سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور

 

آلفای ذهنی

حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

 امواج بتا اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از 13 هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا 60 نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

 

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

2-امواج آلفا: هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین 12-8 نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

 

امواج تتا

3- امواج تتا بین 8-4 می باشند.در کودکان تا سن 13 سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

4- امواج دلتا

فرکانس این امواج 4-5/0 نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

بنابراین اگر می‌خواهید از راه میان‌بر استفاده کنید می‌توانید از تکنیکهای آلفا بهره ببرید. بسیاری از کسانیکه نزد من (علی موسائی مرند) آمده بودند برای آموزش تکنیکهای آلفا در توهم و اشتباه بودند به همین خاطر توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع وضعیت آلفا لازم است .

حالت آلفا وضعیت هوشیاری مضاعف است یعنی در این حالت ما از هوشیاری بیشتری برخوردار هستیم و آنچه را فکر می کنیم واضح تر و روشن تر برایمان نمایان می‌گردد و بهتر می‌توانیم ببینیم؛ فکر کنیم و بیندیشیم. این حالت، حالت بیهوشی نیست بعضی آن را بیهوشی و عدم ارتباط با محیط می‌دانند. در این وضعیت تمرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل از آن برای یادگیری استفاده می‌کنند و به همین دلیل زمانیکه چشمان شما بسته می‌شود شما وارد حالت آلفا شده‌اید. بدون شک در این حالت با کنترل ذهن و تکنیکهای تجسم خلاق می‌توانید تصاویر ذهنی را مرتب و منظم کنید. وضعیت آلفا زمانی مؤثر است و ارزش دارد که شما بر روی خودتان کنترل داشته باشید و چنانچه کنترل خود را از دست بدهید و به خواب بروید یا اینکه هیچ صدایی را نشنوید ارزش استفاده کردن و کاربرد را نخواهد داشت.

بنابراین هنگامی که از تکنیکهای آلفا استفاده می‌کنید؛ اعتماد کنید و در هر وضعیتی که هستید به جای عمیق تر کردن یا اینکه دنبال وضعیت دیگری باشید یا اینکه فردی شما را وارد این وضعیت کند؛ به استفاده از تکنیک بپردازید. چنانچه شما وارد حالت آلفا هم نشده باشید استفاده از تکنیکها و روشهای مربوط به آن شما را وارد حالت هوشیاری مضاعف خواهد کرد. اگر جزء افرادی هستید که شک دارید برای ارضاء کردن خودتان می‌توانید از تکنیک سؤال کردن از ناخودآگاه که در قسمت پاندول گفته شده است استفاده کنید.

چگونه وارد حالت آلفا شویم؟

هنگامی که چشم بسته شود ما وارد حالت آلفا می‌شویم. در این حالت هر چه قدر بدن شل تر و رها تر باشد؛ عمیق تر می‌گردد. بعضی از افراد از شمارش معکوس استفاده می‌کنند. مطمئن‌ترین این روشها انجام تکنیکهای ریلکسیشن می‌باشد. مخصوصا ریلکسیشن پیش رونده و تدریجی یکی از روشهایی است که شما را مطمئناً وارد این حالت خواهد کرد. می‌توانید از تکنیکهای هیپنوتیزم هم کمک بگیرید. من در مقاله یادگیری خلاق و آلفای ذهنی از ترکیبی از این روشها استفاده کرده‌ام و فرد می‌تواند در یک هفته و به راحتی وارد این حالت گردد و با شرطی کردن خود در دفعات آتی خیلی سریعتر وارد این مرحله گردد.

خصوصیات وارد شدن به حالت آلفا

در حالت آلفا تمرکز بیشتر است و قدرت تلقین پذیری افزایش می‌یابد؛ قدرت تجسم‌ها افزایش می‌یابد؛ تصاویر ذهنی روشن‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند، بنابراین از این موقعیت جهت تمرینات ذهنی و یادگیری بیشترین استفاده را می‌توان نمود. تکنیک آلفا یک روش میانبر است ولی روش میانبر به تنهایی مفید نمی‌باشد. اگر شما نقشه ای بسیار دقیق داشته باشید؛ خود به خود به هدف و مقصود نمی‌‌رسید؛ بلکه باید از آن نقشه استفاده کنید و با تلاش و پیروی از نقشه به هدف و مقصدی که می‌خواهید برسید.

تکنیک آلفا هم همین گونه است. صرف وارد شدن به آلفا و یا داشتن سی‌دی های آن شما را موفق نخواهد کرد. پیروی از تکنیکهای آن و تلاش و پشت‌کار‌تان شما را موفق خواهد نمود.

وضعیت آلفا به دلیل خصوصیتی که ذکر شد یکی از بهترین روشها جهت یادگیری و تغییر رفتار می‌باشد. شما می‌توانید تلقینهایی را به قسمت ناخودآگاه انجام دهید و از اثرات آن استفاده کنید. از این روش می‌توانید جهت ایجاد آرامش یا برطرف کردن یک خصوصیت و عادت ناپسند استفاده نمود. قدرت وضعیت آلفا نامحدود است. بوعلی سینا به افراد توصیه می‌کند که ظهرها قیلوله کنند. قیلوله، خوابیدن و چرت زدن ظهر است که امواج آلفا تولید می‌شود. وارد شدن به حالت آلفا به خودی خود شفا بخش است و هماهنگی بین امواج مغزی نیمکره سمت چپ و راست مغز را ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در این حالت آرامش؛ خلاقیت؛ هماهنگی ؛ ثبات شخصیت؛ دور شدن از عادات زشت و ناپسند را موجب می‌شود. سری برنامه های تمرین تجسم خلاق همه در وضعیت آلفا تهیه شده‌اند. علاوه بر اینکه فرد در وضعیت آلفا قرار می‌گیرد تکنیکهای تجسم خلاق را تجربه خواهند کرد. البته در روشهای آدمک مغزی؛ امواج در حالت تتا قرار می‌گیرند. که از کیفیت بالاتر و هماهنگ تری برخوردار می‌باشد. در حالت تتا خصوصیت‌های وضعیت آلفا تشدید می‌شود.

یادگیری در آلفا چگونه است؟

بعضی از افراد معتقدند که ما در خواب چیزهای زیادی یاد می‌گیریم و اسمشان را یادگیری در خواب گذاشته‌اند. من منکر آن نخواهم بود ولی تاکنون کسی را ندیده‌ام که توانسته باشد در وضعیت خواب طبیعی چیزی بیاموزد! اما تکنیکی را که هم اکنون می‌گویم بر روی هزاران نفر تاکنون پیاده کرده‌ام که این افراد توانسته‌اند به راحتی از این تکنیک استفاده کنند و علاوه بر این خود را در وضعیت آلفا قرار دهند و از نحوه یادگیری آن هم سود ببرند.

اگر یادتان باشد در قسمت یادگیری ذکر شد که اوج یادگیری 50 الی55 دقیقه می‌باشد و پس از آن باید تغییری ایجاد شود. مغز باید استراحتی کند تا بتواند همان کیفیت قبلی یادگیری را داشته باشد.

ما دو نوع یادگیری داریم: یادگیری فعال(active)؛ یادگیری غیر فعال(passive)

در نوع یادگیری فعال ما تغییری در آنچه یادگرفته‌ایم می‌دهیم و در یادگیری غیر فعال فقط آنرا ذخیره می‌کنیم. در نوع اول یادگیری بسیار عمیق است و در نوع دوم یادگیری سطحی می‌باشد و زود فراموش می‌گردد.

نوع یادگیری که در موقعیت آلفا پیشنهاد می‌دهیم نوع فعال(active) است. اگر تصورتان از یادگیری در آلفا این است که شما باید با چشمان بسته بخوانید یا اینکه در وضعیت آلفا قرار بگیرید و مطالبی را بخوانید باید بگویم که اشتباه کرده اید. سوء تفاهمی ایجاد شده است. منظور از یادگیری در آلفا مرور کردن مطالبی است که قبلاً خوانده‌اید. شما پس از اینکه 50 دقیقه درس خواندید باید تغییری در وضعیتتان بدهید تا مغز استراحت کند. بهتر است با استفاده از تکنیکهای یادگیری و آلفای ذهنی وارد این موقعیت شوید و مطالبی که خوانده‌اید را مجدداً مرور کنید. سعی کنید تصاویر آنها را ببینید؛ کلمات را رنگی ببینید و جدولها و حتی اینکه جملات کجای صفحه نوشته شده بودند را در ذهنتان به تصویر بکشید. در ذهنتان پس از اینکه در موقعیت آلفا قرار گرفتید به صورت ذهنی کتاب را ورق بزنید و بخوانید. اگر مطالبی را فراموش کردید پس از اینکه از وضعیت آلفا خارج شدید آن مطلب را مجدداً مطالعه کنید و در زمان دیگر که وارد این موقعیت شدید آنرا مرور کنید. وارد شدن به موقعیت آلفا و مرور مطالب درسی نباید بیش از 15 -10 دقیقه طول بکشد. چنانچه بیشتر طول بکشد نتیجه معکوس خواهید گرفت. یادتان باشد در این موقعیت نباید بخوابید. باید هوشیار باشید و صداها را بشنوید تا بتوانید از قدرت ذهن در جهت هدف و یادگیریتان استفاده کنید. یادگیری به این صورت از نوع فعال (active) است چون شما مجدداً آنرا تغییر می‌دهید و به ذهنتان می‌آورید. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما مطالبی را که آموخته‌اید برای دیگری درس بدهید مدت زمان بیشتری در ذهن می‌ماند؛ این نوع یادگیری هم یادگیری فعال است و کاملاً صحیح می‌باشد. به همین دلیل معلمان دلسوز به بچه ها توصیه می‌کنند که گروه های کوچک تشکیل بدهند و با یکدیگر درس بخوانند و برای همدیگر تدریس کنند. روش یادگیری در آلفا کامل‌تر است؛ شما نه تنها در موقعیت آلفا و هوشیاری مضاعف قرار می‌گیرید بلکه تصور می‌کنید گروهی نشسته‌اند و شما برایشان درس می‌دهید. همان گونه که گفته شد مغز نمی‌تواند بین تخیل و واقعیت تفاوت بگذارد و آنرا قبول می‌کند.

 

با استفاده از تکنیک آلفا شما می‌توانید در 6 ساعت، 5 ساعت خواندن مفید و مؤثر داشته باشید.

بعضی از دانشجویان که درسهای سخت دارند از دانشجویان گروه پزشکی گرفته تا دانشجویان برق و ریاضی، می‌توانند مطالبی را که مدتها پیش خوانده‌اند را با این روش مجدداً به خاطر آورند. مثلاً شما اگر چند سال پیش مطلبی را خوانده‌اید و حالا فراموش کرده‌اید می‌توانید در زمانی بسیار سریع آنرا در حالت آلفا مرور کنید و از قدرت ناخودآگاهتان که تمام مطالب را با تمام جزئیات برای شما ذخیره کرده بهره ببرید.

این تکنیک به تنهایی جادو نمی‌کند بلکه اگر در دستان فردی با پشتکار خوب قرار گیرد و تلاش کندمعجزه میکند 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

هیپنوتیزم و مانیه تیزم

در هیپنوتیزم شخص را بایستی از حالت بتا به آلفا برد.....

سوژه : کسی است که هیپنوتیزم روی آن انجام میشود.

پاس مغناطیسی : انتقال انرژی از طریق حرکت دادن دست ها به صورت افقی یا عمودی ( بیشتر به صورت افقی ) روی بدن سوژه.

 مانیه تیزم یعنی انتقال اتر سیال به بدن سوژه چه از طریق پاس مغناطیسی و چه از طریق امواج الکتریکی مغز.

ازنظرنویسنده (علی موسائی مرند)در هیپنوتیزم شخص را بایستی از حالت بتا به آلفا برد. انرژی به فرد داده میشود. برای تغییر ریتم مغزی اگر بخواهیم خیلی خواب سنگین شود فرد را در حالت تتا می بریم. بین حالت تتا و دلتا همه مرزها شکسته میشود و خلاء اتفاق می افتد. بسته به موج الکتریکی مغز تو می توانی مرزها را طی کنی. در حالت خلاء تونل خاکستری با عمق سیاه دیده میشود.

تصویر (1) کلاس آموزش هیپنوتیزم

نیمکره های مغز :

مغز به دو نیمکره تقسیم می شود. نیمکره چپ و نیمکره راست. این دو نیم کره با یکدیگر در ارتباط 100% هستند. هر نیمکره اگر دچار اشکال شود نیمکره دیگر به آن کمک می کند.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

تصویر (2 )کلاس آموزش هیپنوتیزم

این تقسیم بندی ها از نکته نظر نویسنده مقاله (علی موسائی مرند)میباشد و ادعای کامل بودن تقسیم بندی را ندارد

قابلیت های نیمکره چپ مغز :

 1- نوشتن و خواندن  2- تجزیه و تحلیل  3- ریاضیات 4- بررسی  5- زبان و ارتباط کلامی  6- نویسندگی و فعالیت های مشابه

قابلیت های نیمکره راست مغز :

1- تصور و تجسم  2- شناخت رنگ  3- موسیقی 4- وزن و آهنگ  5- خیالات و آرزو ها   6- تصاویر سه بعدی

هر نیمکره قسمت مخالف بدن را کنترل می کند. اگر در نیمکره راست اتفاقی بیفتد سمت چپ بدن دچار اشکال می شود.  وقتی سیستم بدن تو آیدا است شما از نیمکره راست استفاده می کنید و وقتی پنگالا است از نیمکره چپ استفاده میکنید.

در حالت سوشومنا از جفت قابلیت های چپ و راست استفاده می کنی. بیش از 90% مردم هیپنوتیزم می شوند. 10% دیگر کسانی هستند که :

 1- فوق العاده از لحاظ انرژی قوی هستند. 2- بچه های زیر 6 سال ( صد در صد نیست ) 3- پیرمردها و پیر زن ها ( صد در صد نیست )

بهترین سن هیپنوتیزم کردن انسانها بین 8 تا 32 سالگی است. شرایط آب و هوایی روی هیپنوتیزم اثر می گذارد. در جاهای گرمسیر تر راحت تر انجام می شود. انسان های سبزه و سیاه چهره نسبت به انسان های سفید پوست یا زرد پوست زودتر هیپنوتیزم می شوند.

کسی که هیپنوتیزم می کند باید این شرایط را رعایت کند :

1- کم بخورد 

2- کم بخوابد 

3- در رختخواب هایی که مقداری خشن باشد بخوابد. چیزهای نرم و لطیف خیلی سریع انرژی را به خود جذب می کنند.

4- لباس های چسبان و تنگ نپوشد

5- هنگام خواب به پهلوی راست بخوابد ( سر به  سمت شمال یا جنوب باشد ) 

6- اتاق خواب بایستی خنک باشد.

7- بایستی قبل از خواب غذاهای محرک مثل غذاهای تند نخورد. بهتر است که ازغذاهای نباتی استفاده کند. اول بهار و اول پاییز انرژی بدن بیشتر از فصل های دیگر است. بنابرین در زمستان بایستی  کره ، چربی های سبک و روغن استفاده کند و در تابستان خوردن قهوه و چای سفارش میشود. خوردن ماهی برای تمام فصل ها خوب است. ماهی انرژی اتریک می دهد.

8- این مواد را نباید استفاده کرد : کلم ، تره ، پیاز ، سیر ، تربچه ، نشاسته ، ادویه  گوشت های سنگین مثل گوشت گاو و گوشت خوک.

 تصویر (3) هیپنوتیزم دسته جمعی توسط علی موسائی

مانیه تیزور یا هیپنوتیزور خوب است که بتواند تشعشعات مغناطیسی بدن خود را برای این دو چیز مدنظرداشته باشد :

1- شدت جریان های عصبی یعنی این که پرانای لازم را به آن قسمت از بدن که انتقال دهنده انرژی است هدایت کند.

تمرین تراتاکا : روی شمع در حال سوختن بر روی شعله تمرکز کنید. نه قسمت آبی بلکه قسمت زرد. یا روی شعله رقصان بدون پلک زدن. 

 2- قابلیت پوست برای هدایت کافی قوه مغناطیسی

پوست را بایستی تمیز نگه داشت. دست های خشن نمی تواند انرژی را منتقل کند. دستها باید همیشه تمیز باشد. ناخن ها و موهای بلند انرژی را هدایت می کند. نوک گرد ناخن انرژی را به یک سمت هدایت می کند. نوک پهن انرژی را به همه طرف پخش می کند.

در بدن هفتاد و دو هزار نادی وجود دارد. چاکرا ها با شبکه پرانیک یا نادی ها به هم مرتبط هستند. شبکه نادی مثل رگها در همه جای بدن پخش هستند. پرانایی که از بینی وارد بدن می شود در نادی ها حرکت می کند و به چاکرا ها منتقل میشوند.

مراحل مختلف هیپنوتیزم :

مرحله اول : مرحله لوتارژیک یا هیپنوتیزم ایده آل

مرحله   دوم : خواب سبک

مرحله  سوم : خواب

مرحله  چهارم : خواب عمیق

 مرحله پنجم : سومنامبولیسم یا خواب گردی

  مرحله ششم : سومنامبولیسم عمیق

 تصویر (4) هیپنوتیزم دسته جمعی توسط علی موسائی

 

در سه مرحله اول درجات زیادی از آگاهی برای سوژه اتفاق می افتد که این خاطره ها ضمن وضعیت خلسه یا خاطرات زندگی گذشته برایش اتفاق می افتد.

در دو پله اول و دوم سوژه ممکن است در مقابله و یا مبارزه نتواند چشمش را باز کند و یا اگر به او تلقین بیشتری شود نمی تواند دست خود را خم کند.

در مرحله سوم از طریق تلقینات هیپنوتیزمی تسلط خوبی بر عضلات ارادی پیدا می کند. در مرحله سوم که خواب ساده است ، عامل ( انرژی دهنده ) می تواند تغییر را بوجود آورد که سوژه نتواند بنشیند و نه بایستد و با تلقین خوابش سنگین تر خواهد شد. مرحله سوم امکان پیدایش بی حسی و بی دردی وجود دارد . در این وضعیت اگر از او بخواهیم سوژه می تواند از خواب و یا خلسه بیدار شود.

مرحله چهارم سوژه شرطی خواهد شد. هوشیاریش را فراموش می کند. آغاز مرحله فراموشی در این مرحله سوژه با تلقین نامش را از یاد خواهد برد. ( سوژه این مرحله پس از بیداری حوادث و وقایع زمان خلسه را به یاد نمی آورد.) حتی اگر چند ساعت هیپنوتیزم طول کشیده باشد به یادش نمی آید. بیشتر از 20 تا 30 دقیقه خطرناک است.

مرحله پنجم آغاز خواب سومنامبولیسم است. در این وضعیت می توان به صورتی فراموشی پس از بیدار شدن را به یاد آوریم . در این مرحله کاملا می توانید آن چیزی را که در ذهنتان وجود دارد در مدت طولانی پاک کنید.

مرحله ششم : در این مرحله امکان دارد توهم بوجود آید.

 

نمونه های مختلف هیپنوتیزم :

1- خیره شدن به شعله شمع ( تراتاکا ) یا یک شیئ نورانی ، کریستال یا ماه که ساده ترین روش است.

2- پاس مغناطیسی

از فرق سر سوژه تا لگن ( چاکرای اول ) با کف دست راست پاس مغناطیسی میدهیم. 12 بار در امتداد بدن به صورت رفت و برگشت باید پاس داده شود. کسانی که قدرت شان زیاد است فقط حرکت رفت را انجام می دهند. حرکت دست باید خیلی کند و ملایم باشد تا چاکر ها انرژی بگیرند. ( روش مسمری )

3- بوسیله انگشتان

انگشت اشاره و میانی را حدود 15 تا 20 سانتیمتر جلوی چشم سوژه قرار میدهیم به او می گوئیم  به نوک انگشتان خیره شود. انگشتان را به چشمها نزدیک میکنیم و پس از این که به چشم رسیدیم با انگشتان روی پلک ها فشار می دهیم.

4- روش پاندول

مثل روش تراتاکا است با خیره شدن به پاندول .... اطراف مه آلود میشود و خود سوژه باقی می ماند.

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

از هیپنوتیزم چه می دانید؟

هیپنوتیزم عبارتست از یک نوع حالت روانی مخصوص که تحت تلقینات شخص «خواب کننده» توسط شخص «خواب شونده» پذیرفته می شود به شرط این که تلقینات برخلا ف احساس و وجدان شخص خوابرو نباشد. عده ای هیپنوتیزم را تمرکز و توجه شدید روی موضوع یا نقطه ای خاص می دانند. هیپنوتیزم یک واقعیت است که در عین شگفت انگیزی پدیده ای عادی است. اگر چه می تواند برای عده ای وسیله تفریح و جلب توجه شود ولی در کل پدیده ای است علمی که مفید و سودمند است و گاه ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد و فاجعه بیافریند.

تصویری از علی موسائی نویسنده مطالب

در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد.
اصول هیپنوتراپی

عامل اصلی در هیپنوتیزم تلقین است و تلقین هم عبارت از القاء فکری است بطور نیمه خودکار . قسمتهای مختلف مغز ، هر یک انجام کار و وظایفی را بعهده دارند . هنگام هیپنوتیزم قسمتهای دیگر مغزکه به اندیشه های مختلف توجه دارند ، از کار ایستاده و فقط یک فکر و موضوع برای سوژه باقی می ماند و آن توجه و تمرکز به یک نقطه یا فکر است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه شده و سوژه ، افکار تلقین شده را می پذیرد .بعنوان مثال وقتی به سوژه تلقین میشود که در نقطه خاصی از بدن بی حسی کامل رخ خواهد داد سوژه پذیرفته و در همان نقطه این اتفاق رخ میدهد

امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم در پزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود. پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از 80% بیماریها و بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری و یا آنها را درمان نمود. هیپنوتیزم کردن دیگران کار ساده ای نیست و کسی که دنبال فراگیری دگر هیپنوتیزم است نیاز به چند شرط لازم(نه کافی) دارد.

-1 اعتماد به نفس خوبی داشته باشد.

-2 از احساس شکست نترسد. چون شکستها پله هایی برای ترقی هستند.

-3 تمرین و ممارست داشته باشد

-4 از اثر گذاری خوبی روی دیگران برخوردار باشد.

-5 همیشه نسبت به خود و اطرافیان نگاه مثبت داشته باشد وسعی کند خودش و دیگران را همیشه دوست داشته باشد.

مهمترین اصل در یادگیری و اعمال هیپنوتیزم

تلقین به عنوان مولفه اصلی در هیپنوتیزم تاثیر چشمگیری دارد .

باید سعی شود به اشخاصی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند تلقین ارائه شود ولی باید در تلقین کردن مواردی را مد نظر داشت.

-1 با اصول پنجگانه تلقین آشنایی کامل داشته باشیم و روشهای استفاده آن را بخوبی بدانیم .

 –2 تلقین را باید با لحن شیواانجام بدهیم .

-3 با توجه به خصوصیات شخص باید تلقین را به صورت آمرانه و یا خواهشانه انجام دهیم . آمرانه بیشتر برای افراد سلطه پذیر استفاده میشود و خواهشانه بیشتر برای افراد سلطه جو استفاده میشود .

 –4 زیر و بم کردن صدا هنگام تلقین دادن خیلی مهم است .

-5 سعی کنیم که در تلقین کردن از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم.

-6 سعی نکینم که با تلقین های ممتد و بدون فاصله شخص رو خسته کنیم .خیلی اوقات تاثیر مکثهای بین تلقین بیشتر از خود تلقین است . البته این مکثها نباید بیش از 4 الی 6 ثانیه طول بکشد در این مکث ها شخص تمرکز کامل به تلقین های شما پیدا میکند.

کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی

به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که سوژه را (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم .

به نظر نویسنده علی موسائی مرند متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را “هیپنوتیزور” می نامند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود از روش بی نظیر هیپنوتیزم در جهت از بین بردن ضعفهای شخصیتی و عادات منفی مثل ترس ها و جایگزین ساختن ویژگی های مثبت در انسان می توان سود جست. اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند همچنین افرادی که در زندگی ناتوان می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد .

اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند
اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .

تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم

تصورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است. تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افراد کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارائه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند .

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

قانون جذب چه میگوید ؟ (علی موسائی مرند)

تا بحال در چندین پست در مورد مباحث هیپنوتیزم،مانیه تیزم،تله کینزی،هاله های نورانی،تله پاتی،تمرکز،ارتباط با ارواح و ... عنوان اینجانب علی موسائی مرند عنوان کرده ام اما تا به امروز در مورد قانون جذب و اینکه قانون جذب چیست صحبت خاصی به میان نیاورده ام که آن هم به این دلیل بود که بیشتر افراد و بخصوص خوانندگان این وبلاگ در مورد این قانون کم و بیش می‏دانند. اما امروز با توجه به ایمیلی که از یکی از خوانندگان دریافت نمودم؛ لازم دانستم که در مورد قانون جذب یا همان «Law of Attraction» چند خطی را بنویسم.

قانون جذب یکی از سلسله قوانینی است که بر زندگی ما جاری میباشد ولی بسیاری ازما از آن بی‏خبریم. همانند قانون جاذبه زمین که تا قبل از آنکه نیوتن آنرا کشف کند هیچ کس از آن خبری نداشت اما آن قانون به قوت خود بر طبیعت جاری بود. قانون جذب بر زندگی ما جاری و ساری است چه بدانیم و چه ندانیم، ما از آن استفاده می‏کنیم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ولی چه بهتر که آنرا بشناسیم و اهداف خود را طبق این قانون برنامه‏ریزی کنیم.

مابقی را در ادمه مطلب بخوانید

پیشینیان ما از این قانون در زندگی خود استفاده می‏کرده‏اند بدون آنکه از آن خبری داشته باشند و به صورت ناخودآگاه خواسته‏های خود را برآورده شده می‏دیدند پس ما هم می‏توانیم به راحتی از این قانون در زندگی خود کمک بگیریم.

قانون جذب می‏گوید : هر فکر و نیتی که ما در ذهن و دلمان می‏گذرانیم دارای انرژی است پس ما با فکر کردن و نیت کردن در ذهن و دل، یک پرتو انرژی به کائنات ساطع می‏نماییم که آن انرژی به صورت تجسم یافته به ما بازخواهد گشت و ما در واقع شکل تجسم یافته و مادی آن انرژی (فکر و نیت) را جذب می‏کنیم.

به عبارت ساده تر:

هرآنچه که ما تصور کنیم، آنرا تجسم یاقته (به شکل مادی) خواهیم داشت یا به عبارت دیگر( تصورات ذهنی ما=عینیت یافتن ذهنیات به شکل مادی)

و یا هر آنچه که در مورد آن فکر میکنیم، آنرا به زندگی خود وارد خواهیم کرد؛ در نتیجه ی تمرکز بیشتر، ورود آن به زندگی قطعی‏ترخواهد بود.

اما کیفیت شکل تجسم یافت? آنچه که ما تصورش را کرده بودیم بستگی به شدت تمرکز و توجه ما به نیت و خواسته ‏مان دارد. به عنوان مثال اگر ما خواهان یک عدد دوچرخه هستیم، بسته به میزان توجه ما به خواسته ‏مان، یعنی در طول روز دنبال آن بودن و پی آنرا از دوست و آشنا گرفتن، خریدن آن، شکل آنرا ترسیم کردن و خیابانها را با آن دور زدن و تمیز کردن آن و … آنرا به شکل بهتر و کاملتر – یا حتی سریعتر – جذب می‏کنیم.

چگونه جذب کنیم؟

اینکه چگونه می‏توان خواسته‏ها و نیات را با کمک این قانون برآورد و در واقع آنها را جذب کرد خود ساعتها جای بحث و گفتگو توسط افراد متخصص و صاحب نظر دارد که در این مقاله اینجانب علی موسائی مرند فقط به 4 مورد کلی اشاره می‏کنم اما به زودی در مقاله ای با مضمون “چگونه جذب کنیم و هدف گزینی و دستیابی به اهداف” به طور کامل مطرح خواهد کرد.

1دقیقا بدانیم چه می‏خواهیم (با جزئیات و مختصات).

2از کائنات خواست? خود را بخواهیم.

3چنان رفتار کنیم که گویا هم اکنون و مدتی است که این خواسته برآورده شده است.

4آماد? دریافت خواست? خود باشیم و خواسته را بحال خود رها کنیم (وابسته نشویم).

چه چیزهایی در روند قانون جذب تاثیرگذارند؟

چندین عامل وجود دارد که بر روی? جذب خواسته‏ها و نیات ما تاثیرگذارند و در اینجا به چند مورد آن اشاره می‏نمایم.

1اعتقاد کامل به قانون جذب و قدرت فکر : به این معنا که هر چقدر اعتقاد ما به این قانون عمیق ‏تر و شدیدتر باشد، روند نیل به اهداف و خواسته‏ها سریعتر و با کیفیت‏تر بوده و باعث برانگیختن کمک کائنات خواهیم شد.

2اعتقاد به اینکه در این هستی هرشخصی و هرچیزی در روند نیل به اهداف و خواسته‏ها به کمک ما خواهند آمد : این مسئله خیلی مهم است. وقتی ما بدانیم که از لحظه‏ای که از رختخواب بیرون میاییم تمام هستی منتظر اراد? ماست تا به کمکمان بیاید، خیلی بهتر جذب می‏کنیم. اصلا باید مطمئن باشیم که تمام کائنات دوست دارند که ما به خواست? مثبتمان برسیم. هیچ چیزی و هیچ شخصی و هیچ جریانی نیست که در جهت مخالف ما حرکت کند. مخالفت‏های سطحی هم در جریان موافق ما هستند.

3نیت و هدف ما باید مثبت و در جهتی باشد که به ضرر کائنات نباشدیعنی افکار مثبت داشته باشیم : این قسمت نیاز به توضیح خاصی ندارد ولی برای مثال ما به ندرت خواست? دزدی بانک سر کوچه را با کمک قانون جذب طلب می‏کنیم!

4خالق کائنات را فراموش نکنیم : بعضی اوقات ما به شدت مطمئنیم که فقط و فقط باید به خواسته‏ای که مد نظرمان بوده برسیم اما می‏بینیم که خواست? خود را به نوعی دیگر دریافت نموده‏ایم. مثلا به جای دوچرخه سه چرخه گیرمان آمد و یا یک موتورسیکلت که این قضیه به صلاح ما شکل خواهد گرفت ( تشخیص خالق کائنات و این که او بهتر از هرکسی خیر و شر ما را می‏داند را بپذیریم).

قانون جذب چه کمکی به ما میکنه
وقتی صحبت از قانون جذب به میان بیاد اغلب مسائلی مانند ثروت، شادی، موفقیت و یا جفت روحی (عشق) مطرح می شود ایا این ممکنه که با فکر کردن به ثروت ثروتمند بشیم. یا ازدواج موفقی داشته باشیم؟
جذب انسانهای دیگر:1

هر فردی در زندگی یک سری دوستان خاصی دارد که تقریبا همه آن دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگرمعمولا طیف دوستان و همنشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتا شبیه هم دارند.

ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی 5 بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی 50 بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما 20درصد امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به اندازه20درصد به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.

 

چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟
خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدیهای افراد فکر نکنیم و اصلا از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلا به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است

 

 قانون جذب می‌گوید:

 «هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت.» افکار و اندیشه‌ها قدرتی دارند که می‌توانند اشیاء و پدیده‌های جهان واقعی را بسازند و جذب کنند. «تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند
آرزوها در سه گام به دست می‌آیند، نخست خواستن: «به دنیا فرمان بده» دوم باور: «باور داشته باش که به خواسته‌ات رسیده‌ای.» سوم: تجسم: «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» احساس به فکر نیرو می‌بخشد. دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری. «پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.» تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازة کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت.

 

دوستان باز هرگونه سوالی در خصوص قانون جذب داشته باشند میتوانند از طریق ایمیل زیر سوالات خود را مطرح کنند.moosaei_1352@yahoo.com

 

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

آموزش پرواز روح (فرافکنی)

با سلام خدمت دوستان عزیزاین چندمین پستی است اینجانب علی موسائی مرند  در رابطه با فرافکنی یا همان خروج روح مینویسم باز هم اگر دوستان سوالی و یا مشکلی داشتند میتوانند در نظرات ویا بوسیله ارسال ایمیل سوال خود را بپرسند به امید آنکه مفید واقع شود

ابتدا شرایط لازم:
مکان:
مکان باید ساکت و آرام باشد. تمام مزاحمت‌های صوتی را حذف کنید. رادیو و تلویزیون را خاموش کنید. تلفن را قطع نمایید. به دیگران در مورد تمرین خود توضیح داده، از آنها بخواهید با سکوت خود، با شما همکاری کنند.
یک موزیک ملایم و بدون کلام پخش کنید، تا مزاحمت‌های صوتی جزیی در آن گم شود. این موزیک به آرامش شما نیز کمک می‌کند و زمان تمرین شما را تنظیم می‌نماید. همچنین بعد از چند جلسه، شما با صدای موزیک شرطی می‌شوید. این باعث می‌شود در تمرینات بعد راحت‌تر و سریع‌تر به نتیجه مطلوب برسید و نتایج موفق‌تری کسب نمایید. در و پنجره‌ها را ببندید تا مزاحمت‌های صوتی از بیرون وارد نشود. خود را برای پذیرش مزاحمت‌های صوتی ناگهانی آماده کنید. بدین ترتیب که به خود بگویید: مزاحمت‌های صوتی ناگهانی و احتمالی برای من به راحتی قابل تحمل است.

 

مکان بهتر است که نیمه تاریک و یا تاریک باشد. وجود نور، خود نوعی محرک و عامل مزاحم می‌باشد. تمام لامپ‌ها را خاموش کنید. پرده‌ها را کامل بکشید و اجازه دهید مکان تمرین در تاریکی فرو رود. اگر تاریکی کامل را نمی‌پسندید، یک لامپ کم‌نور روشن کنید و طوری قرار بگیرید که نور آن مستقیم به چشمان شما نتابد. اگر این لامپ کم‌نور به رنگ سبز یا آبی باشد بهتر است.
دمای محیط باید متعادل و مطلوب باشد. اگر دمای محیط گرم یا سرد باشد، باعث اختلال در تمرکز شما خواهد شد. هیچگونه بوی محرک، مهیج یا مزاحمی در محیط نباشد. البته برخی از انواع عطرها می‌تواند تأثیر مفید داشته باشد. برای مثال روشن کردن عود مفید است. این سنت در هندوستان بسیار رایج است.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

ممکن است شما به صورت ذاتی از یک عطر خوشتان بیاید و بوی آن به شما آرامش بدهد. می‌توانید از این عطر در هنگام تمرین استفاده کنید. وجود بوهای نامطبوع و مشمئز کننده می‌تواند مضر باشد.
زمان:
بهترین زمان برای تمرین سحرگاه و یا اول صبح می‌باشد، به شرط آنکه قبل از آن به اندازه کافی و لازم خوابیده و استراحت کرده باشید. انجام تمرین‌ها، شب قبل از خواب مشروط بر آنکه خستگی مفرط در وجود شما نباشد نیز امکان‌پذیر است. البته در صورت فراهم بودن سایر شرایط شما می‌توانید در هر زمان که تمایل داشته باشید تمرین کنید. مدت زمان تمرین برای مبتدیان به طور متوسط نیم ساعت می‌باشد. البته چند دقیقه کم یا زیاد شدن آن اشکالی ندارد. ولی تمرین‌های طولانی  برای اینگونه افراد به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. نتیجه‌ی تمرین هر چه که باشد (موفق یا ناموفق) نباید زمان تمرین بیشتر از مقدار ذکر شده باشد.

وضعیت جسم:
جواهرات، ساعت و امثال آن را که در تماس با پوست بدن هستند، از خود دور کنید. وجود یا عدم وجود عینک روی چشمان شما بستگی به عادت و راحتی شما دارد، هر طور که راحت هستید همان طور عمل کنید. لباس‌های تنگ و ضمخت را از تن خارج نموده، به جای آن لباس راحت و گشاد بپوشید، تا هیچگونه فشاری توسط لباس به جسم شما وارد نشود. نیازی به برهنه بودن نیست و بهتر است که لباس و پوشش به همان صورت مذکور داشته باشید.

بهتر است قبل از تمرین دوش بگیرید یا حداقل دست و پا و صورت خود را بشویید. حتماً قبل از تمرین روده و مثانه خود را تخلیه نمایید.
برای تمرین می‌توانید روی صندلی نشسته و یا روی زمین دراز بکشید. اگر از حالت اول استفاده می‌کنید، یک مبل راحت و پشت بلند انتخاب کنید. روی آن بنشینید، کف هر دو پا را به طور کامل روی زمین بگذارید و سر و گردن را بر روی پشتی صندلی رها کنید؛ طوری که سر معلق در هوا نباشد. در مجموع وضعیت بدن شما روی صندلی به گونه‌ای باشد که در تمام بدن احساس راحتی کنید و هیچ یک از عضلات تحت فشار و یا انقباض نباشد. در صورتی که برای تمرین روی زمین دراز می‌کشید، حتماً یک زیرانداز نرم و مناسب (پتو یا تشک) پهن نمایید. روی تخت و خوشخواب نیز می‌توانید تمرین کنید. استفاده یا عدم استفاده از بالش به خود شما بستگی دارد. هرطور که راحت هستید همان طور عمل کنید. برای تمرین به روش خوابیده باید به پشت دراز بکشید، پاها را به اندازه عرض شانه‌ها باز نمایید، دست‌ها را با کمی فاصله در کنار بدن قرار دهید.

در هنگام تمرین‌های فرافکنی بهتر است که چشم، بسته باشد. با بسته شدن چشم، ارتباط با دنیای فیزیکی قطع می‌شود و می‌توانید تمرکز بهتری داشته باشید. انسان از طریق حواس پنج‌گانه ادراکات محیط فیزیکی را دریافت کرده، با اطراف ارتباط می‌گیرد. بخش اعظم ارتباط ما با محیط اطراف از طریق چشم‌ها می‌باشد. همچنین بیشترین تحریکات فیزیکی نیز از طریق حس بینایی وارد می‌شود. پس با بستن چشم‌ها بخش عمده‌ی ارتباطهای ما با عالم فیزیک قطع می‌گردد و جلو ورود بسیاری از تحریکات فیزیکی که عامل مزاحم می‌باشد، گرفته می‌‌شود.

تنفس:
در شروع تمرینات انجام تنفس عمیق و شکمی همراه با حضور آگاهی می‌تواند بسیار مفید باشد. اینگونه تنفس‌ها سریعاً انسان را به آرامش می‌رساند. تنفس عمیق شکمی طی چهار مرحله انجام می‌شود. مرحله اول، دم عمیق است که طی آن با یک دم عمیق، ریه را به‌طور کامل پر از هوا می‌کنید. مرحله دوم، حبس و نگه‌داشتن هوای ورودی به منظور تبادل کامل اکسیژن و دی‌اکسیدکربن می‌باشد. در صورتی که هوای ورودی را چند لحظه در ریه حبس کنید، از اکسیژن آن به طور کامل و بهینه استفاده می‌شود. مرحله سوم، بازدم عمیق است که طی آن تمام هوای ریه تا آنجا که مقدور باشد، تخلیه می‌گردد. البته تخلیه‌ی کامل ریه از لحاظ فیزیولوژیک امکان‌پذیر نمی‌باشد. در مرحله چهارم، چند لحظه به ریه استراحت ‌دهید و سپس تنفس بعدی آغاز شود. در حالت معمولی عموماً نفس کشیدنهای انسان سطحی می‌باشد، در نتیجه هوای قابل توجهی وارد ریه نمی‌شود. از آنجا که همان مقدار کم هوای ورودی نیز سریعاً تخلیه می‌گردد، اکسیژن موجود در آن به طور کامل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

تنفس‌های عمیق شکمی به شرط همراه بودن با حضور آگاهی اثرات آرامش‌بخش خواهد داشت. بدین ترتیب که در هنگام تنفس عمیق باید آگاهی، توجه و حضور ذهن بر یکی از این موارد باشد: عمل دم و بازدم (هوای ورودی و خروجی)، داخل حفره‌های بینی، نوک بینی، پیشانی (چشم سوم) ، پشت حلق (زیر مغز)، چهار سانتی‌متر زیر ناف (روی شکم) و شمارش دم و بازدم.
حضور آگاهی بر عمل تنفس علاوه بر آرام کردن بدن باعث سکون بخشیدن به ذهن، ایجاد حالت درونی مناسب و افزایش کارایی تمرین‌ها می‌گردد. نفس‌های عمیق باعث افـزایش انرژی بدن، افـزایش سطح سلامت، تمدد اعصاب، تسلـط بر افکار و احساسات، بالا رفتن قدرت تمرکز و ایجاد نیروی روحی می‌گردد. برای استفاده بهتر از نیروی تنفس و آرامش حاصل از آن می‌توانید همزمان با نفس‌های عمیق یک توده‌ی ابرمانند انرژی‌زا و نورانی را در چند سانتی‌متری صورت خود مجسم کنید و با هر عمل دم بخشی از آن را وارد وجودتان کنید. این تجسم نیز بسیار آرام‌بخش خواهد بود و سبب رهایی شما خواهد شد.

رها‌سازی جسم:
رها سازی جسم به معنای ایجاد انبساط در عضله‌ها و رها شدن آنها از انقباض‌ها و تنش‌ها می‌باشد. برای این منظور می‌توانید به ترتیب با بخش‌های مختلف بدن خود و عضله‌های مربوطه به آن بخش صحبت نموده، از آنها بخواهید که آرام شوند. شاید این موضوع به نظر شما عجیب بیاید، ولی مطمئن باشید که سیستم عصبی، پیام شما را به آن بخش از بدن می‌رساند و آن بخش آرام و رها می‌شود. برای مثال می‌توانید بگویید: کف پای راست من! لطفاً آرام و رها باش.
روش دیگر برای رهاسازی این است که اول توجه خود را به پاها معطوف می‌کنید. اگر در این اندام احساس گرفتگی، انقباض یا درد دارید، آن را با استفاده از قدرت تجسم به سمت زمین هدایت کرده و از کف پا به زمین منتقل نمایید. و بدین ترتیب آن را از خود دور کنید. سپس توجه خود را به روی تنه (شکم، سینه، کمر و شانه‌ها) برده، در صورتی که گرفتگی، درد و انقباضی دارد، با قدرت تجسم آن را به سمت پاها هدایت کنید و سپس به زمین منتقل نمایید. در مرحله بعد همین کار را با دست‌ها و در مرحله‌ی آخر با سر و گردن انجام دهید. بدین ترتیب تمام گرفتگی‌ها، انقباض‌ها، دردها، تنش‌ها و اضطراب‌ها از جسم شما به زمین منتقل می‌گردد؛ زمین ظرفیت بالایی برای دریافت و هضم این موارد دارد.
روش دیگر برای رهاسازی جسم حضور و حرکت آگاهی در بخش‌های مختلف جسم می‌باشد. صرف این عمل باعث رهاسازی بدن می‌گردد. در این روش، وقتی آگاهی بر یک بخش از بدن متمرکز می‌شود به سایر بخش‌ها توجهی ندارد. برای مثال توجه خود را بر کف پاها متمرکز کرده،  برای چند لحظه آگاهی خود را در این بخش نگه‌ دارید. در این حالت به سایر بخش‌های بدن توجهی نداشته باشید. این عمل باعث احساس آرامش در کف پا می‌شود. سپس آگاهی و توجه را به روی پا ببرید و چند لحظه نگه ‌دارید. در این حالت نیز از سایر بخش‌های بدن غافل ‌باشید و بدین ترتیب در روی پا نیز احساس آرامش کنید. همین کار را به ترتیب با تمام بدن تا فرق سر انجام دهید تا تمام بدن ریلکس و رها گردد.

رهاسازی ذهن:
رهاسازی ذهن، پس از رهاسازی جسم صورت می‌گیرد. برای این منظور ابتدا تمام ورودی‌های ذهن را باز گذارید و اجازه دهید تا تمام افکار وارد شوند. در این حالت پس از چند لحظه این افکار خودشان ذهن را ترک خواهند کرد و شما نیز آنها را بدرقه کنید. اگر ورودی‌های ذهن را ببندید و بخواهید با تلاش جلوی ورود افکار را بگیرید، نتیجه معکوس می‌دهد. چون فشار زیاد افکار پشت درهای بسته‌ی ذهن سبب ایجاد مزاحمت و اختلال در رهاسازی ذهن و تمرکز فکر می‌گردد. در طول تمرین‌های اولیه، ذهن از مسیر اصلی تمرین‌ها به کرات منحرف می‌شود، ولی هر بار آن را با نرمی و لطافت بر موضوع تمرین باز گردانید. هرگز برای این کار از خشونت استفاده نکنید.
شیوه‌ی دیگر برای رهاسازی ذهن یادآوری و یا تجسم یک منظره زیبا می‌باشد. بدین ترتیب که یکی از مناظر زیبایی را که قبلاً دیده‌اید در ذهن یادآوری ‌کنید و یا با استفاده از قدرت تجسم خلاق تصویر یک منظره‌ی زیبا را در ذهن خود مجسم ‌کنید. این منظره می‌تواند یک پارک، یک باغ، ساحل دریا، کوه، دشت، جنگل و… باشد. در این حالت تمام بخش‌های آن منظره را در ذهن خود ببینید. رنگ‌های مختلف و اجزای تصویر را به خوبی ببینید. صدای آن محیط را بشنوید. بوی آن محیط را استشمام کنید. با تمام وجود در آن محیط قرار ‌بگیرید و آن را احساس و ادراک کنید. اجازه دهید پرنده‌ی ذهن شما در این محیط زیبا به پرواز درآید و آرامش و رهایی را تجربه کند





نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

افزایش تمرکز و کنترل ذهن علی موسائی مرند

دوستان توجه داشته باشند روشهایی که در زیر ارائه میشود کاملا عملی و مورد استفاده قرار گرفته است پس سعی کنید همه مطالب را اول کامل بخوانید بعد شروع به تمرکز نمائیدبنابراین در ابتدا لازم است، تفاوت میان توجه و تمرکز مشخص گردد. توجه (attention) یک فرایند شناختی معطوف ساختن ذهن، بطور انتخابی، بر روی یک چیز و نادیده انگاشتن سایر چیزها است. توجه حداکثر 30 ثانیه پابرجا می ماند. تمرکز (concentration) عبارت است از حفظ کانون توجه بر روی یک تکلیف خاص، پس از منحرف شدن توجه، توسط عوامل مزاحم و پرت کننده حواس. تمرکز به مفهوم گوش بزنگی و هوشیاری درونی است. غیر از عواملی همچون سر و صدا و عوامل دیداری که سبب بر هم خوردن تمرکز میگردند، عوامل بسیار دیگری در پیرامون و درون ما وجود دارند که آرامش و تمرکز را از ما سلب میکنند.

 

از این عوامل میتوان به ترس، تردید، نگرانی و اضطراب اشاره کرد. وقتی بیاموزیم که چگونه باید تمرکز کنیم، ورود این نیروهای مخرب به ذهن مان دشوارتر میگردد. از نظر اینجانب علی موسائی مرندامروزه بشر قربانی تفکرات تاریک، مبهم و مخرب خویشتن است، اما روزی فرا خواهد رسید که نیروی تمرکز ما، اندیشه های مزاحم و پریشان کننده را محو خواهد کرد. به یقین تمرکز مطمئن ترین راه برای دستیابی به اهداف است. کنترل افکار نیازمند تمرکز پایدار است. پرتوهای خورشید را در نظر آورید، هنگامی که پرتوهای خورشید به کمک یک ذره بین بر روی یک جسم متمرکز میشوند، گرمایی به مراتب بیش از پرتوهای پراکنده و ناهمگرا؛ از همان منبع واحد، تولید خواهند کرد. این حقیقت وجودی تمرکز است. تمرکز خود را پراکنده سازید و به نتایج معمولی و پیش پا افتاده دست یابید. اما آن را بر روی یک هدف خاص متمرکز سازید و به نتیجه ای به مراتب بهتر نایل آیید. وقتی شما تمرکز خود را بر روی یک هدف واحد متمرکز میکنید، تمام اعمال، اعم از ارادی و غیر ارادی در راستای دستیابی به آن هدف قرار خواهند شد. چنانچه شما تمام انرژی خود را بطور انحصاری بر روی یک هدف معطوف سازید، نیرویی خلق خواهید کرد که اسباب دستیابی به آن هدف، برای شما مهیا خواهد شد.

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

هنگامی که شما افکار خود را متمرکز میسازید، نیروی اندیشه شما افزایش می یابد. لازمه تمرکز همانا توانایی جلوگیری از ورود افکار مزاحم به ذهن است. نیروی اراده به اندازه کافی قوی هست که هر آنچه شما تصور کنید را برایتان ممکن سازد. ذهن همواره بایستی تحت فرمان و کنترل اراده و جسم نیز تحت فرمان ذهن باشد. توسعه و تقویت تمرکز به ممارست مداوم احتیاج دارد. البته ذهن انسان از تادیب و نظم پذیری بیزاراست، بنابرین در مقابل آن مقاومت میکند. اما شما نیز بایستی با نیروی اراده در برابر تمرد و سرکشی های نفس راحت طلب خود ایستادگی کنید. همه چیز به انتخاب شما بستگی دارد. قانون جذب (attraction law) (به مقاله قانون جذب از علی موسائی مرند مراجعه شود) در تمام جهان حکمفرماست. این قانون به ما می آموزد که بر روی هر چیزی که تمرکز کنیم، آن را به سمت خود خواهیم کشاند. و یا از سویی شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب خواهید کرد. اگر بر روی نیکی تمرکز کنیم، زندگی ما آکنده از خوشی و شادکامی، و چنانچه بر روی ثروت تمرکز کنیم، پول و مکنت را جذب خود خواهیم کرد. تمرکز بر کمالات انسانی و ارزشهای والا به عدم وابستگی و استقلال، و استقلال به قدرت منتهی میگردد.

در غیاب تمرکز، دستیابی به هیچ هدف و مقصودی میسر نخواهد بود.از موفقیت در تجارت، ورزش و هنر گرفته تا شفا یافتن، تمرکز کلید طلایی ای است که به شما در شکوفا ساختن و تسلط بر پتانسیل ذاتی تان یاری می رساند. وقتی بر اعتقادات، توانایی ها و اهداف تعریف شده خود تمرکز کنید، هیچ کس توان و یارای آشفته ساختن، دلسرد کردن و متوقف ساختن شما را نخواهد داشت. چشم اندازها و رویکردهای خود را تعین کنید، و به سوی اهداف و آرزوهای خود گام بردارید، و تا دستیابی به آنها تمرکز خود را از دست ندهید. در پرتو نیروی تمرکز میتوانید به آرامش درون دست یابید و شکست ناپذیر گردید.

• تمرینات برای انجام تمرینات یک محیط ساکت و آرام را بیابید. سعی نکنید بیش از حد خودتان را تحت فشار قرار دهید. انجام تمرینات تمرکز دشوار بوده و بعضا طاقت فرسا است. از روزی 5 دقیقه شروع کنید و بتدریج زمان تمرین را افزایش دهید. اما چنانچه در ابتدا از عهده تمرینات بر نیامدید مایوس نشده و به آنها ادامه دهید. تمام حواستان را متمرکز تمرینات کنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

1- یک کتاب را انتخاب کرده، سپس تعداد واژه های هر پاراگراف را شمارش کنید. البته بدون گذاشتن انگشت بر روی لغات و تنها با چشمها. سپس سعی کنید تمام واژه های یک صفحه کامل را بشمارید.

2- از عدد یک تا 100 را بطور معکوس شمارش کنید: 100،99،98….

3- تمرین فوق را مجددا تکرار کنید، اما این بار شمارش را از 100 آغاز کرده و 3 عدد درمیان ادامه دهید: 100،97،94….

4- یک واژه خوشایند را انتخاب کنید. و بطور آهسته در ذهنتان به مدت 5 دقیقه تکرار کنید. به تدریج زمان را به 10 دقیقه افزایش دهید.

5- یک سیب را مقابل خود روی میز قرار دهید. به مدت 10 دقیقه تمام حواس خود را متمرکز آن سیب کنید. آن را لمس کنید، ببویید و نگاه کنید.

6- اکنون تمرین فوق را مجددا تکرار کنید. اما این بار پس از اینکه به سیب خود نگاه کردید، چشمان خود را ببندید و بکوشید تصویر سیب را در ذهن خود مجسم کنید. چنانچه شکل سیب را فراموش کردید، مجدداً به سیب نگاه کنید و دوباره چشمان خود را بسته و سیب را در ذهنتان تجسم کنید. پس از تجسم سیب، محو آن گردید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید.

7- یک قاشق و یا چنگال را بردارید و روی آن تمرکز کنید. از تمام جهات به آن نگاه کنید. بدون بیان کلامی در ذهن، یعنی ذهنتان بایستی تهی از واژه ها باشد. تنها به چنگال نگاه کنید بدون آنکه توسط واژه ها درباره آن بیاندیشید.

8- یک شکل هندسی نظیر دایره و یا مستطیل رسم کنید و درون آن را به رنگ دلخواه رنگ آمیزی کنید. بر روی آن تمرکز کنید. شما بایستی تنها به آن شکل هندسی نگاه کنید، نزد شما تنها چیزی که وجود عینی دارد، همان شکل هندسی است. عاری از هرگونه افکار مزاحم و نامربوط و یا هرگونه عامل پرت کننده حواس. به چشمان خود فشار نیاورید و با واژه ها به آن فکر نکنید.

9- سعی کنید به مدت 10 دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید، یعنی جریان تفکر را متوقف سازید.

10- یک تصویر کاملا نا آشنا را به مدت چند دقیقه مشاهده کنید. سپس بکوشید جزئیات تصویر را به خاطر آورید.

11- در تخیل خود یک دایره به روی یک دیوار سفید رسم کنید. سپس در مرکز آن یک نقطه بگذارید و به آن نقطه خیره شوید.

12- چشمان خود را ببندید و شروع کنید به تجسم عدد "1" در مقابل خود، وقتی که عدد یک را مشاهده کردید، در ذهنتان با صدای بلند بگویید"یک". اجازه دهید تا عدد یک محو گردد. اکنون عدد "2" را تجسم کنید و به محض مشاهده آن با صدای بلند بگویید"دو".این تمرین را تا عدد 100 تکرار کنید.

13- یک نقطه را روی دیوار شناسایی کنید. روی آن نقطه تمرکز کنید. هرگونه اندیشه ای را از ذهنتان پاک کنید. و تنها بر روی آن نقطه تمرکز کنید.

14- روی صندلی بنشینید و چشمان خود را ببندید. ذهنتان را ازهر گونه اندیشه ای پاک کنید، تنفس خود را عمیق کنید و تعداد بازدم های خود را شمارش کنید.(5 دقیقه)

15- یک لیوان پر از آب را با دست بگیرید. سپس دست خود را بصورت راست و کشیده در آورده و سعی کنید لیوان را ثابت نگه دارید. به لیوان چشم بدوزید و سعی کنید لیوان بدون حرکت باقی بماند، نباید تکانهای قابل تشخیص وجود داشته باشد (لرزش اندک طبیعی است). این تمرین را از یک دقیقه آغاز کرده و تا 5 دقیقه بتدریج افزایش دهید.

16- روی صندلی بنشینید. سعی کنید تمام عضلات خود را شل و ریلکس کنید. بکوشید هرگونه انقباض ارادی و غیرارادی بدن خود را متوقف و حذف کنید. بدون حرکت به مدت 5 دقیقه ثابت و بی حرکت بمانید.

• راهکارهایی عملی از علی موسائی برای حفظ تمرکز در موقعیتهای خاص:

 1- از قبل خود را مهیا سازید: مشکلات غیر منتظره به میزان قابل توجهی از اعتماد بنفس و تمرکز شما میکاهند. اندکی آمادگی میتواند بسیار موثر واقع شود. اکنون فرض کنید میخواهید خود را برای یک رقابت ورزشی مهیا سازید. ابتدا هر نوع اطلاعات، هر چند جزئی را گردآوری کنید ،تا قادر باشید وقایع را بدرستی پیش بینی کنید.زمین بازی به چه شکل خواهد بود؟خورشید در زمان انجام بازی در کدام جهت و موقعیت مکانی قرار خواهد داشت؟آیا تماشاگران زیادی در ورزشگاه حضورخواهند یافت؟به ورزشگاه بروید و از نزدیک آن جا را مورد بررسی قرار دهید. سپس بدترین حالت ممکن را پیش بینی کنید. چه چیز ممکن است تمرکز شما بر هم بزند و شما را پریشان خاطر کند؟داوری ناعادلانه ؟ سروصدا و تمسخر تماشاچیان؟از قوه تخیل خود کمک بگیرید.شرایط احتمالی را تجسم کنید و سپس در آن شرایط خاص به تمرین بپردازید.اگر احتمال میدهید سروصدای تماشاچیان تمرکز شما را بر هم خواهد زد،یک ضبط صوت را با صدای بلند در کنار زمین قرار داده و سپس به تمرینات خود بپردازید.و یا به یکی از دوستان خود بگویید که حین تمرین سر شما داد بکشد و شما را مورد تمسخر قرار دهد!

2-جریان فکری خود را متوقف سازید: هنگام مواجهه با یک اندیشه مزاحم یک علامت قرمز و بزرگ چراغ راهنمایی را مقابل خود تجسم کنید. سپس اجازه دهید تا علامت به همراه اندیشه ناخواسته محو گردد.

3- زدودن افکار از ذهن: ابتدا بطور فیزیکی ریلکس و آرمیده شوید. میتوانید بنشینید و یا دراز بکشید. سپس بدون اینکه خود را تحت فشار قرار دهید، اجازه دهید ذهنتان بطور آزادانه سیر کند. در این زمان خواهید دید که افکار عجیب و غریبی به ذهنتان خطور خواهد کرد. بدون اینکه بیش از حد نسبت به آنها واکنش نشان دهید، از نگاه یک شخص بیگانه آنها را مورد بررسی قرار داده و سعی کنید به منزله چیزی در خارج از وجود خودتان به آنها بنگرید. سپس هر کدام از آنها را کنار بگذارید. در واقع شما با این کار آگاهانه تصمیم میگیرید تا افکار خود را دنبال نکنید.

• حفظ تمرکز هنگام مطالعه:

 1-نگرانی های احساسی: ابتدا برای مشکلات جدی خود راه حلی بیابید و یا تصمیم بگیرید که در فرصت مناسب تری به آنها رسیدگی خواهید کرد.

2-شرایط مطالعه: مکان مطالعه بایستی از تهویه مناسب (بمنظور جلوگیری از خواب آلودگی شما) و نور کافی برخوردار باشد. همچنین محیط مطالعه بایستی ساکت و بدون سرو صدا و دمای محیط کمتر از 22 درجه سانتی گراد باشد. در صورت لزوم موزیک ملایمی نیز در پس زمینه وجود داشته باشد.سعی کنید برای مطالعه یک زمان خاص و معین را اختصاص دهید.مکان مطالعه بایستی فاقد تلفن (به ویژه گوشی تلفن همراه)، تلویزیون و یخچال باشد.سعی کنید بطور انفرادی مطالعه کنید.

3- گهگاهی به چشمان خود استراحت دهید. کاهش پلک زدن و خیره شدن به مطالب درسی موجب خستگی چشمها میشود. به یک نقطه دور دست نگاه کنید. چندین بار محکم پلک بزنید و با دستان خود چشمهایتان را مالش دهید.

4- سرعت مطالعه خود را افزایش دهید. تند خوانی فرصت کمتری را برای نفوذ عوامل مزاحم به ذهن باقی خواهد گذاشت.

5- 10 تا 20 دقیقه ابتدایی مطالعه بایستی به عنوان مرحله گرم کردن ذهن تلقی گردد. بنابراین از اینکه در این مدت تمرکز 100 درصد ایجاد نگردیده، دلسرد نشوید. بیشتر اشخاص در 20 دقیقه نخست از اینکه نتوانسته اند تمرکز داشته باشند، از مطالعه کردن نا امید میشوند. اما به مطالعه خود ادامه دهید تا بتدریج علاقه و تمرکز ایجاد گردند.

6- اگر احساس کردید تمرکزتان در حال کاهش یافتن است. کتاب و جزوه خود را ببندید و قدری استراحت کنید.حرکات کششی انجام دهید، اندکی راه بروید و یک نوشیدنی بخورید.

7- پس ازفراگیری مطالب جدید به خود پاداش بدهید. (یک شکلات، کیک و یا غذای مورد علاقه)

8- خواب کافی و تغذیه مناسب لازمه برخورداری از تمرکز است.

9- از آنجایی که مطالب درسی ناخوشایند ایجاد کسالت میکنند، بکوشید یک نوع حس علاقه و هدفمندی به مطالب درسی در خود ایجاد کنید

امید که قابل استفاده دوستان قرار گیرد، دوستان باز هر گونه سوالی داشتند به آدرس زیر ایمیل کنند

moosaei_1352@yahoo.com

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک ، تصویر سازی ، تلقین پذیری و تمرکز همراه می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را می تواند تجربه کند. وقتی آنچنان محو تماشای تصویری می شوید که از اطرافتان غافل می گردید ، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوج? وقایعی که در اطرافتان می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی ، درواقع تجرب? هیپنوتیزم خودبخودی هستند. در این مورد بعداَ توضیحات بیشتری خواهم داد.

 در اینجا قصد از بیان این موضوع این بوده که هیپنوتیزم را صرفاَ یک خلس? مصنوعی که نیاز به مکان و زمان خاص و وجود فردی به عنوان هیپنوتیزور داشته باشد ، قلمداد نکنید. بنابراین چون هیپنوتیزم ، حالت طبیعی تغییر ذهن می باشد ، قدمت آن بی تردید به هزاران سال قبل می رسد و انسان متفکر حتماَ از زمان های بسیار دور متوج? این پدیده شده است.

 آنچه که از متون کهن و حکایات تاریخی و شواهد موجود به دست می آید ، این عقیده را ثابت می کند که انسانها به شیوه های مختلف در جوامع گوناگون از این پدید? جالب بهره می گرفتند.

 ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری ، رقصهای خاص بومیان آفریقایی ، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا ، روشهای خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در3000 سال قبل ، آیینهای مذهبی و ......   به وضوح می توان مشاهده نمود . مصریها ، ایرانیان و هندیها اقوام پیشرو در استفاد? علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابق? درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده ، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی باشد. برای مثال می توان از مانی نام برد. مانی آنچنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از هیپنوتیزورهای آمریکایی ، مانی را بزرگترین هیپنوتیزوری می داند که تاریخ بخود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می کنند ، شباهتی عجیب با تکنیکها و پدیده های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می گیرد.

خلاصه اینکه هیپنوتیزم در طی تاریخ به شکل های مختلفی جلوه گری می نمود تا اینکه در قرن هیجدهم ، در اروپا ، دکتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با کشیشانی که با آهنربا اقدام به شفابخشی می کردند ، به این اعتقاد رسید که مغناطیس اثر درمانی دارد و این تئوری را مطرح کرد که موجودات واجد یک انرژی مغناطیسی هستند که می تواند بر روی موجودات دیگر اثر بگذارد و این اثر می تواند جنب? درمانی نیز داشته باشد و درواقع مسمربنیانگزار مانیتیزم شد.

 مسمر پزشکی معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضی ساخت که در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور می کرد که آن آب مغناطیسی شده است. بیمارانش بر لب? آن حوض می نشستند و پاهای خود را در آب قرار می دادند. دکتر مسمر با ابهت و وقار خاصی وارد صحنه می شد و عصای آهنربایی خود را ، پس از مدتی انتظار وارد آب می کرد تا آنچنان که خود عنوان می کرد جریان مغناطیس به راه بیافتد و در این زمان اغلب بیمارانی که بر لب? حوض نشسته بودند ، دچار حالتی از هیجان عصبی می شدند و در واقع یک فلسف? هیجانی را تجربه می کردند و وقتی از آن حالت بیرون می آمدند بسیاری از آنها ، احساس بهبودی می کردند و شاید هم سلامتی خود را باز می یافتند.

 وقتی شهرت و آواز? مسمر ، در سراسر اروپا پیچید و خیل عظیم بیماران بسوی او هجوم آوردند ، لوئی شانزدهم هیاتی را که متشکل از افرادی چون لاوازیه و فرانکلین بوده ، مأمور بررسی روش درمانی مسمر نمود. پس از بررسی دقیق ، آنها بیان داشتند که روش درمانی مسمر در بسیاری از اوقات نتیجه بخش است اما صحت علمی روش درمانی او را مورد تردید قرار داده و تأیید ننمودند و این باعث شد که مسمر از ادام? فعالیت باز ماند.

 

مسمر عقایدی را بنیان نهاد که نمی توان آن عقاید را خیلی مقرون به واقعیت دانست ، اما در هر حال باعث گردید که نگاه ها به سوی این حالت که بعدها هیپنوتیزم نام گرفت ، جلب شود ازاین رو مسمر را می توان باعث و بانی تولد هیپنوتیزم علمی دانست و این نکته هم لازم است ذکر شود که علی رغم اینکه بیش از2000 سال قبل ، صحت علمی تئوریهای مسمر را مردود شمردند که واقعیت هم جز این نبوده  اما هنوز هم عقاید مسمر طرفداران فراوانی دارد.

در اینجا قصد ندارم مانیتیزم را یکسویه نقد کنم. بگذاریم بحث ما ادامه یابد و نتیجه گیری نهایی را ، بخصوص وقتی نگاهتان به هیپنوتیزم عوض شد ، به خودتان واگذار می کنم.

بعد از مسمر افراد دیگری چون آبه فاریا و لافونتن آمدند و کارهای مسمر را پی گرفتند تا نوبت به دکتر جیمز برید انگلیسی رسید. وی متوجه شد بعضی بیمارانی که نگاهشان به نقطه ای نورانی تثبیت می شود ، دچار تغییر حالتی خاص می شوند. او با مسمر و عقایدش آشنایی داشت. با نظم بخشیدن به مشاهداتش ، متوجه شد که این تغییر حالت درواقع یک خلسه است که سوژه یا فردی که در آن فرو می رود آرامش یافته ولی در عین حال حرف شنوی خاصی در او بروز می کند. جیمز برید نام این خلسه را هیپنوتیزم نهاد که برگرفته از نام « هیپنوز » اله? خواب یونان است. برید در همان زمان متوجه شد که استقرار این خلسه ربطی به مغناطیس ندارد و درواقع تغییر در تمرکز سوژه با ثابت کردن نگاه او و حرفهایی که درمانگر بیان می کند باعث استقرار آن می شود و در همان زمان هم بیان کرده بود که این حالت خواب نیست و با خواب معمولی تفاوتهای اساسی دارد و چون نام هیپنوتیزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعی می کند ، متوجه شد که نام مناسبی را انتخاب نکرده است. اما تا بخود بجنبد این نام آنچنان فراگیر شد که فرصت تغییر در آن را از او گرفت.

بعد از جیمز برید که حدود 170 سال قبل ، مبدع نام هیپنوتیزم بود ، بزرگان زیادی در عرص? شناسایی علم هیپنوتیزم قدم به میان گذاشتند. از جمل? اینها می توان از برنهایم ، شارکو ، فروید ، اریکسون و هیلگارد نام برد. برنهایم برای رد هیپنوتیزم دست به آزمایشات و تحقیقاتی زد ، اما نه تنها هیپنوتیزم را رد نکرد ، بلکه آنچنان به هیپنوتیزم معتقد شد که هنوز جملات جانبداران? زیادی از او به یادگار مانده که در جای خود بیانشان می کنم. برنهایم اعتقاد داشت کسانیکه هیپنوتیزم نمی شوند ، مبتلا به یک نوع اختلال روانی هستند.

شارکو ، متخصص اعصاب معروفی که در کتابهای پزشکی از او بسیار نام برده شده است ، هیپنوتیزم را نشان? هیستری می دانست ( هیستری یک اختلال عصبی است که امروزه در حوز? اختلالات تبدیلی Convertional Disorder   جای می گیرد و اطلاعات بیشتر را خدمتتان ارائه خواهم داد ) و دلیل او ، هیپنوتیزم پذیری بیش از حد هیستریک ها بود. بعدها در تعاملاتی که بین این دو پیش آمد ، این نتیجه حاصل شد که « هیپنوتیزم یک تجرب? ذهنی گذراست که بیش از 90% از مردم طبیعی جامعه قادر به تجرب? آنند. اما هیپنوتیزم شدن نه نشان? سلامت روان است و نه دلیلی برای بیماری روانی ».

فروید هیپنوتیزم را از شارکو آموخت و بحث ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه فروید به طرز جالبی در این مورد تئوریهایی ارائه داد که از بحث های اثاثی و پایه ای برای توجیه حالتها و پدیده های هیپنوتیزمی می باشد.

فروید شرط های بعد از هیپنوتیزمی ( Post Hyphosis Response ) را نیز اول بار به طرز جالبی توصیف کرده است. بعدها که فروید به روانکاوی و روش تداعی آزاد روی آورد ، هیپنوتیزم را روش مناسبی برای روانکاوی ندید ( که گاهی از اوقات هم به دلایلی چنین است ) و او به همین دلیل از هیپنوتیزم دست کشید و این دستاویزی شد تا روانپزشکان به هیپنوتیزم بهای درخور ندهند و به طور سمبلیک در بین هیپنوتیزورها معروف است که فروید ورود هیپنوتیزم به مجامع آکادمیک را پنجاه سال به تأخیر انداخت.

هیپنوتیزم یک تکنیک علمیست که تاریخچه ای مستقل داشته و می تواند در بسیاری از بیماری های روانی مؤثر واقع شود و در بسیاری از اختلالات روانی نیز هیچ کاربرد مؤثری ندارد و در معدودی از اختلالات روانی هم بکار بردن آن ممنوع است. این علم انحصار به هیچ گروه خاصی ، حتی گروه پزشکی ندارد و اتفاقاَ نامدارترین هیپنوتیزورهای حرفه ای ، افرادی غیرپزشک بوده اند. اما استفاده از هیپنوتیزم در امور درمانی باید منحصراَ در اختیار کسانی باشد که قانوناَ حق درمان دارند. روانپزشکان هم می توانند آنجاییکه صلاح می دانند از این علم در جهت درمان بیماران خود بهره بگیرند و مختار هستند هیچ استفاده ای از آن نکنند.

اما مخالفت با هیپنوتیزم ، آنچه که در گوشه و کنار شاهد آنیم و برخی از روانپزشکان عزیز با استفاده از مستندات و منابع مربوط به دهها سال قبل به این امر مبادرت می کنند همانقدر پذیرفتنی نیست که تعریف و تمجیدهای بی حد و حصر عده ای که مایلند هیپنوتیزم را عملی جادویی و ساحرانه تلقی کنند. در هر صورت عقاید هر کس در جای خود محترم است. ما با تخطئ? بی دلیل هر فرد و یا هر مکتب فکری ، موافق نیستیم و در این وبلاگ هدفم شناساندن علمی هیپنوتیزم بر اساس جدیدترین تئوریها و تحقیقات بوده و می خواهم به دور از هرگونه حاشیه پردازی بی مورد به بالندگی علمی زیبا ، شریف و مؤثری چون هیپنوتیزم اهتمام نمایم و در این راه به نقد و نظر بی پیرایه ، علمی و غیرمتعاصب? دوستان ، بشدت علاقمندم و هردستا را که در این راه کمکم کند به گرمی میفشارم تا به یاری خداوند ، هیپنوتیزم را در سرزمینی که مردمش از هزاران سال قبل بل آن آشنایی داشتند و عوامل مختلف باعث پیشرفت آن گردیده ، به جایگاه درخور و شایسته اش نزدیکتر سازیم.

ادام? تاریخچ? هیپنوتیزم را بعداَ بخوانید.

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»

 

دکتر شارکو دستیار دیگری داشت بنام دکتر اعلم الملک که از اولین دانشجویان اعزامی از ایران در دوره قاجاریه بوده و پس از مرگ شارکو ، جانشین وی در بیمارستان روانپزشکی پاریس گردید .

 دکتر اعلم الملک پس از روی آوری به علوم  غریبه ، از مقام خویش استعفا داده و به ایران بازگشت و به عنوان پزشک دربار مظفرالدین شاه مشغول به کار شد . او هیپنوتیزم را از شارکو  آموخته بود و برای سرگرمی درباریان در مجلس شاه هیپنوتیزم انجام می داد. در واقع او اولین کسی است که هیپنوتیزم را با این نام به ایران آورده ، به سرزمینی که مردمش از هزاران سال قبل این علم را به خوبی می دانستند و به مقاصد مختلف از آن بهره می بردند .

 ناگفته نماند که بسیاری از تکنیکهای موجود در کتابهای جدید هیپنوتیزم که از سوی هیپنوتیزورهای غربی معرفی شده ملهم از روشهائیست که دراویش ایران در صدها سال قبل در مراسم خویش به کار میبردند .و علیرغم اینکه در مکاتب فعلی هیپنوتیزم بین هیپنوتیزورهای علمی و هیپنوتیزورهای سنتی از لحاظ مبانی تئوریک ، گاها تفاوتهای اساسی وجود دارد ولی تکنیکهای موجود و آمار افرادی که به درجات سبک ، متوسط و عمیق هیپنوتیزم فرو میروند و نیز افرادی که هیپنوتیزم نمی شوند همخوانی نزدیکی وجود دارد اما گاهی از افرادی که وارث علوم پر رمز و راز صوفیان ایرانی هستند ، اعمالی عجیب سر می زند و در اینکه این اعمال ، در واقع جلوه های خاص هیپنوتیزم هستند تردیدی نیست اما آمار موجود در کتابها را بشدت زیر سوال می برد . در توجیه این پدیده ها هم کوششهای فراوانی شده و دستاوردهای قابل توجهی هم حاصل گردیده ، اما در بسیاری اوقات بنظر میرسد که اطلاعات ما در توجیه این مسایل اندک  بوده و هنوز راه درازی برای شناخت اسرار این علم در پیش رو داریم .

 

در قرن بیستم با افزایش آگاهی و نیز روشن شدن تاثیرات هیپنوتیزم در درمان برخی بیماریها ، مراجع رسمی پزشکی در بسیاری از کشورهای مترقی مجاب گردیدند که هیپنوتیزم را به عنوان روش معتبر در طب جایگزین یا آلترناتیو بپذیرند برای مثال در سال 1958 میلادی استفاده از هیپنوتیزم توسط پزشکان در آمریکا مورد قبول قرار گرفته و در کشورهای اروپایی نیز کم کم هیپنوتیزم جایگاه نسبتا" مطلوبی پیدا کرد .

در واقع در بسیاری از مراکز آکادمیک معتبر ، دپارتمانهای تحقیقات هیپنوتیزمی از حدود 50 سال قبل ، شکل گرفته و این موضوع باعث پیشرفت مطالعات و اعتبار بیشتر هیپنوتیزم گردید .

با روشن شدن جنبه های فیزیولوژیک تاثیر هیپنوتیزم ، جایگاه آن ارتقا قابل توجهی یافته به نحوی که افراد معتبری چون سادوک نظرات جالب توجهی ابراز داشتند . دکتر سادوک که از روانپزشکان نامی معاصر می باشد حدود دو دهه  قبل بیان نمود که هینوتیزم یک روش طبیبیست و نباید آن را به دید یک شاخه از طب جایگزین نگریست . در واقع سادوک بین هیپنوتیزم و علومی نظیر طب سوزنی افتراق قائل شده و توصیه نموده بود که پزشکان هیپنوتیزم را بدانند و در درمان از آن بهره گیرند .

تا دو دهه قبل حتی طرفداران متعصب هیپنوتیزم اعتقاد داشتند که هیپنوتیزم در بیماریهای روانی یا روان تنی موثر است . اما با ارائه نتایج تحقیقات متعدد و جامعی که در مورد اثرات هیپنوتیزم صورت گرفته و پیشرفتهایی که در زمینه شناخت واسطه های شیمیایی اعصاب و سیستم ایمنی بدن و نیز ارتباط بین آن دو حاصل گردید ه ، اثر بخشی هیپنوتیزم در درمان بسیاری از بیماریهای جسمی بخصوص بیماریهایی که اختلال در سیستم ایمنی در بروز یا تشدید آن نقش دارد اثبات گردیده است که در این مورد بعدا" بیشتر توضیح خواهم داد .

در کشور ما با اینکه هیپنوتیزم تاریخجه ای بسیار قدیمی دارد ، اما در قرن گذشته هیپنوتیزم عمدتا در دست هیپنوتیزورهای حرفه ای قرار داشته و با اینکه در مهارت و استادی آنها در انجام هیپنوتیزم شکی نداریم اما بدلیل بعضی از اظهارنظرهای غیر علمی و برخی ادعاهای حساسیت برانگیز و دخالت بی حد و حصر گروهی از آنها در امور پزشکی باعث گردید که جامعه پزشکی ایران به طور غالب دیدگاه منفی نسبت به هیپنوتیزم پیدا کرده که البته کاهلی پزشکان و دانش آموختگان علوم پزشکی در فراگیری این علم و انجام تحقیقات در این زمینه هم قابل کتمان نیست . به بیان دیگر اینکه هیپنوتیزم در ایران فعلا وضعیتی دارد که حدود 50 سال قبل در مغرب زمین مطرح بود . بحث و جدلهایی که در آن زمان در اروپا تقریبا به نفع هیپنوتیزم خاتمه یافته و با اظهار نظرها و تلاشهای نامدارانی چون اریکسون و هیلگارد ، به روش علمی و به صورت مستدل ، هیپنوتیزم جایگاهی آکادمیک یافته ، بدلیل روند نامناسبی که هیپنوتیزم مدرن در چند دهه گذشته در کشور ما طی کرده ، متاسفانه وضعیت فعلی اصلا" مطلوب نیست . البته با تشکیل شدن انجمن های علمی متعدد و نیز برگزاری دوره های آموزشی کلاسیک توسط مراکز معتبری چون سازمان نظام پزشکی ایران در طی دو دهه قبل ، وضعیت بهتری را نوید می دهد ، اما فکر می کنم تا رسیدن به جایگاه مطلوب هنوز راه زیادی مانده است .

در بین هیپنوتیزور های حرفه ای ایران چند نفر نقش فعالتری داشته اند نظیر آقایان کابوک ، الماسیان ، فریور  و .... که در این میان فکر میکنم ، با نام کابوک بیشتر آشنا باشید . آقای شعبان طاووسی متخلص به کابوک ، هیپنوتیزم را نزد افرادی چون هاری آرونز فرا گرفت . آرونز از معروفترین و علمی ترین هیپنوتیزورهای حرفه ای معاصر آمریکاست . وقتی کابوک به ایران بازگشت ، اگر چه به دلیل برپایی جلسات متعدد نقش مهمی در معرفی هیپنوتیزم به جامعه ایرانی ایفا نمود اما برخی اظهار نظرهای نه چندان علمی و اتخاذ روشهایی که چندان به مصلح نبود ، با توجه به اعتباری که در بین مردم یافته بود باعث بروز عقایدی گردیده که اصلاح آن با اینکه سالها از مرگ کابوک می گذرد ، هنوز کار راحتی نیست .البته منظور از بیان این موضوعات نقد عملکرد است و نقش مثبت کابوک در معرفی هیپنوتیزم به هیچ وجه قابل کتمان نیست و عقایدی هم که ذکرش به میان آمد فقط کار او نبوده بلکه در واقع اینها اعتقاداتی است که حداقل از زمان مسمر به صورت جدی در این حوزه مطرح بوده و خیلی ها این اعتقادات را متعصبانه بیان می دارند ولی آنهایی که شناخته شده تر هستند و صاحب جایگاه شده اند مسئولیت سنگین تری دارند . نقش آنها همانقدر که می تواند موثر باشد ، می تواند مخرب هم باشد . ولی چون مطمئنا" هیچ تعمدی در بین نبوده ، و آنها صرفا" عقایدشان را بیان می کردند ، بایستی به کارهای مثبتشان قدر نهاد . ولی کاش این گونه افراد ، به محدوده خود رضایت می دادند و امور پزشکی و روانپزشکی و مسائل تخصصی روانشناسی را به اهلش واگذار می کردند تا باعث برانگیخته شدن حساسیت منفی جامعه علمی نگشته و وقفه ای در روند پیشرفت هیپنوتیزم و خدشه ای به حرمت این علم مقدس وارد نمی شد .

به هر حال واقعیتی اجتناب ناپذیر این است که در چند دهه گذشته هیپنوتیزم توسط هیپنوتیزورهای حرفه ای به مردم جامعه ما شناسانده شده و بسیاری از آنها نقش شایان توجه و خدمات ارزشمندی ارائه داده اند . از حدود دو دهه قبل نیز توجه جامعه پزشکی به هیپنوتیزم در حد قابل ملاحظه ای ، افزایش یافته و برگزاری کلاسهای آموزشی توسط نظام پزشکی ، تشکیل چند انجمن علمی ، انتشار کتابهای نسبتا" جامع و .... نوید از آینده ای بهتر می دهد اما هنوز آنقدر اطلاعات مردم جامعه ، حتی قشر تحصیلکرده ، در این مورد کم است که بسیاری از آنها تفاوت هیپنوتیزم را با مسایلی همچون  انرژی درمانی و .... نمی دانند .

هیپنوتیزم علمی معتبر ، قدیمی ، اصیل و موثریست که به عنوان اصلی ترین تکنیک دستیابی به ضمیر ناخودآگاه ، و نیز به عنوان یک روش کم عارضه و موثر پزشکی و علمی که به دلیل آمیختگی آن با عرفان ، ادبیات و هنر و ارتباط آن با روان انسان جایگاه والا و مستقل خود را داراست و در میان خیل طرفداران آن ، من هم سعی دارم با کمک دوستان ، برای معرفی علمی آن به جامعه جوان و پویا و جویای دانش مملکتم گامی بردارم و ادای وظیفه نمایم .

 

 

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس  ***   که درازست ره مقصد ومن نوسفرم

 

ای نسیم سحری، بندگی من برسان ***  گو فراموش مکن وقت دعای سحرم

 

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»
با سلام

قرار شده به دلایلی دوباره این وبلاگ رو راهاندازی کنیم و به نوشتن ادامه بدیم . امیدواریم که بتونیم در ماههای آینده یه سایت درباره هیپنوتیزم راه اندازی کنیم تا چه پیش آید .










با تشکر . نویسنده


نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»
وبلاگ در روزهای آتی به رو خواهد شد .




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/6 توسط فرهاد به یاد«حسام»
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد