‌ میان‌تان‌ندارد. پس‌ بهتر است‌ به‌ روی‌ خود نیاورید و ازکنار آن‌ بگذرید. مطمئن‌ باشید همسرتان‌ خواهدفهمید و شرمنده‌ شما خواهد شد.

-2 تعریف‌ و تمجید را به‌ پای‌ دروغ‌ نزنید.بعضی‌ از مردان‌ تصور می‌کنند اگر از همسرشان‌تعریف‌ کنند دچار دروغ‌گویی‌ شده‌اند. اگر این‌مسئله‌ را دروغ‌گویی‌ فرض‌ می‌کنید، بهتر است‌ به‌این‌ دروغ‌گویی‌ ادامه‌ دهید. زیرا همسر شما ازتشویق‌ و تحسین‌ شما خشنود شده‌ و به‌ زندگی‌امیدوارتر خواهد شد و با نیرو و انرژی‌ بیشتری‌ به‌زندگی‌ ادامه‌ می‌دهد. برای‌ مثال‌ در برابرخانواده‌ خودتان‌ شروع‌ به‌ تعریف‌ از همسرتان‌کنید. کفش‌هایش‌ را جلوی‌ پای‌ او جفت‌ کنید.برایش‌ میوه‌ پوست‌ بکنید. حتی‌ اگر فکر می‌کنیدهمه‌ این‌ کارها را از روی‌ تملق‌ و دروغ‌ انجام‌می‌دهید با انجام‌ چنین‌ کاری‌ نزد خانواده‌تان‌،نتیجه‌اش‌ را ببینید، همسرتان‌ پروانه‌واربه‌ دور شماخواهد چرخید، احترام‌ دو صد چندان‌ به‌ شماخواهد گذاشت‌ پس‌ ارزشش‌ را دارد که‌ دست‌ به‌چنین‌ تملق‌ و دروغی‌ بزنید.

-3 بعضی‌ از مردان‌ سیاست‌ خوبی‌ را اززندگی‌شان‌ دارند. آنان‌ بدون‌ این‌که‌ خود راخسته‌ کارخانه‌ کنند به‌ نحویی‌ با همسرشان‌ برخورددارند و خود را درگیر کمک‌ به‌ وی‌ می‌کنندکه‌ اوواقعا احساس‌ می‌کند همسرش‌ در کارهای‌ خانه‌ اورا همراهی‌ کرده‌ است‌. البته‌ بد نیست‌ که‌ همسرتان‌را کمک‌ کنید و دست‌ یاری‌ به‌ او بدهید. زندگی‌یعنی‌ همکاری‌ و همیاری‌، وقتی‌ مهمانی‌ به‌ خانه‌شما می‌آید روی‌ صندلی‌ ننشینید و به‌ همسرتان‌دستور ندهید. بلکه‌ ظاهرا هم‌ که‌ شده‌ او را کمک‌کنید. حتی‌ از لحاظ لفظی‌ مثلا بگویید کمک‌می‌خواهی‌. من‌ در انجام‌ هر کاری‌ آماده‌ هستم‌.ولو این‌ که‌ روی‌ صندلی‌ بنشینید و با دوستانتان‌مشغول‌ به‌ حرف‌ زدن‌ شوید. هر چندوقت‌ یک‌باراو را صدا بزنید و از او سوال‌ کنید! بیایم‌ کمکت‌کنم‌؟ این‌ نوع‌ دروغ‌گویی‌ نیز می‌تواند تاثیر خوبی‌بر همسرتان‌ بگذارد و در برابر مهمان‌ها سربلندباشد.

-4 بعضی‌ از مردان‌ در برابر غر زدن‌ زنان‌شان‌مجبور به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌شوند که‌ در انجام‌ وبرآورده‌ ساختن‌ آن‌ ناتوان‌ هستند. این‌ چنین‌زنان‌ باید گفت‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ همسر خود را تحت‌فشار نگذارید و از او درخواست‌های‌ ناشدنی‌نخواهید. مردی‌ که‌ زیر بار فشار سخن‌های‌همسرش‌ باشد، دست‌ به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌زند و به‌همسرش‌ وعده‌هایی‌ می‌دهد که‌ خودش‌ هم‌می‌داند از عهده‌ آن‌ برنمی‌ آید اما به‌ خاطر ساکت‌کردن‌ همسرش‌ و جلوگیری‌ از کشمکش‌ و جنگ‌اعصاب‌ مجبور به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌شود. در این‌ جازن‌ مقصر است‌. او سبب‌ این‌ دروغ‌ شده‌ است‌. هرزنی‌ باید شرایط همسرش‌ را بداند و بیش‌ از آن‌ ازهمسرش‌ توقع‌ نداشته‌ باشد.
غرور و شخصیت‌ مرد نباید زیر پا لگدمال‌ شود.یک‌ زن‌ باید همسرش‌ را آن‌قدر دوست‌ داشته‌باشد که‌ اگر زندگی‌ کمی‌ و کاستی‌ به‌ وجود آمدهمراه‌ و در کنار همسرش‌ با مشکلات‌ دست‌ و پنجه‌نرم‌ کند. نه‌ این‌ که‌ سبب‌ لاف‌زنی‌ و اغراق‌گویی‌ ودروغ‌گویی‌ همسرش‌ شود.

-5 مردان‌ برای‌ این‌ که‌ در برابر همسر خود به‌قول‌ معروف‌ کم‌ نیاورند، سعی‌ می‌کنند دروغ‌بگویند. بعضی‌ از زنان‌ عادت‌ دارند مزایای‌ مردان‌دیگر را به‌ رخ‌ همسر خود بکشند. برای‌ مثال‌می‌گویند شوهر دوستم‌ مرد بسیار شجاعی‌ است‌ ویا این‌ که‌ بسیار دست‌ و دلباز است‌ و همه‌ مال‌ واموالش‌ را در اختیار همسرش‌ گذاشته‌ است‌.مردان‌ به‌ این‌ مسئله‌ حساسیت‌ نشان‌ می‌دهندوآنان‌ دوست‌ ندارند همسرشان‌ مرد دیگری‌ را برتراز او ببیند شاید یک‌ حس‌ حسادت‌ ناخودآگاه‌باشد که‌ زنان‌ باید به‌ این‌ حس‌ توجه‌ کنند. گاهی‌مردان‌ در برابر تمجید همسرشان‌ از مرد دیگردست‌ به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌زنند. مثلا می‌گویندامروز در خیابان‌ با پسری‌ جوان‌ هیکل‌مندی‌ دعواکردم‌ و او را به‌ شدت‌ زدم‌. او چنین‌ دروغی‌ را به‌همسرش‌ می‌گوید تا اظهار دارد که‌ او هم‌ شجاع‌است‌. زنان‌ نباید محیطی‌ فراهم‌ کنند که‌همسرشان‌را وادار به‌ دروغ‌هایی‌ شاخدار کنند.هر فردی‌ یک‌ حالت‌ و روحیه‌ و شخصیت‌ خاص‌ به‌خودش‌ را دارد. شما نباید شوهر خود را با مرددیگری‌ مقایسه‌ کنید. بلکه‌ او را همان‌طور که‌ هست‌دوست‌ داشته‌ باشید. همان‌ طور که‌ مشاهده‌می‌کنید بعضی‌ از دروغ‌ها بار منفی‌ و گاهی‌ هم‌ بارمثبت‌ دارد. البته‌ یک‌ زن‌ و شوهر باید حقیقت‌ گراباشند و در هر شرایطی‌ راست‌گویی‌ را سرلوحه‌زندگی‌ خود بدانند و حتی‌ اگر در گذشته‌ رخ‌دادناگواری‌ داشته‌اند، همچون‌ دوست‌ واقعیت‌ رابگویند. در زندگی‌ زناشویی‌ بیان‌ حقیقت‌ ولو این‌که‌ منجر به‌ دلخوری‌ شود باارزش‌ و مهم‌ نیست‌.البته‌ همان‌طور که‌ در مقاله‌ فوق‌ درج‌ شده‌ گاهی‌دروغ‌ و تملق‌ در زندگی‌ سبب‌ ایجاد اعتماد به‌نفس‌ در فرد مقابل‌ می‌شود و او را به‌ زندگی‌امیدوارتر و سرزنده‌تر می‌کند. پس‌ زن‌ و شوهرباید در زندگی‌ محتاطانه‌ عمل‌ کنند و در جهت‌ایجاد یک‌ زندگی‌ مستحکم‌تر و پرمحتواتر سعی‌ وتلاش‌ خود را به‌ کار گیرند.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

مردان امروزی تمایلی به ازدواج ندارند ؟؟!!

 

این موضوع حقیقت دارد که امروزه بیش از هـر زمـان دیــگر مردان عجله ای برای متعهد گشتن به یک رابطه دراز مــدت از خود نشان نمیدهند. هنگامی کـه از

 مردان علل این مسئله را می پرسند،آنها مـعمـــولا چـندین دلیل گونـاگــون رابـــرایعــــدم آمادگیشان برایازدواجمـطـرح میـسازنــد. امادر کل 4عامل عمده وجود

 دارند که تـاثـیـر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن آنـــان بــه یک تعهد دراز مدت اعمال میکنند:

1- مـردان بــا فشـار اجــتماعی کمتری برای متاهل گشتن مواجه می بـاشنـد. زیـرا بر خـلاف گذشتـه بــرقراری رابـطه جنـسی تـوســـط یک مرد بسیار سهل تر شدهاست. زنان به طور موثـــر دیــــگر قــــادر بــه

جلب توجه مردان، بـا دادن وعـده هـــای بـــرقراری روابط جنسی به عنوان یک انگیزه ومحرک برای متعهد ساختن آنها، نمی بـاشنـد. بـنابراین یک انگیزه قوی برای تن دادن به ازدواج در مردان عملا حذف

میگردد. (البته برای مردانی که رابطه جنسی عاملی حیاتی در زندگیشان محسوب میگردد).

2- مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیت آمیزشدن رابطه وحشت دارند. رنجهای عاطفی حاصل از جدایی میتواند برای مردان ویرانگر و طاقت فرسا باشد. اما آنها بیشتر نگران ریسک خسارات مالی که

احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، میباشند.

3- این در سرشت و طبیعت مردان میباشد که هر چیزی را که موجب تغییر عمده و جدی در زندگیشان میگردد را به تاخیر اندازند. "ازدواج آغاز مشکلات یک مرد است" خواه مردان امروزی به این گفته اعتقاد

داشته باشند و یا خیر یک چیز مسلم میباشد: مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش، و گام نهادن به یک زندگی مملو از مسئولیت، سازش و از خود گذشتگی را ندارند.

4- مردان هنگامی تن به ازدواج میدهند که مطمئن گردند بهترین گزینه ممکن را انتخاب کرده اند. مردان همواره در این اندیشه اند که: "نکند سرو کله یک دختر بهتر در زندگی آنها پیدا گردد اما آنها متعهد به یک

رابطه باشند." بنابراین از متعهد گشتن با دختر و یا زن فعلی زندگی خود سرباز میزند تا هنگام آشنایی با یک مورد بهتر تعهدی نسبت به مورد پیشین خود نداشته باشند.

اما چگونه میتوان مردان را پایبند یک رابطه دراز مدت و تعهد آور ساخت؟ در زیر به 9 روش برای دستیابی به این منظور و آنکه قلب یک مرد را فتح سازید ارائه گردیده است:

1- آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید که مردی که برگزیده اید را دوست داشته و میخواهید باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بنابراین تا زمانی که کاملا متقاعد نگردیده اید که برای یکدیگر مناسب میباشید

اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور کند. شناخت شما از وی باید به حدی باشد که قادر به تعیین این موارد باشید: که وی قادر به متعهد گشتن میباشد- وی برخوردار از بسیاری از ویژگیها و صفاتی

است که شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو میکردید- شخصیت وی شما را ملزم به احترام و ستایش از وی میگرداند- وی پیشتر در آزمون وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران شما سربلند

بیرون آمده است. وآنکه باید مطمئن گردید که وی شما را حقیقتا دوست دارد.

2- همواره همان فردی باشید که هستید. و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد که مردان در زنان جستجو میکنند. %99 از مردان در نظر سنجیهای گوناگون اینگونه

اظهارداشته اند که: زنانی که شخصیتشان پس از ازدواج دستخوش تغییر میگردد در ردیف نخست فهرست علل جدایی ها پس از ازدواج آنها قرار میگیرند. پافشاری در رفتاری که در آن زنان بمنظور اهمیت

بخشیدن به مرد خود مرتبا با وی سازش کرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری میکنند و یا به لطیفه های بیمزه وی میخندند هیچگاه نتیجه بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره

مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان شماباشد.

3- به وی نشان دهید که استقلال دارید. مردان از زنانی که به عقب تکیه میدهند و منتظر میمانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را بدست بگیرد بیزار هستند. به وی نشان دهید با آنکه شما از ایده های وی

استقبال میکنید همچنین شما بدون وی نیز توانایی به انجام رسانیدن کارها را دارا میباشید. به عنوان مثال: شما میخواهید به تماشای یک فیلم بخصوص به سینما روید اما مرد شما به خاطر مشغله کاری قادر به

همراهی شما نمیباشد. در عوض دلخور شدن و قهر کردن با خنده رویی به وی بگویید که تنها به سینما خواهید رفت و همین کار را هم انجام دهید. هرگاه برنامه خرید خانه ای را در سر دارید آن به پس از

ازدواج خود موکول نسازید. زیرا این عمل سبب میگردد تا مرد شما اینگونه برداشت کند که شما فرد مستقلی نمیباشید. خلاصه به وی نشان دهید که زندگی شما با وی و بدون وی ادامه خواهد یافت.

4- به وی نشان دهید که فردی مهربان و دوست داشتنی هستید. شاید شگفت انگیز بنظرآید: یک مرد به دختری نیاز دارد که آن دختر وی را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان که

استقلال فردی به زنان قدرت میبخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری مردان را دلسرد میسازد.مردان اینگونه زنان را بی احساس،بی عاطفه و ناتوان در عشق ورزی تلقی میکنند.بنابراین

همانطور که زنان نیاز دارند که استقلال فردی خود را به مردان نمایان سازند ،میباید به مردان نشان دهند که دارای آرزو میل آتشینی برای قسمت کردن عشق خود با مرد زندگیشان میباشند.

5- به وی نشان دهید که علاقه مند به او میباشید: علاقه مند به خویشتن حقیقی خودش و نه برای آنچه وی میتواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش که چه چیزی پیش از ازدواج

برای آنها حائز اهمیت میباشد، پاسخ داده اند که: اطمینان یافتن از آنکه دختر مورد علاقه آنها حقیقتا آنها را دوست داشته باشد برای آنچه که هستند و نه وسیله ای برای دستیابی به هدف. هیچ مردی دوست

ندارد احساس کند که دختر مورد علاقه وی به این علت وی را برگزیده که:او یک تامین کننده معیشت مناسب، یک شهروند نمونه و یا یک پدرخوب بالقوه میباشد. تمام این مسایل برای مردان نیز اهمیت دارد اما یک

مرد زمانی که متوجه میگردد یک دختر به این علت وی را برگزیده کهاو بهترین دوست آن دختر بوده است بسیار خرسند میگردد. دختری که همواره در کنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع

مرد خود. اما چگونه میتوانید به این امر نائل آیید؟ به زندگی وی علاقه نشان دهید، همچنین به علاقه مندیهای وی و ارزشهایی که وی در زندگی قائل میباشد. درباره شغلش صحبت کنید اما بیشتر به جنبه های

معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه کنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیک شخصیتی و اخلاقی وی سخن گویید.

6- برای آنکه وی را بدنبال خود بکشانید برایش نقش بازی نکنید. مردان کاملا از بازیهایی که زنان به آنها روی میآورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاه میباشند. حتی ممکن است مردان اغواء گردیده و

برای پیروزی در بازیهای شما به هر عملی دست بزنند اما هیچگاه متعهد به شما نخواهند گشت. هم صحبت شدن با مردان دیگر برای برانگیختن حس حسادت در شریک خود و آنکه مرد بیشتر جذب شما گردد

ممکن است برای مدت کوتاهی کارساز باشد. اما وی چگونه میتواند به شما اعتماد کند؟ هنگامی که شما را دسیسه گر بپندارد؟ حتی اگر وی شیفته شما باشد، یک مرد هنگامی که کوچکترین شبهه ای در اعتماد

و صداقت شما داشته باشد از متعهد گشتن هراس خواهد داشت.

7- به وی نشان دهید که قصد تغییر دادن وی را در سر ندارید. هرگاه یک مرد احساس کند که تعهد به یک دختر و ازدواج با وی سبب بوجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبک زندگی وی میگردد، سرسختانه به

متعهد گشتن از خود مقاومت نشان خواهد میدهد حتی اگر عاشق آن دختر باشد. به وی نشان دهید که قادر به سازش با وی میباشید. به وی نشان دهید از آنکه وی بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یک شب

را با دوستان خود بگذراند اعتراضی ندارید. کاری نکنید که وی احساس کنید اکنون باید از وقت خود کمال استفاده را ببرد زیرا زندگی وی پس از ازدواج تغییر خواهد کرد.

8- به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست که شما مانند یک مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن کنید که بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با

اعتماد بنفس حرکت کرده و رفتار کنید. مسواک بزنید، به ناخنهای خود برسید واز عطر و ادکلن به حد متعادل استفاده کنید.

9- طوری وانمود نکنید که برای ازدواج شتابزده میباشید. ممکن است شما تصور کنید وی تاکنون وقت زیادی را برای تصمیم گیری در مورد شما سپری کرده است. اما آرامش خود را حفظ کنید! این ممکن است

خبر نوید بخشی باشد. ممکن است وی میخواهد مطمئن گردد که یک تصمیم معقولانه و صحیحی اتخاذ کرده است. خود را شتابزده و ناشکیبا نشان ندهید. با خیال آسوده به زندگی روزمره و عادی خود ادامه دهید.

هیچگاه به یک مرد پیشنهاد ندهید که به ملاقات والدین شما بیاید و یا بالعکس. مگر آنکه خود وی خواهان آن باشد. بهتر است اجازه دهید این تصمیم را خودشان اتخاذ کنند. به خاطر داشته باشید هدف شما فراهم

آوردن اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیم میباشد در ضمن آنکه فضا و فرصت کافی و مورد نیاز را نیز در اختیار وی قرار دهید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

مردان نسل ما می توانند گذشته را جبران کنند

 

شاهین نجفی، متولد 1359 است. شعر گفتن را از 15 سالگی آغاز کرده است. در رشته جامعه شناسی تحصیل کرده و به تدریج وارد دنیای موسیقی شده است. به مرور به ترانه سرایی و بعد هم خواندن ترانه پرداخته است. در حال حاضر، حدود سه سال است که به دلیل مشکلاتی که در ایران برایش ایجاد شد، مجبور به مهاجرت به آلمان شده و در آنجا به کار موسیقی ادامه می دهد. وی، هم اکنون از اعضای گروه تپش 2012 است. مصاحبه زیر به بهانه اجرای ترانه های «ما مرد نیستیم» و «حرف زن» توسط ایشان انجام شده است.


در سایت ببینید : مدرسه فمینیستی

مردان نسل ما می توانند گذشته را جبران کنند  taknaz.ir

- مدرسه فمینیستی: شما به عنوان یک هنرمند توجه زیادی به مسائل اجتماعی، بویژه مسائل زنان داشته اید. در دو ترانه «ما مرد نیستیم»، و «حرف زن» به مشکلات زنان ایرانی اشاره کرده اید؛ می خواستم از انگیزه تان در ساختن این ترانه بپرسم و اینکه تاثیر چنین کارهایی را چگونه می دانید؟

شاهین نجفی: «حرف زن» کار دو سال پیش است و قبل از «ما مرد نیستیم» ساخته شد، اما من دیدم که این روزها بحث مسائل زنان خیلی جدی مطرح می شود و در آستانه سالگرد 22 خرداد هستیم به این خاطر خواستم که پخش شود. البته خودم، «ما مرد نیستیم» را بیشتر دوست دارم، فکر می کنم به خاطر رگه های طنزی که دارد تاثیر گذار تر است. در مورد انگیزه هم باید بگویم که من نمی نشینم فکر کنم و از پیش کاملاً برنامه ریزی کنم که چه کاری انجام دهم، بلکه تنها توجهم به مسائل اجتماعی است و بر این اساس می توانم کار انجام دهم. در واقع، من یک RAPer هستم و به همه مسائل اجتماعی اهمیت می دهم. از مشکلات زنان، تا مسائل کارگران و فقر و اعتیاد و ... . من بدون چشم¬داشت نسبت به منافع و سود، این کار را می کنم و شاید تنها انگیزه ام اعتراض کردن به این مشکلات باشد.

- مدرسه فمینیستی: همانگونه که شما هم در کارهایتان اشاره کرده اید، تبعیض های زیادی علیه زنان وجود دارد، می خواستم درباره این وضعیت بیشتر صحبت کنید و اینکه تصویر شما از موقعیت امروز زنان چگونه است؟

شاهین نجفی: صادقانه بگویم، من تا قبل از اینکه از ایران خارج شوم، چندان نگاه حساسی به مسائل زنان نداشتم، و خیلی تفاوتی با دیگر مردان ایرانی نداشتم. ما مردان تقریبا چه آشکار، چه پنهان نسبت به زن نگاه نابرابر داریم. اما بعد از اینکه از ایران خارج شدم نسبت به مسائل زنان حساس شدم و پیگیر فعالیت های آنان بودم. واقیعت این است که زنان ایرانی، امروز نمی توانند تفاوت های فاحش بین خود و مردان را به راحتی بپذیرند. وقتی می بینند مثلاً در مقابل کار برابر با مردان حقوق کمتری دریافت می کنند. یا اینکه نسبت به برادر خود ارث کمتری می گیرند یا برای شهادت دادن در جایگاه برابر با مردان نیستند. دختران ایران امروز این سوال را از خود می پرسند که مگر چه فرقی با برادر خود دارند؟ و چرا باید انقدر تفاوت بین آنها وجود داشته باشد؟

- مدرسه فمینیستی: اگرچه به تازگی توجه هنرمندان مستقل همچون محسن نامجو، گروه کیوسک، یا آبجیز به مسائل اجتماعی و زنان جلب شده و نگاهی نقادانه به این مسائل دارند؛ اما متاسفانه افرادی هم هستند که به نام هنر به تبلیغ تبعیض علیه زنان می پردازند. در این اواخر فیلم های زیادی در تبلیغ چندهمسری در ایران ساخته شده است. آیا به نظر شما چنین کارهایی را می توان «هنر» به شمار آورد؟ و به نظر شما، موضوع هنر «متعهد» در جامعه ما باید چه مسائلی را هدف قرار دهد؟

شاهین نجفی: آثار هنرمندانی مثل نامجو، کیوسک و آبجیز کارهای جالبی است که به مسائل اجتماعی می پردازند، البته سبک هایشان با هم متفاوت است و نمی شود با هم مقایسه شان کرد. من هم مشخصاً ندیده ام که در مورد زنان کاری انجام داده باشند. یک مسئله هم هست که شاید اساساً شیوه کارشان اجازه نمی دهد که بتوانند این گونه کارها را ارائه دهند. اما در هر حال «موسیقی اعتراضی» را پیش می برند. مثلاً نامجو نشان داد که می توان در همین دوران و بدون حمایت و امکانات برای موسیقی اعتراضی مخاطب میلیونی پیدا کرد. ولی متاسفانه این تعداد اندک در میان هزاران خواننده ای که چه در ایران و چه خارج از آن فعالیت می کنند، واقعاً انگشت شمار هستند. اما در مورد فیلم هایی که ساخته می شود، چندان جای تعجب ندارد چون به سفارش و خواست تفکر غالب و ضد زن ساخته می شود، اما بسیار تاسف آور است. این گونه فیلم ها تفکر و خواست حاکمیت را ترویج می کنند و تاسف بیشتر از آن روست که فیلم هستند و تاثیر به مراتب بیشتری نسبت به موسیقی دارند.

- مدرسه فمینیستی: رابطه جنبش های اجتماعی را با هنر چگونه می دانید؟ در واقع، چه زمانی یک جنبش می تواند هنرمندانی پیشرو داشته باشد؟

شاهین نجفی: از طریق همین نوع ارتباط ها. یعنی هیچ برنامه ریزی و سفارشی وجود ندارد، بلکه ارتباط و مراوده بر اساس اهداف انسانی به تدریج شکل می گیرد. در واقع، در طول تاریخ همواره جنبش ها و هنرمندان در حال مراوده و داد وستد با هم بوده اند. در جنبش هایی مثل می 68 در فرانسه، یا ویکتور خارا در شیلی، یا اسپانیا که لورکا از دل آن بیرون آمد. این مراودات همیشه وجود داشته است. البته، برخی انتظار ساختن «سرود» دارند، اما این کار ما نیست؛ ما رپ می خوانیم و هم سبکی که داریم و هم گروه مستقلی که هستیم، ایجاب می کند که نتیجه کارمان اینگونه باشد.

- مدرسه فمینیستی: شما در ترانه های خود به جنبش زنان ایران، اشاره کرده اید. حتماً با «کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز علیه زنان» آشنا هستید، می خواستم نظرتان را در مورد این کمپین بدانیم؟

شاهین نجفی: قبل از هر چیز کمپین یک میلیون امضا را ستایش می کنم. کمپین حرکت جمعی جدیدی است که به راه افتاده و به نظر من فارغ از اینکه چه مطالباتی را پی می گیرد یا اینکه فکر کنیم به نتیجه خواهد رسید یا نه، مهم این است که کمپین نشان می دهد زنان برای خواست خود به پا خواسته اند و این باعث ستایش و خوشحالی است. در واقع، زنان در این حرکت نشان داده اند که به دست خودشان می خواهند شرایط شان را تغییر دهند. این حرکت حتما می تواند در آینده پخته تر و مطلوب تر شود، اما نفس حرکت کمپین بسیار ارزشمند است.

- مدرسه فمینیستی: حتماً می دانید که مردان نیز در کمپین یک میلیون امضاء فعال هستند و از برابری حقوقی زنان و مردان دفاع می کنند، متاسفانه به تازگی برای یکی از پسران عضو کمپین به نام «امیر یعقوبعلی»، به بهانه جمع آوری امضاء، یک سال حبس تعزیری بریده اند، به نظر شما این احکام چه نتایجی دارد؟ و برای تغییر نابرابری های موجود نقش مردان را چگونه ارزیابی می کنید؟

شاهین نجفی: باید بگویم که گرفتن حکم زندان، اگرچه ناراحت کننده است اما اتفاق تازه ای نیست. اما در این میان مسئله ای باعث خوشحالی من می شود، اینکه مردی به خاطر حقوق و خواسته زنان حکم می گیرد به نظر من ارزشمند است. من از شنیدن حکم امیر یعقوبعلی راستش را بخواهید خوشحال شدم، چون متوجه شدم که مردان هم برای این تغییرات حاضر به پرداخت هزینه هستند. در واقع، ما مردها به خاطر تضییع حقوق زنان در گذشته شرمنده تاریخ هستیم و شاید مردان نسل امروز بتوانند جبران تاریخ سیاه گذشته را بکنند. اینکه مردان در کمپین فعال هستند بسیار جای امیدواری و افتخار است. البته امیدوارم که این حکم زندان هم نقض شود.

- مدرسه فمینیستی: و سوال آخر اینکه برنامه های آینده گروه تپش چیست؟ آیا ترانه های جدیدی در دست تهیه و اجرا دارید؟

شاهین نجفی: الان 10 تا کار آماده در گروه طپش داریم که احتمالاً ماهی یک¬بار یا هر 20 روز یک¬بار، یک کار را پخش خواهیم کرد و کنسرت های مختلفی نیز در کشور های مختلف داریم.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

مردان چاق چگونه لاغر به نظر آیند!

اگر مردی هستید چاق یا درشت هیکل (یا هر دو!) بهترین روش برای تناسب شما، کاهش وزن به کمک رژیم غذایی درست و ورزش کردن است. اما لباس پوشیدن و انتخاب مدل های مناسب، می تواند به شما کمک کند که در بهترین حالت خود ظاهر بشوید. در اینجا ما نکاتی را در مورد مردان چاق و درشت هیکل بیان می کنیم تا بتوانند اندام خود را متناسب تر نشان دهند:

 

1- مطمئن بشوید که لباس های شما خیلی تنگ نیستند: لباس های شما باید کاملا اندازه باشند. لباسی که خیلی تنگ باشد، تمام برآمدگی و برجستگی های بدن شما را که ترجیح می دهید دیده نشود و به آنها توجه نشود، نشان می دهد. از طرف دیگر، هرچند که لباس های خیلی گشاد قسمتهای نامناسب اندام شما را می پوشاند، اما باعث می شود که شما ازآنچه که واقعا هستید، بزرگتر دیده بشوید. پس هنگام خرید به اندازه مناسب لباس دقت کنید.

 

 

2- از پوشیدن لباس هایی که شانه های شیب و کج دارند، خوداری کنید. زیرا این مدل بالاتنه باعث می شود که توجه به قسمت میانی بدن شما جلب بشود؛ در عوض سعی کنید لباس هایی بپوشید که شانه های آن اندکی چهارگوش باشد تا موجب تمرکز دیگران به صورت شما بشود.

 

 

3- مدل هایی که طرح های پررنگ و برجسته دارند، نپوشید. از پوشیدن رنگهای تند و مدل های زرق و برق دار خودداری کنید، زیرا توجه را به نیمه بالایی اندام شما بیشتر جلب می کند. یکی از طرح هایی که پوشیدن آن را به شما توصیه می کنیم، راه های عمودی لباس است که به باریک و لاغر به نظر رسیدن شما کمک می کند. رنگهای یکدست و تیره نیز بهترین یاور شما است و باعث می شود که فورا 4-5 کیلو لاغرتر به نظر برسید.

 

 

4- شلوار مناسب: شلوارهایی را انتخاب کنید که نسبت به شلوارهای معمولی، فاصله بین کمر و محل انشعاب شلوار کمتر باشد. همچنین مطمئن بشوید که کمر شلوارتان به اندازه کافی بزرگ هست تا با بخش میانی بدن شما هماهنگ باشد و شکمتان از کمر شلوارتان جلوتر نیاید. شکمی که از شلوار جلوتر بیاید و برآمده بشود، بالاتنه را بلندتر و پایین تنه را کوتاهتر نشان می دهد که اصلا جالب نیست. افراد چاق و تپل باید از پوشیدن شلوارهای پلیسه دار نیز خودداری کنند، زیرا قسمت ران را بزرگتر نشان می دهد.

 

 

5- جیبهای خود را خالی کنید. در جیبهای خود بار اضافی حمل نکنید. جیبهاتون را از چیزهای غیر ضروری مثل یک موبایل بزرگ یا کیف پول پر و حجیم خالی کنید. می توانید جیبهای روی شلوار خود را ببندید یا کلا حذف کنید.

 

 

6- پیراهن های یقه هفت بپوشید. یقه های هفت روشی عالی برای ایجاد تصور داشتن گردنی لاغرتر است، خصوصا اگر شما غبغب دارید. این نوع یقه توجه را به جای گردن، به سمت قفسه سینه جلب می کند. در مورد پیراهن های مردانه، یک مدل یقه هفت نوکدار تیز انتخاب کنید تا توجه دیگران معطوف چهره شما بشود. از مدل های یقه اسکی و یقه بلند خودداری کنید، زیرا گردن شما را می پوشاند و باعث می شود که کوتاهتر و در نتیجه چاق تر و بزرگتر دیده بشوید.

 

 

7- کتهای سه دگمه بپوشید. از پوشیدن کتهای یک یا دو دگمه خودداری کنید. کتهای سه دگمه به اندازه مدلهای دو دگمه گلاسیک است، اما اندام شما را بلندتر و باریکتر نشان می دهد و در نتیجه لاغتر به نظر می رسید. همیشه دگمه بالای کت خود را باز بگذارید تا از کشیدن لباس شما جلوگیری کند، بنابراین حرکت شما کمتر محدود می شود و بهتر به نظر می رسید.

 

 

8- راست بایستید. این یک نکته اثبات شده و بسیار مهم است. روی حالت ایستادن و وضعیت خود کار کنید. تا جایی که می توانید راست و مستقیم بایستید، این کار به شما کمک می کند تا چندین کیلو لاغرتر به نظر برسید و احساس اعتماد به نفس بیشتری نیز داشته باشید. برای اینکه لاغرتر به نظر برسید، حتی می توانید کفش هایی که پاشنه کوتاهی دارد، بخرید .

 

 

9- کتهای حجیم و بزرگ نپوشید. از پوشیدن لباس های حجیم مانند پلورهای پشمی کلفت و حجیم خودداری کنید. برای اینکه در فصل زمستان گرم بمانید، از پارچه های کشمیر استفاده کنید که در عین حال که شما را گرم نگاه می دارد، مانع افزودن حجم اضافی به اندام شما می شود. یا می توانید از ترکیب یک پیراهن و ژاکت یقه هفت استفاده کنید. در مورد کت شلوار، از پارچه های پشمی نرمتر و سبکتر استفاده کنید. اگر توانایی دارید، کت شلوارهای پشمی سبک با کیفیت عالی تهیه کنید که بهترین نمونه کت شلوار مناسب اندام شما است.

 

 

10- شلوارهای بلند بپوشید. شلوارهای بلند شما را بلندتر ولاغرتر نشان می دهد. حتی پاچه شلوارتان می تواند تا روی زمین باشد تا واقعا شما را بلندتر نشان بدهد.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»

کدام باهوشترند، زنان یا مردان ؟

مهم ترین  عاملی که باعث تفاوت در افراد می شود، هوش است   در واقع هوش در مغز انسان جایگاه مشخصی دارد و حاصل      واکنش عمومی سلولها و مراکز مغز است. بطور کلی در نیمکره چپ مغز فرآیندهای تفکرات منطقی را می توان یافت و جایگاه عشق و احساس عاطفی در سمت راست مغز است. یک فرد می تواند هم کودن و هم زیرک باشد؛ تنها به این دلیل که یک سمت مغز وی از سمت دیگر رشد بیشتری کرده است. کما این که افرادی واقعا" برجسته اند که می توانند فرآیندهای اثربخش نیمکره راست را با فرآیندهای اثربخش نیمکره چپ در هم آمیزند.

حال سوالی که سال هاست ذهن بسیاری از دانشمندان و حتی خود ما و احتمالا" نسل های گذشته ما را به خود اختصاص داده، این است که آیا مردان از زنان باهوشترند؟ علت تفاوت درعملکرد مغزی زنان و مردان در چیست؟ چرا در بسیاری موارد، مردان حتی در زمینه های خاص از زنان بهتر و کارآمدتر عمل می کنند؟ اگر علاقه مندید پاسخی برای این سئوالات بیابید، آنچه در ادامه این مقاله می آید بخوانید. پیشاپیش بر این نکته تاکید می کنیم که گرچه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده تاکنون به تفاوتهای مغزی میان زنان و مردان اشاره می کنند، ولیکن به هیچ وجه موید این مساله نیستند که مردان باهوش تر از زنان هستند.  

****

مطالعات علمی در مورد تفاوت توانایی های ذهنی میان مردان و زنان حداقل به اواسط قرن نوزدهم برمی گردد؛ زمانی که مساله حق رای زنان در بعضی کشورها مطرح شد. برای مثال: در انگلستان دوره ملکه ویکتوریا، فلسفه پردازی بنام جان استوارت میل بیان کرد که هیچ اختلافی بین مردان و زنان نیست. در حالی که چارلز داروین در کتاب " نسل بشر" معتقد است زنان به واسطه طبیعتشان نسبت به توانایی های ذهنی ضعیف تر هستند.

البته بسیاری از نظریات اولیه بر اساس روایات بودند. به هر حال بسیاری از دانشمندان چون، پل بروکا سعی کردند از اشکال مختلف اندام سنجی بخصوص مقایسه روان شناسی در اواخر قرن نوزدهم و ظهور آزمون های هوش در اوایل قرن بیستم، تلاش های بیشتری توسط دانشمندان مختلف برای اندازه گیری و آزمون تفاوت های ذهنی میان مردان و زنان انجام گرفت. حتی یکی از اندیشمندان برجسته زن معتقد است زنان به علت آنکه محدود به وظایفی چون بچه داری و خانه داری هستند، امکان درک تمام     توانایی های خود را ندارند.  

تفاوت در عملکرد مغزی :

دانشمندان می گویند حتی در حالت استراحت و بدون عامل محرک، بخش مهمی از مغز زنان و مردان بطور متفاوت از هم رفتار می کنند. تلقی دانشمندان آن است که مغز زنان و مردان در مراحل آغاز شکل گیری جنین در رحم شبیه یکدیگر است، اما بتدریج تا زمان بزرگسالی و بلوغ تفاوت های آنها آشکار می شود. در این زمینه احتمالا" تفاوت در شمار و تعداد سلولهای عصبی نقش بازی می کنند. دانستن این تفاوت می تواند در نحوه برخورد ما با طرف مقابل مان موثر باشد و از بعضی واکنش های شرطی شده در برابر زنان یا مردان جلوگیری کند.

تفاوت های ساختمانی مغز مرد و زن :

پژوهشگران عصب شناسی، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام. آر.آی گذارده و واکنش های مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده اند. در مغز زنان اتصال ها و ارتباط های بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود دارد که به آنها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتباط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را می دهد تا مهارت بیشتری در استدلاهای انتزاعی و هوش دیداری، فضایی داشته باشند.

درخصوص وظایفی که توانایی جسمی می طلبند، مثل نقشه خوانی و تمرکز، مغز مردان بهتر عمل می کند. مغز مردها تخصصی تر است. این صرفا" به این معناست که تقسیم کار در آن صورت گرفته است.

بعبارت دیگر، نیمکره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی سروکار دارد؛ فعالیت هایی نظیر کسب مهارت های فیزیکی، تطابق های چشمی و ماهیچه ای، در حالی که نیمکره چپ به مهارت های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارت هایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل، انتزاعی است. از طرفی، مغز زن ها " عمومی تر " است. به این معنا که هر دو نیمکره راست و چپ مغز زن ها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردهای مشابه دارند و تقسیم کار بین آنها صورت نگرفته است. درست به همین دلیل است که بعضی ازمردم احساس می کنند مردها در مقایسه با زن ها از سرعت تصمیم گیری و قابلیت درک بیشتر برخوردار هستند. از جنبه دیگر اگر یکی از نیمکره های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر که قادر به کپی کردن تمامی قابلیت های نیمکره تخریب شده است، می تواند مسوولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را به عهده بگیرد؛ اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست. چنانچه نیمکره چپ مغز مردی به واسطه سکته مغزی آسیب ببیند، این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را از دست بدهد. چرا که نیمکره راست مغز آنان، تنها می تواند عملکردهای بینایی و فضایی را سازمان دهی کند. قابل ذکر است میزان سلول های مغز مردان 4 درصد بیشتر از زن هاست و مغز آنان 100 گرم سنگین تر است.

مقایسه اندازه مغز دو جنس :

در سال 1861 محققی مغز 432 انسان را آزمایش کرد و دریافت که مغز مردها  وزن متوسطی معادل 1325 گرم دارد، در حالی که وزن متوسط مغز زن ها برابر 1144 گرم است. یک مطالعه مربوط به سال 1992 روی 6325 پرسنل نظامی بیانگر آن است که مغز مردها حجم متوسطی برابر 1442 سانتی متر مکعب داشته، در حالی که حجم متوسط مغز زن ها 1332 سانتی متر مکعب است. البته این اختلاف اگر با ابعاد اندازه گیری شده بدن چون ارتفاع و سطح بدن اصلاح شود؛ کاهش می یابد ولی همچنان باقی است.

در سال 2005 نیز گزارشی نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان دارای ماده سفید بیشتر و ماده خاکستری کمتری در نواحی مربوط به هوش در مغز هستند. نقشه برداری از مغز نشان داده که ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است و در عوض مغز زنان دارای ماده سفیدی است که میزانش، نزدیک به 10 برابر مردان هستند. ماده خاکستری برای پردازش اطلاعات به کار می رود، در حالی که ماه سفید شامل ارتباطات بین مراکز پردازش می شود. این گزارش تاکید می کند سطح نواحی مرتبط با IQ نیز بین دو جنس متفاوت است. بطور خلاصه مردان و زنان بطور واضح دارای نتایج IQ  مشابهی با نواحی مغز متفاوت هستند.

هر چند زنان ممکن است دارای مغز کوچک تری نسبت به مردان باشند، ولی دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز آنها نشان داده شده است که این در برگیرنده اعمالی چون برنامه ریزی، قضاوت و زبان می شود، در حالی که مردان دارای حجم ماده خاکستری بیشتری در قسمت قدامی مغز هستند.

بالاترین ضریب هوشی، متعلق به یک زن :

زمانی که در سال 1940 آزمون استنفورد- بینت منتشر شد، آزمون های اولیه، متوسط IQ بالاتری را برای زنان نشان می دادند، بنابراین آزمونها به گونه ای تنظیم شدند که نتایج مشابهی برای متوسط زنان و مردان نمایش دهند.

با این حال مطالعات انجام شده طی قرن بیستم نشان داد تفاوتی درهوش کلی بین دو جنس وجود ندارد. کما این که مطالعات نشان داد مردان بطور متوسط 4/8 امتیاز در IQ بالاتر و زنان بطور متوسط 5/7 امتیار در حافظه بالاتر هستند.

جالب است این را بدانید که بالاترین ضریب هوشی که تا به حال در میان انسانها ثابت شده، مربوط به یک زن نویسنده است.

دو نیمکره مغز انسان توسط یک تونل، به یکدیگر متصل می شوند. حجم ترافیک میان این دو نیمکره در مورد مردان به مراتب از زنان کمتر بوده و اساسا" ارتباط میان این دو بخش مغز در میان زنان به همین دلیل تنگاتنگ تر از مردان است. به این ترتیب زنان اطلاعات محیطی را به مراتب آسانتر از مردان، گردآوری و تحلیل و پردازش می کنند. بدین علت زنان بهتر از مردان می توانند به چند کار در آن واحد بپردازند. درست برعکس، مردان متمایلند کارها رابه طور ردیف شده، پشت سرهم، آن هم دقیقا" یکی پس از دیگری، انجام دهند. پیچیدگی پردازش موازی داده ها و اطلاعات در مغز زنان، آنها را به مراتب پیچیده تر می کند. این در حالی است که رفتار مردان ماشینی تر به نظر می رسد.

برای مردان تغییر سریع، مشکل است:

آیا تا به حال اندیشیده اید که چرا مردها در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارند تا پس از کار به خود استراحت دهند؟ چنانچه مغز آنها به مدت 8 ساعت روی فعالیت های مغز راست تمرکز کرده باشد، اکثرشان براحتی قادر نخواهند بود به وضعیتی احساسی و ابرازگر برسند. این تفاوت ها، علت این که چرا مردها بسختی می توانند از تعقل و عقلانیت به یک باره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع بدهند را توضیح می دهد.

مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که خانم ها با همسرشان مشغول گفتگو در باره مسائل مادی و اقتصادی هستند یا درگیر مکالمه ای روشنفکرانه هستند و ناگهان بخواهند از احساساتشان صحبت کنند، احتمالا" می بینند که همسرشان حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت آنها نمی توانند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهند.

مردان در ریاضیات قوی ترند:

تحقیقات انجام شده تفاوت هایی را در توزیع مهارت های شناختی بین مرد و زن نشان می دهد. این تحقیقات بر پایه آزمایش هایی قابل شناخت است که به اشکال مختلف و شامل آزمون های کتبی مانند SAT هستند. این تحقیقات علاوه بر تفاوت در مهارت های خاص بر تفاوت در توانایی های شناخت عمومی که اغلب تحت عنوان میزان g  شناخته می شود نیز تکیه دارد. آزمون های IQ که مخصوصا" برای اندازه گیری توانایی شناختی طراحی شده است. معمولا" توانایی های متعددی را مورد بررسی قرار داده و نمره های IQ  بعنوان اندازه g بکار می رود.

همچنین آزمون SAT یک آزمون داوطلبانه و استاندارد شده تلقی میشود  که بین داوطلبان ورود به بسیاری از دانشگاههای آمریکا برگزار می شود. این آزمون ها زیر نظر خدمات آزمایش تحصیلی انجام می شود و جنس آزمایش شدگان را نیز حفظ کرده و نتایج SAT بر اساس جنس منتشر میشود. در سال 2001، مردان در بخش شفاهی امتیاز 509 از 800 را آورده؛ در حالی که زنان امتیاز 502 از 800 را در این آزمون بدست آورده اند.

به هر حال اختلاف در بخش ریاضی کاملا" مشخص تر و ثابت تر است. مردان 533 امتیاز و زنان 498 امتیاز کسب کرده اند. این اختلاف سال به سال بیشتر نموده پیدا می کند. در واقع بررسی ملی پیشرفت تحصیلی، که آزمون استاندارد دیگری در آمریکاست، مردان را در ریاضیات کمی بالاتر از زنان می داند.

مطالعات محققان نشان می دهد مردان 17 تا 18 ساله بطور متوسط 63/3 امتیاز iQ بالاتر از رقیب زن خود به دست آورده اند. آنها همچنین نوشته اند اختلاف g  بین زنان و مردان در سراسر نتایج در هر تراز اجتماعی اقتصادی و در مجموعه های مختلف نژادی مشهود است.

مردها هم به اندازه زن ها پرحرفند:

بر اساس یافته های جدید و برخلاف تحقیقات در گذشته که می گفتند. زنها 3 برابر مردها حرف می زنند، مشخص شده است مردها به اندازه زنها پرحرف هستند.

پژوهشگران با انجام تحقیقی دریافتند تعداد کلماتی که بین جنس مرد به کار می رود، تقریبا" به اندازه جنس زن است و اختلاف در حد چند کلمه بیشتر نیست.

در همین زمینه کارشناسان روابط اجتماعی معتقدند درونگرایی و برونگرایی در پرحرفی و کم حرفی فرد موثر است. حتی جالب است بدانید در حالی که زن ها  بطور میانگین روزی 16215 کلمه بر زبان می آورند. روزی 15669 کلمه از دهان مردان خارج می شود.

آیا رنگین پوستان کم هوشترند؟

گذشته از بحث ها بر سر تفاوت ضریب هوشی بین زن و مرد، جدال اندیشمندان و متخصصان از چند سال پیش بر تفاوت هوشی بین نژاد انسانها متمرکز است.

حال سوالی که در اینجا مطرح است آن که تاثیر 2 عامل ژن و محیط زندگی روی ضریب هوشی چقدر است؟ فقط در صورتی می توان از اختلاف نژاد صحبت کرد که ژن ها را عامل اصلی هوش در نظر بگیریم؛ در حالی که بسیاری از محققان معتقدند محیط و ژن، هر کدام به نسبت 50 درصد روی هوش موثرند. بعلاوه یک دلیل اختلاف میان نژادها نوع تستی است که با آن مقدار ضریب هوشی تعیین می شود. کما این که اگر عامل فرهنگ از تستهای هوشی حذف شود، اختلاف IQ بین نژادها از بین خواهد رفت.

در آمریکا رنگین پوستان و سفیدپوستان در یکجا با هم زندگی می کنند؛ ولی در آنجا هم فرهنگ و هم محیط زندگی کاملا" متفاوت است. سیاهان درآمد کمتری نسبت به سفیدپوستان دارند؛ در مدارس بدتر تحصیل میکنند و این موضوعات روی iQ سیاهان تاثیر منفی می گذارد.

مطالعات دیگر نشان می دهد سیاهان شمال آمریکا دارای ضریب هوشی بالاتری از سیاهان ساکن جنوب کشور هستند، زیرا در جنوب نژاد پرستی قوی تر است. مساله تفاوت هوش بین رنگین پوستان و سفیدپوستان تحت تاثیر ایده نژادپرستی قرار می گیرد. بعلت ناشناخته های فراوان در این زمینه، در خصوص امکان اختلاف iQ باید خیلی با احتیاط برخورد کرد.

تفاوت میان هوش منطقی و هوش هیجانی:

جالب است در اینجا به تفاوت هوش منطقی و عاطفی نیز اشاره کنیم. این دو هوش ضد یکدیگر نیستند؛ بلکه فقط با هم تفاوت دارند. هوش هیجانی توانایی ادراک دقیق و ارزیابی محسوب می شود.

روان شناسان با استفاده از معیاری که کاملا" شبیه هوشیاری عاطفی است، به مقایسه افرادی که دارای بهره هوشی بالا و افرادی که دارای استعدادهای عاطفی پرقدرتی هستند، پرداخته و تفاوت های آنها را مورد بررسی قرار داده است.

این مساله در خصوص زنان و مردان کمی تفاوت دارد. مردانی که دارای بهره هوشی بالایی هستند، از روی علایق و توانایی های گسترده عقلانی شان مورد شناسایی قرار می گیرند. بر عکس مردهایی که از نظر هوش عاطفی قوی هستن. از نظر اجتماعی ظرفیت چشمگیری برای تعهد نسبت به مردم یا اهداف خود و پذیرش مسوولیت دارند.

زن هایی که فقط از بهره هوشی بالا برخوردار هستند، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه های خود اعتماد به نفس کافی دارند. در عین حال زن هایی که از نظر هوش عاطفی قوی اند، احساسات خود را به طور مستقیم بیان می کنند و راجع به خود مثبت اندیش هستند. زندگی برای آنها معنا دارد و همچون مردان همنوع خود آدم هایی اجتماعی و گروه گرا هستند. همچنین آنها احساسات خود را به گونه ای مناسب ابراز می کنند و بخوبی از عهده فشارهای روانی برمی آیند.

بنابراین اگر چه تفاوت های مغزی مشهودی بین دو جنس زن و مرد به اثبات رسیده اند اما بر اساس آنها نمی توان برای جنس خاصی برتری هوشی قائل شد.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/1/15 توسط فرهاد به یاد«حسام»
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد