سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

نبض شاه تور
شاه تور،شاهتور، نبض شاه تور، جامعه، اسلام،قدر، فوتبال،شرق اصفهان، عکس،ورزش،آرایش،آشپزی،دختر،پسر،عشق،عاشقی،دخترونه،پسرونه،خنده ،جک،سلامتی،روانشناسی،جعفری،فرهاد، آپلودعکس،فتوا،آخوند،عرفان،اسلام،شیطان، جن،همسرداری،مسائل جنسی،سکس مفید،چیستان،زندگی نامه ی ائمه،قرن،ادبیات،سینما،هنرپیشه،اخبار،ترفند،اعتیاد،مطالب جالب،خاطرات،مقام رهبری،شهیدان شاه تور

 


 

  خانمی شوهرش رابه مطب دکتربرد.


 

 بعدازمعاینه،دکتر،خانم رابه طرفی بردوگفت:


 

 اگرشما این کارها را انجام ندهیدبه طورحتم شوهرتان خواهدمرد.


 

‏1.هرصبح برایش یک صبحانه ی مقوی درست کنید و


 

 باروحیه ی خوب او را به سرکاربفرستید.


 

 ‏2.هنگام ناهار،غذای مغذی وگرم درست کنید و


 

 قبل ازاینکه به سرکاربرود اورا دریک محیط خوب موردتوجه قراربدهید.


 

‏3.برای شام یک غذای خوب ومخصوص درست کنید و او درکارهای خانه اصلاکمک نکند.


 

 درخانه،شوهرازهمسرش پرسید: دکتربه تو چه گفت؟ خانم گفت: شما خواهید مرد!

نویسنده: امیر حسام




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89/12/22 توسط فرهاد به یاد«حسام»

1 - دختر نیستید.

2 - همیشه خودتون
هستید(100 مدل آرایش نمی کنید)

3 - فقط
شما می تونید رئیس جمهور بشید.

4 - فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید.

5 - برای دعوا کردن به بابا یا داداش
بزرگتر احتیاج ندارید.

6 - توی
اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید.

7 - در کمتر از 10 دقیقه
می تونید دوش بگیرید.

8 - هر
جور که حال کنید لباس می پوشید.

9 - در کمتر از 2 دقیقه لباس
می پوشید و آماده می شید.

10 - و
مهمتر از همه اینکه شما هیچ وقت نمی ترشید.




نوشته شده در تاریخ شنبه 89/12/21 توسط فرهاد به یاد«حسام»

نمیدونم اسمش رو چی میشه گذاشت,مثلأ یک مشکل توی جامعه البته ازنظر خانواده ها(والدین) وکسانی که جوانی شون رو کیف حسابیش زدندو...،اما بحث جالبترم میشه توجه کن!: دختر و پسرها اسمش رو میزارند ابتدا دوستی وسرگرمی,یکمی که رفت عاشق هم دیگه میشن(عشق وعاشقی رو به بازی میگیرن) بعدشم به هم دیگه وابسطه میشن و خیال بافی میکنن مثلأ یکی از بحثاشون این که چندتا بچه داشته باشیم وازاین قبیل تفکرات که موقعی که با هم رابطه برقرار می کنند در میان می گذارند.( بعضی ها که دارن این مطلب رو می خونند منظورم رو گرفتند)یکمی که گذشت از رابطشون بهونه ها شروع میشه برای مثال مشکلاتشون اینطوری شروع میشه:این پیامی بودا که واسم ارسال کردی دیشب یک جور دیگه بود.یک چیز دیگه بود.واسه چی به من دروغ گفتی؟نکنه بیشترازمن واست اهمیّت داره؟نکنه ازمن خسته شدی.نکنه دیگه دوستم نداری.نکنه هرچی بهم گفتی دروغ بود.نکنه داری من رو بازی میدی؟نکنه...؟ خوب دوستان کم کم رابطشون داره سرد میشها! واسه خاطراین که کلمه ای به نام « شک »می یاد وسط ؛انصافأ بهشون حق بدید ,می دونید چرا آخه هنوز همدیگه رو ندیدند.بازم می دونید چرا؟الان واستون توضیح میدم خفن :دختروپسرش مهم نیست!جریان از اینجا شروع میشه ، به طوری که ابتدا یک پسروچندتا دختر یا یک دختروچندتاپسر.بابا چرا فکر بد میکنی!منظورم این که یکی از این گروها ی چندتایی با شیطان کوچیکشون( موبایل )واسه سرگرمیشون یک شماره رو میگیرندو1000تا شماره بالاترشُ شروع می کنند بگیرند وبعدشم دیگه بسم الله! انواع مزاحمت رواز قبیل صدا درآوردن،مدیربانک بودن،مدیرشرکت گازو... بودن رو به صورت کاملأ حرفه ای بازی می کنند. اما بدبخت اون کسی که گیرشون بیفته ،مگه ولش می کنند!!! طرف مقابل اگه دختر باشه شمارش دست چندتاپسره خمار دوست دختر میفته و اگه دختره پا بهشون بده دیگه بدتر،این پسرا هی زیرآب یکدیگه رو میزنند تادختره با یکیشون دوست بشه و از پشت تلفن عاشقش بشه(چقدر آدم باید خفت بکشه!یکمی خجالت به جای خفت بد نیست) اما اگه طرف مقابل پسر باشه خدا به دادش برسه واسه این که این دخترا درجه ی حسادتشون نسبت به هم بد واکنش نشون میده! این پسر بد بخت اگه به یکی از این دخترا بله رو بگه ،بقیشون سایه ی پسره رو با آرپیچی میزنند! و هر کاری می کنند که یک دوست پسر اگه باید از زیر سنگم شده پیدا کنند تا روی هم دیگه رو کم کنند. اینم باید بگم اکثرأ یک رابطه به این شکل برای مثال که بهتر درکش کنیدیک طرفش اصفهان وطرف دیگش تبریز هستش! امیدوارم حق رو بهشون داده باشید! به هر حال اینم یک جور ومشکل توی جامعه ی ماست!بد نیست مسؤلان به جای فرستادن ماهواره به فضا یکمی به فکر این جوونا باشند، دارن هلاک میشن. اما جالبیش این جاهست که این جور رابطه ها بیش از چندماه دوام نمی یاره! آخه پسره دنبال کسی می گرده که ببینتش ،ببوستش و... دخترا هم دست کمی از پسرا ندارند.اما حالا چیکار می کنند؟ باید بگم واسه اینکه بتونن کمبود مححبتشون رو جبران کنند، راه میفتن توی خیابون ،بازار،مناطق تفریحی و بدیش اینجاس بعضی هاشون بهترین وقت رو در مراسم مذهبی میدونند(بابا حریمی چیزیی بندازید) دست به هر کاری می زنند که یکی رو به قول پسرا مخش را بزنند !به قول دخترا...(نمیدونم اینجارو چی بگم ،میتوننددخترخانوما خودشون کلمه ی مناسب روبزارند) اما چطوری دست به هر کاری میزنند. میتونید از روی چهرشون تشخیص بدید! با خودتون میگید مگه میشه؟ باید بگم بد نیست یک نگاه به چشاشون بندازید آخه چشماشون درد گرفته (بدبخت از بس که چشمک زده چشماش درد گرفته) یا یک روش دیگه که خیلی پروپاقورص داره نوشتن شماره روی کارت هست که این مورد99% برای پسرها صورت میگیره و اون1%هم که واسه دختراس بیانگر اینکه خیلی سرش درد میکنه برا پسرا! روش دیگش متلک انداختنه که به خاطر محدودیت هایی که توسط مدیریت وبلاگ(آقا فرهاد خودمون رُ میگم) اعلام شده نمی تونم بگم! جمله های بدی نیست اما بعضی هاتون که جنبش رو ندارید! هی میرید به این پسرها یا دخترها می ندازیند!!! راستی تا یادم نرفته باید این رو بگم منظور مطالبم به همه دختر خانوما وهقا پسرها نبود فقط یک عدّه ی خاص و با جنبه منظورم بود.چراکه ما پسرهای سر به زیر و دختران عفیف توی جامعه که کم نداریم و ضمنأ دوستان عزیز هدف این مطالبی که گفتیم اینکه خودمم نمی دونم هدفم چی بود! دور از شوخی می خوام بگم   اگه واقعأ دوست از نوع جنس مخالفتون رو انتخاب می کنید به هرکسی پا ندید آخه الان به دوستای خودتونم نمی تونید اعتماد کنید چه برسه به جنس مخالف که با یک نگاه می خوایید دوستش بشید!


ضمنأ اگه از مطالب خوشتون اومده یا از بحث دوست یابی وسوال های از این زمینها که مربوط به رابطه ها میشه خوشتون می یاد و دوست دارید در این زمینه مطالب به درد بخور واستون بزاریم وجواب بدیم، حتمأ حتمأ بهمون بگید. پل ارتباطی من باشما از طریق ایمیل:


amirhesamgh73@yahoo.com 


و همچنین قسمتی که مربوط به نظرات میشه.


بچه ها نظر یادتون نره واسمون خیلی مهمه(پیشنهاد،انتقاد سازنده و... یادتون نره)


نویسنده:امیرحسام          

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 89/12/20 توسط فرهاد به یاد«حسام»

برای اینکه خودتونو به یه پسر ~~~~~~~~~~~~ امروزی تبدیل کنید کارای زیر رو مرحله به مرحله انجام بدید:

اول میرید از تو اتاق خواب مامان جون یواشکی موچین و چند تا کرم بر می دارید.بعد از رو یکی از عکسای مامان ابروهاتونو درست می کنید.چون ابروی بیشتر پسرارو با پاچه ی بز پیوند زدن درنتیجه باید نصف ابرو رو بردارید به طور خیلی ضایع هر چی ضایع تر بهتر.بعد یه تیغ بر می دارید ?-? تا خط عمودی میندازید تو ابروهاتون که مثلا آره داداش ما این کاره ایم و تو دعوا وقتی داشیم یکی رو از ساختمون پرت می کردیم این بلا سرمون اومده (آب زررررشک حالا خوبه شلوارشونم نمی تونن بکشن بالاها ادعای دعوا کردنم می کنن Very Happy
).بعد کرمارو قاطی می کنید یه چیز مزخرفی در میاد اونو بمالید به صورتتون تا پوستتون یکم از حالت اسکاجی دراد.(البته قبلش ریشو میشو سیبیلو بزنید بهتره).حالا با استفاده از تف و چسب مایع و روغن لادن و اتو مو موهاتونو رو به هوا نگه دارید.هر قسمت از مو به یک سمت بره.ضایع ترین مدلی که می تونیدو درست کنید تا بیشتر خوشگل شین.یا می تونید دستتونو بکنید تو پریز برق تا زود زود موهاتون درست شه.

بعد برید و یکی از تی شرتایی که ماله کوچیکیاتون بوده رو بیارید(هر چی کوچیک تر بهتر)یه اسکلتی چیزی روش بکشید.حالا کم کم سعی کنید تی شرتو تنتون کنید(تو می تونی تو می تونی آفرین سعی کن!).آهااا حالا یقه ی تی شرتتونو تا سر نافتون جررررر بدید و دقت کنید که شکمتون باید از زیر تی شرت بزنه بیرون.یه لباس زیره تنگ تنگ(ترجیحا به رنگ های قرمز یا بنفش یا آبی پر رنگ یا زرد قناری یا سبز پر رنگ یا سرخابی)بپوشید و هر چقدر که در توانتونه بکشیدش پایین.دقیقا سر مرز باشه!!!حالا یه شلوار کهنه و کوچیک و پاره پوره از تو انباریتون پیدا کنید چند جاشو بسوزونید و سوراخ کنید بعد بپوشیدش ولی لازم نیست به خودتون زحمت بدید زیاد بالا بکشیدش تا
? انگشت بالای رون بسه... ؟؟!؟!؟ )طوری که لباس زیرتون کاملا تابلو باشه.آفرین حالا کفشاتونو بردارید و تا می تونید با ماژیک روش حروف انگلیسی و چرت و پرت بنویسید چند جاشم پاره کنید.خیلی خوب شد ایول بپوشیدش.

هر چی انگشتر و گردنبند پیدا می کنید به خودتون آویزون کنید.چند تا عکس حشره مشره هم(مثل سوسک و خرچنگ و عنکبوت و خر چسونه و ...)رو بازوتون بکشید و چند تا پیکسل با طرح های ضایع هم به سر تا پاتون وصل کنید(می تونید از ساق هم استفاده کنید تا ضایع تر شید).بعد یه عینک آفتابی که ? برابر چشماتونه رو بزنید حالا شلوارتون یکم بکشید پایین تر دستاتونو بکنید تو جیبتون.آفرین حالا آماده ی قدم زدن تو خیابون شدید!خوش بگذره!(راستی آدامس یادتون نره حداقل ??
تا آدامس بندازید تو دهنتون و به حالت ضایع بجویدش)
همین دیگه اینکارا رو میکنین که کسی طرفتونم نیمیادددددد
شوخیدلم شکستتهوع‌آورتهوع‌آور




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»

وقتی خدا زن را آفرید به مرد گفت این زن است . وقتی با او روبرو شدی . مراقب باش...
شیخ حرف خدا را قطع کرد و گفت مراقب باش به او نگاه نکنی .
سرت را به زیر افکن تا افسون افسانة گیسوانش نگردی مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین می بارند . گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحر انگیزش را نشنوی که مسحور شیطان می شوی.
از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است.
مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت می سوزاند و سرنگون به چاه ویلت می افکند....
مراقب باش
...و من بی آنکه بپرسم پس چرا او را آفرید
گفتم ((به چشم ))
شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که به قصد امتحان تو و این از لطف اوست در حق تو.
پس شکر کن و هیچ مگو...
گفتم ((چشم ))
و در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز او را ندیدم به چشمانش ننگریستم .
آوایش را نشنیدم .
چقدر دوست می داشتم بر موجی که مرا به سوی او می خواند بنشینم اما از خوف آتش قهر و چاه ویل باز می گریختم.
و هزاران سال گذشت خسته و فرسوده و احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمی شناختمش.
اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم .
دیگر تحمل نداشتم . پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم . و گریستم . نمی دانستم چرا؟
قطره اشکی از چشمانم جاری شد. و در پیش پایم به زمین نشست .
به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم ، می دانست با لبخند گفت این زن است . وقتی با او روبرو شدی مراقب باش. که او داروی درد توست بدون او ناقصی . مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است . من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم ؛ نمی بینی که در بطن وجودش موجودی را به پرورش می برد.من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآوردم پس اگر تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن، گیسوانش را نظر میانداز حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم.
من : اشکریزان و حیران خدا را نگریستم . پرسیدم پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ویل تهدید کردی ؟
گفت : من ؟
فریاد زدم : شیخ گفت تو سکوت کردی اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟
باز صبورانه و با لبخند همیشگی گفت : من سکوت نکردم فقط تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی .
و من در گوشه ای دیدم شیخ همچنان حرفهای پیشین را تکرار می کند.




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»

خیلی خنده‌دار

 

مو ها زمان سکته را میدانند چون تحقیقات نشان میدهد که مو ها میتوانند تاریخچه ای از تنش های شخص را در خود ذخیره کنند

 

من وقتی این مطلب علمی رو خوندم نسبت به کچل ها حسودی ام شد چون

 

1.کچل ها زودتر از همه متوجه باران میشوند نکته بین

 

2.گچل ها میتوانند با خیال راحت شیشه راپایین بکشند واز جریان هوا لذت ببرند مدرک داشتن

 

3.انها به راحتی میتوانند برای رفتن به مهمترین مهمانی هم از موتور سیکلت استفاده کنند آفرین

 

4.مو دارها اگر عرق کنند مجبورند حمام بروند و موهایشان را کلی با شامپو بشورند و در اخر با سشوار خشک کنند و کلی حالت دهند در حالی که کچل ها این مشکل را با یک دستمال کاغذی حل میکنند

 

5.هر روز مثل سایر افراد نگران ریزش موهایشان نیستند شوخی

 

و................. مهمتر اینکه کچل ها تنش ها و اضطراب هایشان را ذخیره نمیکنند

 

 

 

 

 

 

 

                                                      Bf یا gfکچلشه اگه نظر نذاری (البته ببخشید توهین نشه ها. امیر،فرهاد)




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»







خدا خر را آفرید و به او گفت:

تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

خر به خداوند پاسخ داد:

خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.

خدا سگ را آفرید و به او گفت:

تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد.

سگ به خداوند پاسخ داد:

خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد.

خدا میمون را آفرید و به او گفت:

تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.

میمون به خداوند پاسخ داد:


بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:

تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

انسان گفت:

سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!

و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند، و مثل خر بار می برد!

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!

و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»

اگه پسرهانبودن...
_اگه پسرهانبودن کی مامانارودق میداد؟
_اگه پسرهانبودن کی خونه رومیکردباغ وحش؟
_اگه پسرهانبودن تودانشگاه استادکی روضایع میکرد؟
_اگه پسرهانبودن دخترا به چی میخندیدند؟
_اگه پسرهانبودن دختراکی رو سرکارمیزاشتن؟
_اگه پسرهانبودن دختراکی روتیغ میزدن؟
_اگه پسرهانبودن کی ظرف ها رو می شست ؟
_اگه پسرهانبودن آشغال هاروکی میزاشت جلودر؟...

_و بالاخره اگر پسرها نبودند کی این همه با دخترها کل کل میکردو کم میاوردو از رو نمی رفت ؟گیج شدموااااایخیلی خنده‌دارخیلی خنده‌دار




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»

  -اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک
و موارد دیگر که اینجا جاش نیست

 


2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید

 



3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه


 


  -از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید



5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است



6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه



7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید



8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!



9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد



10- فقط شما میتونید برید استادیوم



11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید



12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید



13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید



14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید



15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید



16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره



17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید



18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با موتوررو تجربه کنید



19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید


 

 

 - به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89/12/19 توسط فرهاد به یاد«حسام»
........
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : سونامی محمد